متن کامل پیام روح‌الله مؤمن نسب در رابطه با اقدام اینستاگرام در حذف حساب ایرانیان

چقدر فریاد زدیم، تهمت شنیدیم؛ خواهش کردیم، کنایه شنیدیم؛ بحث کردیم، تمسخر شدیم؛ استدلال کردیم، بایکوت شدیم و توپ‌خانهٔ توییتری و اینستاگرامی عده‌ای هر روز و هر ساعت جبهه را هدف گرفته بود تا صدای حقیقت به گوش اهل‌ش نرسد؟!…
آقای ضرغامی به بزرگ‌ترین کوچ آریایی به تله‌گرام اسراییلی افتخار می‌کرد و کتاب چندکیلیوییِ پست‌های اینستاگرامی‌اش را در سخنرانی‌های‌ش تبلبغ می‌کرد و فعالیت در اینستاگرام را تکلیف شرعی می‌دانست و ما را به چه و چه متهم می‌کرد و حسن آقای عباسی اشغال زمین دشمن و عملیات نامتقارن در حاکمیت مطلق دشمن را تئوریزه می‌کرد و آقای پناهیان شرم می‌دانست یکی انقلابی باشد و اینستاگرامی نباشد و معتقد بود باید آنقدر زمین دشمن را پر کنیم تا مال ما شود! و کاسب میدان هم که، منصور امینی… نیروهای دل‌سوز را متحجر می‌خواند و سازمان و دفتر و دستک و عِدّه و عُدّه‌ای و بودجه‌های میلیاردی و دوره‌های کشوری و ساخت حساب اینستاگرامی و توییتری برای چهره‌ها و آموزش استفاده از فیلترشکن بدون شرایط سنی و بازاریابی حرفه‌ای برای اینستاگرام و برنامه‌ریزی دقیق برای افزایش نفوذ توییتر در ایران و… و ساعت‌ها بحث بی‌نتیجه با این آقایان و دیگرانِ مدعی…
اکنون هم دل‌خونیم از جَری شدن دشمن و دل‌سوزانه می‌خواهیم جبران مافات کنند و به چند سؤال پاسخ دهند:
۱⃣ مگر اینستاگرام و توییتر، هر دو شرکت‌هایی آمریکایی نیستند؟ پس چرا در یکی فیلتر شدید و در دیگری، نه؟ و آیا منتظرید توییتر هم در زمان مناسبی شما را کاملاً فیلتر کرده و کشورمان را تحقیر کند؟
۲⃣ شما بیش‌از یک میلیون بسیجی را برای دنبال‌کردن حساب سرداران و… به اینستاگرام کشیدید… اکنون چرا دشمن فقط حساب‌های فرماندهی و محوری را بسته و از طرفی بقیهٔ حساب‌های پراکنده را چگونه سازماندهی می‌کنید؟
۳⃣ این اقدام دشمن کاملاً قابل پیشبینی بود؛ در مواجهه با آن چه اقدامی تدارک دیده‌اید؟
۴⃣ فیلتر کردن تعدادی حساب با دنبال‌کنندگان میلیونی و بازکردن مجدد چندتای آن‌ها و بستن برخی از صفحات برخی حساب‌ها و دست‌نزدن به برخی دیگر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
۵⃣ آیا بهتر نیست تمام دنبال‌کنندگان سازماندهی شدهٔ حساب‌های بسته شده، نام و تصویر پروفایل خود را فوراً به نام و تصویر فرماندهان سپاه تغییر دهند و اعلام‌کنند به‌خاطر نبودن آزادی بیان در اینستاگرام و توییتر، حساب‌های خود را به نرم‌افزارهای داخلی منتقل می‌کنند؛ تا این‌گونه دشمن هم برای این اقدام وحشیانهٔ خود، حداقل هزینه‌ای داده باشد؟
۶⃣ آیا وقت آن نرسیده است که صفحات فیلتر شده را به نرم‌افزارهای مشابه داخلی منتقل کرده و رسماً اعلام کنید تا دشمن بفهمد اقدام‌ش باعث تقویت داخلی‌ها شده است؟ و مگر نه این‌که صفحات نرم‌افزارهای داخلی هم در همه‌جای جهان دیده می‌شود؟
۷⃣ آیا بهتر نیست با نهضتِ شکایت از مسئولینی که وظیفهٔ قانونی خود را انجام نداده‌اند، همراهی کنید و از قوهٔ قضاییه مطالبه کنیم سران تله‌گرام، توییتر و اینستاگرام را رسماً، علناً و عادلانه در ایران محاکمه کند؟ و مجلس را برای استیضاح مقصران و تحقیق و تفحص از دستگاه‌های مربوطه (خصوصاً وزارت ارتباطات و اطلاعات) تحت فشار قرار دهیم؟
۸⃣ آیا نباید فیلتر کردن فوری اینستاگرام در پاسخ به فیلتر شدن ایرانیان در اینستاگرام را از مسئولین مطالبه کنیم تا اینستاگرام ناگهان با ریزش میلیونی کاربران مواجهه و تنبیه شود؟
۹⃣ آیا وقت این نرسیده که بودجه‌های بیت‌المال را در سال #رونق_تولید ، از این پس خرج تقویت نرم‌افزارهای تولید شده در داخل کشور و به دست جوانان ایرانی کنیم؟
🔟 آیا مقصران این وضعیت نباید عزل شده یا استعفا دهند و ستاد فرماندهی مجازی نیاز به تحول ساختاری و انسانی ندارد؟

✒ روح‌الله #مومن_نسب
Sapp.ir/momennasab

مدذ

وایبر و واتس آپ بنگاه خیریه نیستند؛ دولت باید به فکر جایگزینی این نرم افزارها باشد

شبکه های اجتماعی پدیده ای نوظهور در حوزه ارتباطات است. امروزه بسیاری از مردم دنیا با استفاده از شبکه های اجتماعی، به شیوه ای نوین ارتباطات خود شکل می دهند. اما تنها کارکرد شبکه های اجتماعی، ایجاد ارتباط نیست. پس از برملا شدن فروش اطلاعات شخصی مردم به سیستم های اطلاعاتی امریکا، موجی از بدبینی نسبت به این شبکه ها ایجاد شد. در چند سال اخیر مسئولین کشورمان نیز برای حفاظت از حریم خصوصی مردم در شبکه های اجتماعی وارد میدان شدند. اقدامات دانشمندان جوان ایرانی نیز در طراحی نرم افزارهای جایگزین بخشی دیگر از فعالیت ها در این زمینه بوده است.

 

در سال گذشته نحوه برخورد با دو نرم افزار وایبر و واتس آپ به محل اختلاف دولت و قوه قضائیه تبدیل شد. دولتمردان متعتقدند تا زمانی که جایگزینی برای این نرم افزارها پیدا نشود نباید این دو نرم افزار را فیلتر کرد. قوه قضائیه نیز با تکیه بر این که سرور این دو نرم افزار در اختیار اسرائیل است و در فضای این نرم افزار بی قانونی های زیادی صورت گرفته است، معتقد است که این دو نرم افزار باید فیلتر شود.

 

برای بررسی چند و چون این ماجرا و پی بردن به ماهیت اینگونه نرم افزارها به سراغ کارشناس ارتباطات روح الله مومن نسب رفتیم. در طول مصاحبه راجع به تمام آنچه در بالا آمد از وی سوال کردیم. این گفت و گو پیش روی شماست:

 

در شرایطی که همه خدمات در دنیای سرمایه داری، باید سودآوری داشته باشد، چرا خدمات وایبر و واتس آپ رایگان است؟

 

هیچ چیزی در دنیا رایگان نیست. اینها هم بصورت رایگان خدمات ارائه نمی دهند. خودشان اعلام کرده اند که از سه طریق در حال درآمدزایی هستند. روش اول تبلیغات، روش دوم فروش اطلاعات، روش سوم تولید ترافیک یا پهنای باند.

 

رییس وایبر یک افسر اسرائیلی است و مرکز شرکت سازنده این نرم افزار در خاک اسرائیل است. وایبر در دنیا به عنوان یک نرم افزار جاسوسی شناخته می شود. این شرکت با جذب تبلیغ درآمدزایی نمی کند و شیوه مشهود تبلیغی ندارد.

 

دومین روش، روش فروش اطلاعات است. به عنوان مثال اطلاعات مردم ایران برای دستگاه های اطلاعاتی اسرائیل و یا سازمان سیا بسیار ارزشمند است. این اطلاعات را به این سازمان های جاسوسی می فروشند و از طریق آن کسب اطلاعات می کنند. این فروش اطلاعات بصورت رسمی اعلام می شود.

 

شاید جالب باشد بدانید که وایبر اطلاعات انقلابیون بحرین را به دستگاه اطلاعاتی بحرین فروخت. در انگلستان نیز شبیه به همین اتفاق افتاد. در دادگاه های دانشجویان معترض انگلیسی، پرینت مکالمات دانشجویان علیه آنان استفاده شد و دانشجویان به حبس محکوم شدند. در عربستان نیز همینگونه بود. وایبر در صفحه شفاف سازی خود اعلام کرده بود که اطلاعات ۷۰کشور را به سیستم اطلاعاتی فروخته است.

 

شرکت های سازنده اینگونه نرم افزارها و یا فیس بوک و گوگل بنگاه خیریه نیستند. برخی فکر می کنند که ما بنگاه خیریه ای به نام فیس بوک، گوگل و … داریم. یا موسسه ای خیریه ای به نام وایبر داریم. اما اینها موسسه خیریه نیستند. این ها شرکت هایی رسمی هستند که در بازارهای بورس دنیا سهام دارند و سهامداران مشخصی دارند. به ازای هر نفری که در نرم افزارهای آنان عضو شود، ارزش سهام این شرکت ها ۱۴۵دلار افزایش پیدا می کند.

 

شما در صحبتتان به شیوه درآمدزایی از طریق پهنای باند اشاره کردید. می شود این مورد را شرح دهید؟

فرض کنید می خواهید از وایبر یا واتس آپ استفاده کنید و یک کلیپ ارسال کنید. وقتی برای ارسال اقدام می کنید ابتدا این فیلم چند مگابایتی را روی سرور نرم افزار آپلود می کنید. این سرور در خاک اسرائیل قرار دارد. فرد دیگری که میخواهد این فیلم را مشاهده کند، این فیلم را دانلود می کند. این فرد هم از پهنای باند نرم افزار استفاده می کند. در حقیقت به ازای یک فیلم  ۲ مگابایتی، ۴ مگابایت پهنای باند استفاده شده است. برای خرید این پهنای باند، هزینه می شود. این هزینه از طریق هزینه خرید اینترنت پرداخت می شود. بخشی از پولی که ما برای خرید اینترنت می پردازیم، صرف زیرساخت ها و کابل کشی و … می شود و بخش دیگر به شرکت های تولید کننده ترافیک پرداخت می شود. ( هزینه خرید ترافیکی که به شرکت های مادر اینترنتی پرداخت می شود). این محل درآمد سوم است. هر کاربری که عضو شبکه اجتماعی می شود، ۱۴۵دلار به سهام این شرکت افزوده می شود و به ازای هر کلیلک نیز بین ۴ تا ۲۰ سنت درآمد نصیب آن شرکت می شود.

 

در شرایط کنونی که رسانه ها با زندگی مردم عجین شده اند، آیا این صحیح است که بخواهیم از رسانه های این چنینی استفاده نکنیم. آیا واقعا دوری کردن مردم  ایران موجب ضرر این شرکتها می شود؟

سال گذشته اسنودن اسنادی منتشر کرد که نشان داد فیس بوک و توییتر از اطلاعات شخصی مردم برای مقاصد جاسوسی سیستم های اطلاعاتی استفاده می کنند. پس از انتشار این خبر به یکباره ده میلیون کاربر در هفته اول، عضویت خود را لغو کردند. تعداد کاربران فیس بوک یک میلیارد و سیصد میلیون نفر است. ده میلیون نفر کمتر از یک درصد از کل کاربران را تشکیل می دهد. با لغو عضویت این ده میلیون نفر، ۳۶ درصد سهام فیس بوک افت کرد. یعنی کمتر از یک درصد کاربران سهام این شرکت را ۳۶ درصد کاهش دادند. در آن ایام فیس بوک تا مرز ورشکستگی هم پیش رفت.

 

هر فردی که از فیس بوک خارج می شود، چندین نفر دیگر را نیز از این شبکه خارج می کند. کسانی که با این فرد ارتباط داشتند، برای ارتباط گیری با وی دیگر از فیس بوک استفاده نمی کنند و از جای دیگری برای ارتباط گیری استفاده می کنند.

 

در واقع با خروج هر فرد یک واحد از فیس بوک کاسته می شود و یک واحد به شبکه اجتماعی دیگری اضافه می شود. این خسارت سنگینی به فیس بوک وارد می کند.

 

آیا ما نرم افزارهای داخلی داریم که با همین سهولت و جذابیت باشد. آیا گزینه های جایگیزین داخلی می تواند با همین امکانات در اختیار مخاطبین ایرانی قرار بگیرد و نیازهای آنان را رفع کند؟

 

نرم افزارهایی مثل واتس آپ و وایبر در ابتدایی که به بازار آمدند، همه این امکانات امروز رو نداشتند. شاید جالب باشد بدانید قبل از اینکه این نرم افزارها مانند وی چت و امثالهم مطرح شوند، جوانان نخبه ایرانی در سال ۸۷ یک نرم افزار به نام محاوره طراحی کرده بودند که همه امکانات اینگونه نرم افزارها را داشت. این نرم افزار به صورت رسمی ثبت شد و مجوز گرفت. حتی قبل از اینکه فیس بوک طراحی شود، در ایران دو شبکه اجتماعی فعال بود. شبکه اجتماعی ایرانیان یا پارسی یار  و شبکه اجتماعی کلوب. این دو شبکه هنوز فعال هستند و کاربران فعال زیادی دارند.

 

ما باید در مقابل شبکه های اجتماعی بیگانه، شبکه اجتماعی ایجاد کنیم و سعی کنیم آنها را تقویت کنیم. اگر این شبکه ها کاربر داشته باشند، در بازار رقابت تقویت می شوند. توصیه من این است که نرم افزارهای دیالوگ یا قاصدک یا انار یا اپلیکیشن افسران و …. جایگزین نرم افزارهای خارجی شود.

 

اگر واقعا اراده داشته باشیم و بدانیم که جنگ جنگ اراده هاست، باید شبکه اجتماعی مختلفی را طراحی کنیم.

 

برخی از دولتمردان معتقدند تا زمانی که جایگزینی برای وایبر و واتس آپ پیدا نشود، نباید این نرم افزارها را فیلتر کرد. اگر دولتمردان به جای مجادله های سیاسی و اصطکاک چند ماهه درباره فیلترینگ ، همت می کردند که شبکه های جایگزین ایجاد کنند، به نتیجه بهتری نمی رسیدیم؟

 

در این باره چند نکته باید گفته شود. اولا  تصمیم گیری درباره فیلترینگ اینگونه نرم افزارها ها در اختیار دولت نیست. تصمیم گیری درباره این موضوع در حوزه اختیارات قوه قضائیه است. ثانیا دولتمردان نباید درباره بحث جایگزینی صحبت کنند. یک زمانی مردم عادی در این باره صحبت می کنند شاید این حرف پذیرفتنی باشد. اما مسئولین نباید بگویند که جایگزین نداریم بلکه باید جایگزین را ایجاد کنند. ثالثا اگر دستگاه قضایی ما به این جمع بندی رسید که معایب اینگونه نرم افزارها بیشتر از محاسن آنهاست، دستگاه قضایی باید حتما جلوی اینگونه نرم افزارها را بگیرد. اکنون نیز اثبات شده است که مضرات اینگونه نرم افزارها بیشتر از محاسن آنهاست و باید جلوی این نرم افزارها گرفته شود. مثلا نباید اینگونه گفته شود که چون جایگزینی برای مواد مخدر نداریم،  باید بگذاریم مواد مخدر توزیع شود.

 

کارهای ایجابی جای خودش ارزش دارد اما اگر وزارت فرهنگ و وزارت ارتباطات در زمینه تولید نرم افزارهای مورد نیاز به وظیفه خود عمل نکردند ما باید فضای اینگونه نرم افزارها را باز بگذاریم. باید بگذاریم که شرکتهای سازنده این نرم افزار به اطلاعات ما دسترسی داشته باشند و هرگونه بهره برداری که می خواهند از اطلاعات ما بکنند؟ این گونه حرفها غیرمنطقی است.

 

هر دستگاهی موظف است به وظایف خودش عمل کند. دستگاه قضایی در نامه ای به وزارت ارتباطات درباره فیلترینگ این دو نرم افزار اولتیماتوم داده است. اگر در این فرصت وزارت ارتباطات مشکل را حل نکرد طبق وعده ای که مسئولین قضایی داده اند این دو شبکه بسته خواهند شد.

و سخن آخر …

ما هیچ راهی جز تکیه به توان داخلی نداریم. استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی شعار انقلاب اسلامی است. استقلال شعار اصلی ما بوده است. امروز اگر کشوری نمی تواند آمریکا را تحریم کند به این دلیل است که آمریکا به توان داخلی اش تکیه کرده است. ما باید در فضای مجازی مانند فضای حقیقی به استقلال برسیم. این استقلال تضمین کننده قدرت کشومان خواهد بود.

فیلم کامل گفتگوی روح الله مومن نسب در برنامه‌ای که نفوذی‌ها را به تب و تاب انداخت

آگاهی‌نامه شماره پنج تبیین مواضع «جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی»

«هو العزیز»

به «مراکز و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی، خبری و اینترنتی» و «تشکل‌های مردمیِ علمی، فرهنگی و سیاسیِ عدالت‌خواه و انقلابی» و «مسئولین» و «آحاد مردم» و «مظلومین عالم» خصوصاً هرکس که «با ظالم نمی‌سازد و از مظلوم دفاع می‌کند»

سلام و تحیت

شناسایی و دستگیری شبکه جاسوسان «سازمان نفوذ» آمریکایی در آبان ماه ۱۳۹۴ برای فضای‌مجازی کشور بسیار نگران‌کننده و تهدیدکننده فرهنگ جامعه، نظام خانواده و آرمان‌های انقلاب اسلامی است و به‌وضوح خط نفوذ جریان آمریکایی-اسرائیلی در حیاتی‌ترین ارکان فضای‌مجازی کشور، یعنی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را آشکار می‌سازد و اعلام هشدارهای پیشین را وارد فاز جدید می‌کند.

ماجرا ازآنجا رسانه‌ای شد که «نزار ذکا» به‌عنوان فردی که تحت عنوان دبیر اتحادیه ITC عرب در ایران فعالیت می‌کرد، به جرم جاسوسی بازداشت شد. این مسئله در نوع خود پدیده کم‌نظیری بود اما از آن عجیب‌تر واکنش مسئولین ایرانی به این بازداشت بود تا جایی که اصلی‌ترین متهمان این ارتباطات که خود از مرتبطان و دعوت‌کنندگان ذکا بوده و درواقع ذکا را به‌عنوان عامل عملیاتی خود وارد کشور کرده بودند، پس از به بار آمدن رسوایی و افشاء ریشه ارتباطات آمریکایی وی، هرگونه ارتباط خود با او را انکار می‌کنند.

جالب‌تر اینجاست که متوجه می‌شویم چنین افرادی که خائن بودن آن‌ها به اثبات رسیده است، در سمت‌های حساس و در جایگاه تصمیم‌گیری و تصمیم سازی برای فضای‌مجازی و امنیت اطلاعاتی و امنیت اخلاقی کشور قرار دارند و اینجاست که جنبه‌های نگران‌کننده موضوع صدچندان می‌شود… لذا برای تنویر هرچه بیشتر اذهان مخاطبان و روشن شدن موضوع، چند نکته ضروری می‌نماید:

یک: نزار ذکا کیست؟

ذکا، مدیر منطقه‌ای «آژانس توسعه فراملی آمریکا» در حوزه غرب آسیا و شمال آفریقاست. همکاری وی با وزارت خارجه آمریکا از ابتدای سال ۲۰۰۵ به‌صورت رسمی آغاز شد؛ دقیقاً زمانی که USAID تصمیم گرفت طرح «شبکه‌سازی اقتصادی- اجتماعی» را به‌عنوان «کلید تغییرات سیاسی» در خاورمیانه اجرایی کند. آزمونه یا طرح اولیه این پروژه مهم، بر اساس سند «AFP-G-00-05-00012-00» آژانس و سند «E/ESCWA/ICTD/2005/2» سازمان ملل، در کشورهای مونته‌نگرو، گرجستان و لبنان از سال ۲۰۰۶ اجرایی شد.

در مطالعات اولیه در سال ۲۰۰۵، «نزار ذکا» مدیر جوان برگزیده شبکه جهانی «YGL» و رئیس وقت «انجمن حرفه‌ای کامپیوتر لبنان» به همراه مدیران ۳ سازمان مردم‌نهاد لبنانی دیگر، به‌عنوان مجری پروژه آژانس توسعه فراملی آمریکا انتخاب شدند.

هزینه طرح مذکور بنا به مستندات منتشرشده توسط USAID، توسط وزارت خارجه آمریکا، ولید بن طلال سعودی و سفارتخانه‌های خارجی بیروت ازجمله هلند و انگلیس و آلمان تأمین می‌شد.

در سند آژانس دقیقاً از عبارت «سازمان نفوذ» در توصیف پروژه مذکور استفاده‌شده و بر ارتباط‌گیری هم‌زمان با ساختار اجتماعی غیردولتی و مدیران دولتی به‌منظور کنترل و حفظ توازن درون حاکمیتی تأکید شده است. همچنین از سرمایه‌گذاری بر «جنسیت» به‌عنوان یکی از عوامل سرعت‌دهنده به تغییرات دموکراتیک و بنیادین نام‌برده شده است که نیازمند ظرفیت‌سازی دولتی و مهارت سازمانی در شبکه‌سازی است.

با این احتساب حضور نزار ذکا در همایش مرتبط «اشتغال زنان» در شرایطی که بنا بر مستندات مفصل موجود در رسانه‌ها، آژانس توسعه فراملی آمریکا و انگلیس و دولت‌های آلمان و هلند رسماً بر پروژه «توانمندسازی اقتصادی» زنان مسلمان ایرانی و سایر جوامع زنانه خاورمیانه باهدف «غربی‌سازی خانواده ایرانی» و ایجاد شکاف میان «حاکمیت و ملت» سوار هستند، کاملاً قابل توجیه خواهد بود.

همچنین ذکا، ۲ سازمان به‌اصطلاح مردم‌نهاد لبنانی به نام «اجمع» و «حق‌نا» در این کشور بنانهاده که همان‌طور که پیش‌ازاین در رسانه‌ها فاش شد، بودجه آن‌ها توسط وزارت خارجه آمریکا، ولید بن طلال سعودی و برخی مدیران غول‌های حوزه فناوری اطلاعات همچون گوگل و مایکروسافت و اینتل و… تأمین می‌شود.

آنچه را در اجمع و حق‌نا به مردم آموزش داده می‌شود می‌توان در بخش فارسی گوگل به نام «به پا خیز» مشاهده کرد که فیلتر نیست و به‌راحتی در دسترس همه ایرانیان قرار دارد.

مدیران گوگل به‌عنوان مجریان دیپلماسی آمریکا، در این بخش در قالب دستورالعمل‌هایی ساده، با مردم کشورمان و سایر جوامع دارای موضع در برابر آمریکا به‌صورت مستقیم ارتباط گرفته و از آن‌ها می‌خواهند در مقابل تلاش حاکمیت کشورهایشان برای «مدیریت اینترنت» به پا خیزند!

دو: نزار ذکا چگونه به ایران نفوذ کرد و او به‌عنوان عامل اجرایی کدام مسئول ایرانی وارد کشورمان شد؟

پس از موفقیت نسبی طرح اولیه در گرجستان و لبنان و مونته‌نگرو، ذکا به‌عنوان مدیر شناخته‌شده جریان «کارآفرینی اقتصادی» و «شبکه‌سازی اجتماعی» در خاورمیانه، مأمور به ارتباط‌گیری با وزارت ارتباطات کشورمان شد. وی از طریق نصرالله جهانگرد، مدیر ارشد سازمان فناوری اطلاعات ایران، به تهران راه یافت و نمونه ایرانی تشکیلات «اجمع» لبنان به‌عنوان بزرگ‌ترین حامی منطقه‌ای حاکمیت آمریکا بر اینترنت تحت عنوان «اینترنت آزاد» را ذیل «مجمع راهبری اینترنت پارسی‌زبانان» –IGF- راه‌اندازی کرد. ذکا پیش‌ازاین در مجموعه کنفرانس‌های «آینده راهبری اینترنت» در تونس و کشورهای دیگر با معاون مشارکتی خاتمی در تکفا، آشنا شده بود.

این عامل بیگانه که به گفته خودش تا سال ۱۳۵۶ «توده‌ای» بوده، در فتنه‌های پیش و پس‌ازآنقلاب حضور مؤثر داشته است و در کارنامه خود «عضویت در شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت»، «عضویت مؤثر در دفتر سیاسی و عضو مؤسس جبهه منحله مشارکت»، «عضویت مؤثر در سازمان منحله مجاهدین»، «عضویت مرکزیِ بنیاد باران»، «سرپرست وزارت ارتباطات کنونی در دولت خاتمی» که بارأی عدم اعتماد مجلس، عزل شده بود و… را نیز دارد، در دولت فعلی به سِمَتِ دبیریِ «شورای‌عالی فناوری اطلاعات و ارتباطات»، «مسئول توسعه دولت الکترونیکی در کل کشور»، «مسئول یکپارچگی نظام اطلاعات دولت الکترونیک»، «مسئول اعمال هماهنگی فنی و اجرایی در تبادل اطلاعات»، «مسئول پایگاه‌های اطلاعاتی کشور» و «مسئول خدمات الکترونیکی دستگاه‌های اجرایی» با حکم رئیس‌جمهور منصوب می‌شود و وزیر ارتباطات وی را به سِمَتِ «معاون وزیر» و «رئیس مرکز فناوری اطلاعات ایران» و «رئیس شبکه ملی اطلاعات» به‌صورت هم‌زمان، منصوب می‌کند و اختیارات وی که فراتر از وزیر است باعث می‌شود او را وزیر اصلی یا وزیر سایه ارتباطات و فناوری اطلاعات بنامند.

گفتنی است نصرالله جهانگرد قبلاً با امضای اسناد اجلاس WSIS در تونس و ژنو به‌عنوان مدیر هماهنگی ملی ایران در برنامه اجلاس جهانی سران جامعه اطلاعاتی و عضو کمیته ملی فناوری اطلاعات یونسکو، مسیر را برای اجرای مأموریت آمریکایی «نزار ذکا» در ایران هموار کرده بود و در همان اجلاس با وی دیدار داشت.

نصرالله جهانگرد در اوایل سال جاری نیز میزبان ۲۵ به‌اصطلاح تاجر و درواقع جاسوس صهیونیست آمریکایی در «رستورانی مجلل در تهران» بود و از آن‌ها خواست بر روی اینترنت ایران و به‌خصوص ۳G و ۴G سرمایه‌گذاری کنند!

IGF مجری سیاست‌های جهانی به ثبت رسیده در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی –WSIS- است. در این اجلاس که به «باشگاه بازنده‌های مدیریت جهانی اینترنت» مشهور است، مستعمره‌های مجازی آمریکا در حوزه سایبر، رسماً خود را مقید به آرمان آمریکایی «اینترنت آزاد» معرفی می‌کنند. هرچند احتمالاً به‌جز جهانگرد و ذکا و برخی مدیران عالی‌رتبه دیگر، هیچ‌یک از شرکای داخلی از برنامه آینده این تشکیلات نوپدید مطلع نبوده‌اند، اما جهانگرد در سخنرانی خود در این اجلاس رسماً موضع جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان رئیس دوره‌ای جنبش عدم تعهد را باقی ماندن اینترنت در خاک آمریکا اعلام می‌کند!

اینجاست که شبکه‌سازی نزار ذکا به‌عنوان چهره‌ای که آشکارا خود را افسری آمریکایی و مقید به آرمان‌های سایبری این کشور همراه با تلاش ده‌ساله برای ریل‌گذاری تغییرات سیاسی و اجتماعی در منطقه غرب آسیا به‌منظور تأمین اهداف ایالات‌متحده می‌داند، با همکاری برخی مدیران مشهور حوزه ارتباطات کشور، هشدارگونه می‌شود و سربازان گمنام امام زمان (عج) را به این ماجرا حساس‌تر می‌کند.

http://www.rajanews.com/sites/default/files/content/images/story/94-08/22/nz%20(1).jpg

سه: ارتباط جریان مدیران غربی جریان فتنه با نزار ذکا چیست؟

در همین زمان بود که شاخه هلندی هیفوس به‌عنوان مدیر ایجاد تغییرات سیاسی در جامعه ایران و رابط مدیران شبکه‌سازی اجتماعی در فتنه ۸۸، بااطلاع از تغییر بازی از فضای «تغییرات مستقیم اجتماعی» به «حوزه اقتصاد»، با همکاری نزار ذکا و گروه آمریکایی اجمع، وابسته به آژانس توسعه ملی آمریکا، گروه «اصل ۱۹» را به راه انداخت. گروه مذکور از سال ۲۰۱۰ فعالیت رسمی خود را با شعار «اینترنت آزاد» به مدیریت علی بانگی، عامل نزدیک به نزار ذکا با ایجاد فیلترشکن‌های فری گیت، تور، سایفون، هفت‌خوان، تانل بر، لنترن و هاتسپات شیلد آغاز کرد. مدیر اصل ۱۹، رسماً در گفت‌وگو با سایت ضدانقلاب خودنویس، شورای‌عالی فضای‌مجازی و دولت ایران را به اتهام کنترل اطلاعات ایرانیان، دشمن خطاب کرد! این در حالی است که بزرگ‌ترین پروژه‌های «کنترل اینترنتی شهروندان» در کشورهای مختلف جهانی تحت کنترل و مدیریت دولت آمریکا است و به همین دلیل ابرقدرت‌های جهانی، زیرساخت‌های اطلاعاتی جامع خود را باهدف حفاظت از کاربران ملی، از فضای سایبری تحت حاکمیت آمریکا جدا کرده‌اند.

چهار: همایش دولتی در جمهوری اسلامی با مشارکت آژانس توسعه آمریکا چگونه برگزار شد؟

میزان ارتباط ساختاری «نصرالله جهانگرد» به‌عنوان مدیر ارشد وزارت ارتباطات با «نزار ذکا» در اجرای پروژه‌های وزارت خارجه آمریکا در حوزه اینترنت در ایران به حدی زیاد است که وی پیش‌ازاین «همایش هفته ارتباطات پارسی‌زبانان» را با همکاری «اجمع» برگزار کرد! در این همایش نزار ذکا به‌عنوان یکی از سخنرانان حضور داشت! و مورد استقبال رسمی نصرالله جهانگرد قرار گرفت! به‌این‌ترتیب اعراب به رهبری کشوری همچون لبنان که در حوزه راهبری اینترنت جهانی «مستعمره مجازی» تمام‌عیار آمریکا محسوب می‌شود، در سطوح عالی مدیریتی وزارت ارتباطات ایران نفوذ یافته و برنامه‌های وزارت خارجه آمریکا را با همکاری نفوذی‌های دولتی پیش می‌برد!

قابل‌ذکر است که اولین دوره «استارت آپ ایرانی» با عنوان «چالش نوآورانه» ذیل همایش مشترک اجمع و سازمان فن‌آوری اطلاعات با مدیریت مستقیم دستیار نزار ذکا، در ایران برگزار شد و پس‌ازآن بود که گوگل و مایکروسافت و کوکاکولا رسماً به ساختارسازی و در دست گرفتن شبکه اشتغال در ایران با چراغ سبز مدیران ایرانی اقدام کردند.

پنج: میزبانان داخلی شبکه نفوذ چه کسانی هستند و چه مسئولیت‌های خطیری برعهده دارند؟

تأکید می‌شود نصرالله جهانگرد متأسفانه به‌حکم وزیر ارتباطات مدیریت راه‌اندازی و مطالعات و اجرای طرح مهم «شبکه ملی اطلاعات» را برعهده دارد که بنا بر اعلام رسمی وزیر ارتباطات طرح مذکور را تا اینجای کار پس از چند سال کارشکنی در وظایف شورای‌عالی فضای‌مجازی به ۱۲ شرکت مشاور خارجی واگذار کرده است که همکاری نزدیکی با صهیونیست‌ها دارند!

همچنین وی تاکنون موفق شده است با نفوذ در ارکان وزارت ارتباطات، علاوه بر متوقف کردن هرگونه تلاش حاکمیتی برای تأمین زیرساخت‌های بومی، دولت را مجاب به نقش‌آفرینی در باشگاه بازنده‌های سایبری «WSIS» و اجرای فرامین بین‌المللی به‌جای تلاش برای طلب کردن سهم ایران از حاکمیت اینترنت نماید. گفته می‌شود دبیر فعلی شورای‌عالی فضای‌مجازی و رئیس فعلی مرکز فضای‌مجازی کشور توسط جهانگرد به این سمت گمارده شده است و نیروهای مورد وثوق و بستگان و وابستگان جهانگرد، مدیر حزب منحله مشارکت، هم‌اکنون بسیاری از پست‌های کلیدی مرکز ملی فضای‌مجازی را پس از تغییر دبیر شورا از آن خود کرده‌اند و مهم‌ترین طرح ملی اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی در فضای‌مجازی هم‌اکنون در اختیار مدیران غول‌های فناوری اطلاعات خارجی قرار گرفته است.

شش: جهانگرد دروغ می گوید!

جالب‌تر از همه اینجاست که نصرالله جهانگرد هرگونه ارتباطی با دستگیرشدگان را در حالی انکار می‌کند که تصاویر وی با نزار ذکا و اسناد همکاری ایشان در برگزاری همایش مشترک و تأسیس انجمن مشترک (همایش هفته فناوری اطلاعات و ارتباطات پارسی‌زبانان و مجمع راهبری اینترنت پارسی‌زبانان یا IGF) قبلاً به‌عنوان گزارش کار توسط همدستان وی منتشر شده است و درواقع می‌توان ذکا را پیمانکار نصرالله جهانگرد و یا جهانگرد را مستخدم، مباشر یا دست‌کم مستشار نزار ذکا معرفی کرد!

لذا با توجه به مفسده‌های گسترده توسعه افسارگسیخته اینترنت کثیف آمریکایی موجود توسط این افراد نفوذی، جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی ضمن تشکر از سربازان گمنام امام زمان (عج) و آرزوی شهادت درراه خدا برای این عزیزان، از دادستان محترم کل کشور به‌عنوان مدعی‌العموم در گستره کشوری می‌خواهد با صدور کیفرخواست و محاکمه عادلانه، عاملان فتنه کثیف مجازی را به اتهام افساد فی‌الارض و اقدام علیه امنیت ملی به اشد مجازات محکوم کرده و جلو ادامه فعالیت این عوامل نفوذی و کارگزاران آن‌ها را به جد بگیرد. از طرفی بدون تردید هرگونه بی‌تفاوتی و به فراموشی سپردن چنین عمقی از نفوذ دشمن در عرصه حاکمیتی فضای‌مجازی کشور را عین خیانت به ملت ایران و آرمان‌های انقلاب اسلامی می‌دانیم و از مراجع قانونی، امنیتی و ملت انقلابی ایران درخواست می‌کنیم که در برابر چنین حادثه‌ای عظیمی ساکت ننشسته و مطالبه اشد برخورد با متخلفین در هر مقام و منصبی را نصب العین خود قرار دهند تا من‌بعد خدای‌ناکرده تکرار چنین اتفاقات تلخی از سوی شیطان بزرگ و دنباله‌های داخلی آن به‌عنوان شیطانک‌های بدتر از شیطان، کم‌هزینه و بی‌دردسر و قابل‌اغماض تلقی نگردد.

والسلام

جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی

یک آذرماه ۱۳۹۴

آگاهی‌نامه شماره ۴ تبیین مواضع «جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی»

«هو العزیز»

به «مراکز و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی، خبری و اینترنتی» و «تشکل‌های مردمیِ علمی، فرهنگی و سیاسیِ عدالت‌خواه و انقلابی» و «مسئولین» و «آحاد مردم» و «مظلومین عالم» خصوصاً هرکس که «با ظالم نمی‌سازد و از مظلوم دفاع می‌کند»

سلام و تحیت

۱۳ آبان ۱۳۵۸ سالروز تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ در تهران بود که با فاصله زمانی اندکی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره) تحقق یافت و با دستگیری عوامل جاسوسی رژیم جنایتکار آمریکا در ایران و افشای اسناد جنایات آمریکایی‌ها در کشورمان برگ دیگری از تاریخ ننگین دخالت‌های آمریکا در سایر کشورها را رقم زد. این اقدام که از سوی دولت سازش‌کار بازرگان مورد هجمه شدید قرار گرفت، توسط امام (ره) انقلاب دوم خوانده شد تا همواره در تاریخ ثبت بماند که قد علم کردن دلسوزان نظام اسلامی در برابر دخالت‌ها و براندازی‌های بیگانگان نباید در هنگامه سردی و سستی مسئولین متوقف گردد.

این خط فکری امروز کار را به‌جایی رساند که در بحبوحه مذاکرات و حصول توافق گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای با آمریکائی‌ها؛ امام خامنه‌ای به مردم و مسئولین هشدار دادند و فرمودند «ملّت بزرگ ایران این شیطان بزرگ را از کشور بیرون کرد؛ نباید بگذاریم دوباره برگردد؛ نباید بگذاریم از در رفت، از پنجره برگردد؛ نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند؛ دشمنی این‌ها تمام نمی‌شود» و متأسفانه حقیقت ماجرا هم این‌گونه است که آمریکایی‌ها پس از سال‌ها تلاش برای نفوذ حقیقی در جمهوری اسلامی ایران و خوردن به درهای بسته از فرصت به وجود آمده در فضای‌مجازی برای نفوذ بهره جستند و در اقدامی غیرمعمول و غیر دیپلماتیک، لانه جاسوسی مجازی خود را تحت عنوان سفارت مجازی آمریکا در ایران در تاریخ ۶ سپتامبر ۲۰۱۱ تأسیس کردند!

این نخستین لانه جاسوسی مجازی آمریکاییان در فضای‌مجازی ایران نبود و بدان هم اکتفا نشد و بنا به اعتراف مسئولین دولت آمریکا و سایر دول غربی و شریک جنایتکار آن‌ها یعنی رژیم غاصب و کودک‌کش صهیونیستی، جاسوس خانه‌های مجازی بسیاری امروزه به نفوذ و سرقت اطلاعاتی و همچنین حمله فرهنگی از طریق نشر محتواهای هدفمند در فضای‌مجازی ایران مشغول‌اند.

فضاهایی اعم از شبکه‌های‌ضداجتماعی و موتورهای جستجوگر و کمپانی‌های اقتصادی اینترنتی آمریکا و شرکت‌های حوزه آی تی صهیونیستی و خارجی امروزه بزرگ‌ترین محل برای اعمال اهداف دشمنان ملت ایران در عرصه فضای‌مجازی است. یکی از نمونه‌های فعلی این رفتار خصمانه، نرم‌افزار صهیونیستی تلگرام است که مدیران بی‌خیال و سهل اندیش اجازه داده‌اند بی‌حساب وارد ایران شود و ضمن جذب بیش از ۷۵% کاربران خود از ایران، با برداشت اطلاعات فراوان و نامحدود از کاربران ایرانی، حریم‌خصوصی آن‌ها را نقض کرده و حقوق شهروندی ایرانیان را از بین ببرد. این حد از نفوذ در حالی است که تنها ۳ درصد از ترافیک این نرم‌افزار صهیونیستی در روسیه و کمتر از ۲ درصد آن در ایالات‌متحده آمریکا است. این آمار به‌وضوح نشان می‌دهد تلگرام اساساً باهدف تأثیرگذاری بر جامعه فضای‌مجازی ایران طراحی و پیش‌رانی شده است و متأسفانه باید گفت امروزه بیشترین ترافیک نرم‌افزار تلگرام توسط رسانه‌های خبری رسمی ایران و از طریق جذب مردم به این بدافزار تأمین می‌شود!

طبق اسناد منتشرشده از سوی اسنودن مشخص شد که در طول یک ماه تعداد ۱۴ میلیارد بسته اطلاعاتی شامل همه مکاتبات، ایمیل‌ها و اطلاعات دیگر از ایرانیان سرقت شده و ایران را تبدیل به ناامن‌ترین کشور جهان در فضای‌مجازی کرده است و گزاره‌های این‌چنینی به‌وضوح نشان می‌دهد که دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا در سایه بی‌توجهی و بی‌تدبیری مسئولین ایرانی توانسته‌اند از طریق فضای‌مجازی به ایران اسلامی رخنه اطلاعاتی کنند.

از طرفی به‌طور کل گوشی‌های هوشمند و اپراتورهای وارداتی مخابراتی را می‌توان یکی دیگر از ابزارهای اصلی نفوذ و جاسوسی سایبری غرب در کشور دانست که همچون لانه‌های جاسوسی جیبی همیشه همراه، بدون هیچ تدبیری شهروندان و حریم‌خصوصی آن‌ها در اختیار این ابزارها قرار گرفت و امنیت در فضای تولید و تبادل اطلاعات را به شکلی ناممکن کرده است. بهترین شاهد این مدعا، اظهارات اوباما رییس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکاست که در اسفندماه سال ۱۳۸۹ در کنگره آمریکا اعلام رد که با استفاده از بودجه جنگ نرم علیه ملت ایران، گوشی‌های اندرویدی و آی او اسی را به کشور عزیزمان نفوذ داده است.

از طرف دیگر نتانیاهو، نخست‌وزیر قاتل رژیم صهیونیست هم در نشست اخیر سران سازمان ملل متحد، طی سخنانی صریح از حضور اسرائیل در گوشی‌های هوشمند سخن گفت و تأکید کرد اسرائیل فضای‌مجازی جهان را تسخیر کرده است و در پیام‌هایی که از طریق شبکه‌های‌اجتماعی برای هم ارسال می‌کنیم، حضور دارد! این کری خوانی مستانه‌ی سران رژیم منفور صهیونیستی نشان‌دهنده اوج سرمایه‌گذاری و متأسفانه موفقیت نگران‌کننده سرویس‌های جاسوسی سایبری اسرائیل در سطح جهان است، رژیم نامشروع و تروریستی که بزرگ‌ترین بدافزارهای مخرب و جاسوسی را تولید می‌کند و بنا بر اظهارات مسئولین این رژیم، استاکس‌نت نیز در همین کشور تولید و جهت آسیب زدن به صنایع ایران مورداستفاده قرار گرفته است!

به همه این‌ها باید اضافه کنیم که در هفته گذشته، جان کری وزیر خارجه آمریکا نیز طی سخنانی اعلام کرد کاربران شبکه‌های‌اجتماعی به‌عنوان سرمایه‌های آمریکا یادکرد و عنوان داشت در طول تاریخ چنین پتانسیل قدرتمندی برای تأثیرگذاری در خاورمیانه در اختیار نداشته‌ایم!

در چنین شرایطی که سران شرکای راهبردی آمریکا که خودشان هم خوراک اطلاعاتی آمریکای جهان خوار بوده‌اند نیز علناً از تلاش برای بستن شبکه‌های‌ضداجتماعی خبر می‌دهند و هرگز اجازه فعالیت آزادانه این شبکه‌های جاسوسی در کشورشان را نداده‌اند، متأسفانه مسئولین سهل اندیش ایرانی حتی پس از تحقیر شدن توسط برنامه‌نویس و درواقع ویروس نویس خرابکار و تحت تعقیب تلگرام و واردکردن اتهامات فراوان و کذب توسط وی به آن‌ها و همچنین نقض پیمان یک‌جانبه‌ی این بدافزار در هفته‌های گذشته با فعال کردن مجدد کانال‌های مستهجن در فضای‌مجازی ایران، همچنان توان و جسارت عملکرد و تصمیم‌گیری قاطع در برابر آن را ندارند و تلاش می‌کنند مراجع قانونی و شوراهای حاکمیتی را از دور تصمیم‌گیری خارج کرده و غیر کارآمد کنند.

امروزه اینترنت بین‌المللی به‌عنوان مسیری برای عبور اطلاعات که خارج از کنترل مسئولین ایرانی است بستری برای انجام کلیه خدمات دولت الکترونیک و بانک‌های اطلاعاتی ایران شده است و این یعنی با دست خود امکان سرقت و استفاده از همه دیتای اساسی مرتبط با مدیریت کلان ملی را در اختیار سرویس‌های غربی گذاشتن! هرچند رهبر عزیز انقلاب بیش از ده سال است بر ضرورت تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات تأکید می‌کنند، اما عزمی برای اجرای این قانون در میان مسئولان دیده نمی‌شود و کماکان بخش قابل‌توجهی از حجم اطلاعات کشور ما بر بستر اینترنت آمریکایی قرار داد.

این حمایت صریح از لانه‌های جاسوسی مجازی آمریکا را وقتی کنار بی‌توجهی مسئولین به شبکه‌های‌اجتماعی و رسانه‌های تعاملی داخلی می‌گذاریم و فضای کاپیتولاسیونی حاکم بر فضای‌مجازی کشور را نظاره می‌کنیم، به جمع‌بندی نگران‌کننده‌ای می‌رسیم که باید بیشتر بر روی آن تمرکز شود.

این وضعیت فعالیت بی‌حساب و غیرقانونی لانه‌های جاسوسی آمریکا در ایران صرف‌نظر از عدم امنیت ارتباطی و اطلاعاتی متناقض با عزت ملی و استقلال کشور در فضای‌مجازی، خسارت‌های سنگین اقتصادی نیز به کشور می‌زند که بررسی آن در مجالی دیگر انجام خواهد شد.

این جبهه ضمن اعلام مخالفت با ادامه این بی‌تدبیری‌ها به دولت و مسئولین مربوطه هشدار می‌دهد در صورت ادامه بی‌تدبیری‌ها، با بهره‌گیری از روش‌های قانونی، اقدامات انقلابی مقتضی را صورت خواهد داد و میزان مشارکت برخی از مسئولین در ایجاد شرایط فعلی را موردبررسی و پیگیری قانونی قرار خواهد داد.

والسلام

جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی

آگاهی‌نامه شماره ۳ تبیین مواضع «جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی»

«هو العزیز»

به «مراکز و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی، خبری و اینترنتی» و «تشکل‌های مردمیِ علمی، فرهنگی و سیاسیِ عدالت‌خواه و انقلابی» و «مسئولین» و «آحاد مردم» و «مظلومین عالم» خصوصاً هرکس که «با ظالم نمی‌سازد و از مظلوم دفاع می‌کند»

سلام و تحیت

همان‌گونه که اطلاع دارید، هم‌زمان با پیشرفت فن‌آوری شاهد گذار از عصر اقتصاد و صنعت «انرژی پایه» به اقتصاد و صنعت «اطلاعات‌پایه» هستیم. چنانکه از آن به‌عنوان «عصر دانش و فن‌آوری اطلاعات» یاد می‌شود و ازاین‌روی «پیدایش فضای‌مجازی در چند دههٔ اخیر» را «یکی از بزرگ‌ترین نمادهای تحول جهانی» می‌دانند؛ رخدادی که تأثیرات شگرف آن هرروز در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دفاعی در عرصهٔ ملی و بین‌المللی نمود بیشتری پیدا می‌کند.

و اما متأسفانه «امروز امریکا با سعهٔ نفوذ اقتصادی‌ای که در تمام دنیا دارد»، «فقر و گرسنگی و محرومیت را در دنیا ایجاد کرده است» و اکنون شواهد و قراین نشان می‌دهد که به اسم توافق هسته‌ای برنامه دارد تا «نفوذ اقتصادی» خود را در ایران اسلامی توسعه دهد؛ درنتیجه برای صیانت کشور از این خطر بزرگ «چشم‌های بینای مسئولین اقتصادی بایستی باز باشد و مواظب باشند که [دشمنان] نفوذ اقتصادی پیدا نکنند؛ چون نفوذ دشمن پایهٔ اقتصادِ محکم را متزلزل می‌کند»…

لذا مسئولین کشور باید با «احراز جایگاه و سهم مناسب برای اقتصاد دانش‌بنیان در فضای‌مجازی در چارچوب سیاست‌های اقتصاد مقاومتی کشور و برنامه‌ریزی همه‌جانبه برای بهبود شرایط کسب‌وکار مرتبط با فناوری‌های مجازی و بهره‌گیری از فرصت‌های اشتغال‌زایی و نیز رونق محتوا، خدمات و تجارت در این عرصه» راه نفوذ را «به‌طور قاطع» بر روی دشمن ببندند و اجازه «نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان» از طریق فضای‌مجازی نیز ندهند.

به این منظور دولت می‌تواند با به‌دست آوردن استقلال در فضای‌مجازی، ایجاد زیرساخت‌های اساسی تولید علم مفید در کشور طبق نیازها و ارزش‌های انقلاب اسلامی را فراهم کند، زمینه‌های اشتغال‌زایی در حوزه‌های مختلف را ایجاد نماید، بستر امن و بین‌المللی تجارت الکترونیک را به وجود آورد و آرمان‌هایی چون الگوسازی به‌منظور ترویج فرهنگ کار، کارآمد نمودن کنش گران اقتصادی، تبیین صحیح مؤلفه‌های اقتصادی زندگی فردی و اجتماعی انسان از طریق محصولات چندرسانه‌ای، مبارزه با بی‌عدالتی‌های اقتصادی در ایران، جهان اسلام و جهان و تبیین نگاه اسلامی به اقتصاد و ایجاد و ترویج بانکداری اسلامی را پیگیری کند و از طرفی با تهدیدهای روزافزون اقتصادی در فضای‌مجازی مانند امکان اختلال در تعاملات اقتصادی کشور و توان دشمن در اختلال در نظام بانک داری و ایجاد مشکل در راه‌اندازی سرویس‌های مرتبط با دولت الکترونیک مقابله نماید.

برای دست‌یابی به این مهم پیشنهاد می‌شود راهبردهای زیر در ارتباط با پیشرفت اقتصادی و جلوگیری از نفوذ اقتصادی دشمن از طریق فضای‌مجازی عملیاتی گردد:

  • ایجاد شاه‌راه‌های متمرکز و قابل هدایت در نقاط تماس دسترسی بین‌المللی.
  • توسعه به‌کارگیری استانداردهای لازم برای دسترسی به فضای‌مجازی.
  • نهادینه ساختن ارزش‌های مطرح در علم و پژوهش در حوزه فناوری اطلاعات.
  • توسعه کمی و کیفی به‌کارگیری تجارت الکترونیکی درون‌زا در مجموعه دولت و سازمان‌های تابع آن.
  • حمایت از توسعه به‌کارگیری تجارت الکترونیکی در صنایع و بخش‌های مختلف اقتصادی و تشویق مصرف‌کنندگان در استفاده از محصولات و فروشگاه‌های الکترونیک داخلی.
  • ایجاد آمادگی و توسعه نظام‌های پایه و اساسی اقتصاد شبکه‌ای و تجارت الکترونیکی در نظام اقتصادی کشور.
  • ایجاد و توسعه نظام‌های اطلاعاتی پایه ملی به‌منظور افزایش میزان یکپارچگی در اقتصاد شبکه‌ای و نظام تصمیم‌گیری.
  • استقرار نهاد راهبری منسجم، واحد، مقتدر و جامع برای دستیابی به استقلال در فناوری اطلاعات در همه ابعاد دارای ویژگی حاکمیتی و فرا بخشی.
  • تأمین امنیت فضای تبادل اطلاعات و ارتباطات و سلامت آن، به‌ویژه حفاظت از مرکز داده‌های ملی در کشور در فضای ملی و بین‌المللی.
  • تدوین، تصویب و اجرای قوانین و مقررات لازم در فضای‌مجازی که تسهیل‌کننده دستیابی به امنیت اطلاعاتی و عدالت اجتماعی باشند.
  • ایجاد ارتباطات فعال بین‌الملل در حوزه فناوری اطلاعات به‌منظور تأمین اهداف ملی، تعامل سازنده منطقه‌ای و جهانی.
  • اهتمام به تحقیق، توسعه و نوآوری در حوزه فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات باهدف تجاری‌سازی تحقیقات.
  • جایگزینی «نیاز» به سرویس‌دهندگان خارجی.
  • ایجاد تسهیلات و مشوق‌ها برای راه‌اندازی و تقویت کمی و کیفی سرویس‌های مبتنی بر نیاز داخلی از طریق پرداخت وام و تسهیلاتِ بانکی، اصلاح ضوابط در جهتِ افزایشِ معافیت‌های مالیاتی و معافیت از پرداختِ عوارضِ حق الامتیاز و حق‌السهم دولتی اپراتورهای ارتباطی بابتِ پهنای باند مصرف‌شده جهت استفاده از سرویس‌های داخلی (مشابه کاری که در ارتباط با پیامکِ فارسی در اپراتورها انجام شد).
  • مشتری سازی و ترویجِ استفاده از سرویس‌های داخلی به روش‌هایی مانند برند سازی از طریق رسانه‌ها، عضویت مسئولین و چهره‌های سرشناس در سرویس‌های داخلی، حمایت از ارائه‌دهندگان خدماتِ مبتنی بر لیست سفید از سرویس‌های سالم داخلی، معرفی جایگزینِ سرویس‌های مشهور خارجی در مدارس و مراکز تجمع افراد، اعطای یارانه بابت مصرفِ سرویس‌های داخلی به کاربران، تأمین هزینه بخشی از پهنای باند استفاده‌کننده از سرویس‌های داخلی، ارائه یارانه بابتِ تأمین بخشی از هزینه دانش آموزانِ استفاده‌کننده از خدماتِ اینترنتِ پاک (مبتنی بر لیست سفید)، دادن یارانه در قالب بن کارتِ الکترونیکِ هوشمند بابتِ خریدِ نرم‌افزارهای محتوایی بومی به مردم و… .
  • ایجاد مزیت رقابتی همچون سرعت بالا و درآمد سالم و تضمینی برای سرویس‌های داخلی به شکلی که سرویس‌دهندگان داخلی بابت تولید و صادرات ترافیک از وزارت ارتباطات پول دریافت کنند و سرعت دسترسی به سایت‌ها و سرویس‌های داخلی، حداقل ۱۰ برابرِ نمونه‌های مشابه خارجی شود.
  • جلوگیری جدی از ایجاد انحصار با روش‌های سلبی و همچنین افتراق تمرکز بر استفاده از سرویس‌های خاص خارجی و استفاده از جایگزین‌های متنوع خارجی از طریق دریچه داخلی (مانند ابرجستجوگرها و…).
  • عنداللزوم، استفاده مدیریت‌شده از برخی محصولات خارجی با تحت کنترل کامل قرار دادن آن‌ها به روش‌هایی مثل الزام به نصب سیستم‌عامل اندرویدِ ایمن سازی شده در مبادیِ گمرکی توسط واردکنندگان گوشی و تغییر اپلیکیشن های مبتنی بر سرویس‌های خارجی به اپلیکیشن های سالم داخلی، پالایش و حذفِ نتایج نامناسبِ حاویِ محتوای مجرمانه از خروجیِ موتورهای جستجو، انتقال و هدایتِ مجدد (Redirect) نشانی‌های غیرقابل‌کنترل خارجی به سرویس‌های داخلی یا جایگذاری. (نمایشِ آنلاین)
  • ضد ارزش و نامطلوب سازی استفاده از محصولات خارجی.
  • آگاهی‌بخشی نسبت به خطرات و آسیب‌های استفاده از محصولات غیر ایرانی و بخصوص متعلق به دشمن از طریق تولیدِ برنامه‌های تلویزیونی و رادیوییِ آگاهی‌بخش برای خانواده‌ها در خصوصِ ماهیتِ سرویس‌های جاسوسیِ خارجی و معرفیِ سرویس‌های داخلی، حمایت از انتشارِ نشریات و کتبِ آگاهی‌بخش در این خصوص، ایجادِ آگاهی در کتاب‌های درسی مدارس در خصوصِ نحوه استفاده صحیح از فضای‌مجازی، تقویتِ مشاوره و آموزشِ مشاورانِ خانواده و…
  • تقویت زیرساخت‌های شبکه ملی اطلاعات و اینترانت ملی باهدف مزیت بخشی به تبادل اطلاعات بر روی پهنای باندِ داخلی، تقویتِ زیرساختِ نقاطِ تبادل داده (IXP)، تقویت شبکه ارسال محتوا «CDN های داخلی» که منجر به افزایشِ استفاده از سرویس‌های داخلی و کاهشِ مراجعه به سرویس‌های خارجی می‌شود.
  • وضع و اجرای قوانین جامع‌ومانع برای کنترلِ داده ستاندهٔ اطلاعاتی به خارج از کشور با راه‌اندازی گمرک اطلاعات و ایجاد محدودیت و وضع عوارض بر فعالیت شرکت‌های خارجی، ساماندهیِ ضوابطِ امنیتِ اطلاعات، ازجمله الزام به ارائه گواهیِ امنیتیِ مورد تأیید مراجعِ ذیصلاح برای خدماتِ اطلاعات در داخل که منجر به تطبیقِ شرکت‌های خارجی با این ضوابط یا حذف آن‌ها می‌گردد، تدوین و تصویب ضوابطی برای حمایت از حقوق مصرف‌کننده، مثل تضمینِ پایاییِ اطلاعاتِ در دسترسِ خدمات دهندگان در داخلِ کشور در قبالِ رعایت استانداردها و سپردن وثیقه و جریمه در قبالِ کوتاهی در حفظِ اطلاعاتِ کاربران و…

اجرای این راهکارها می‌تواند بخش مهمی از راه‌های نفوذ اقتصادی دشمن از طریق فضای‌مجازی را مسدود کند و به جد باید جلو فعالیت و تقویت شرکت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری حوزه فن‌آوری اطلاعات خارجی و بخصوص آمریکایی گرفته شود؛ لذا صراحتاً به دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی نسبت به همکاری با این‌گونه شرکت‌ها هشدار می‌دهیم و زمینه‌سازی برای ایجاد فعالیت آزاد و بدون محدودیت شرکت‌های آمریکایی مانند eBay، Amazon و Microsoft در جغرافیای ایران را در جهت تسهیل نفوذ اقتصادی دشمن در سایه سهل اندیشی دستگاه‌های دولتی ارزیابی می‌کنیم و در صورت لزوم در مواجهه با این اقدامات خلاف امنیت ملی، اقدامات قانونی لازم را در دستور کار قرار خواهیم داد.

والسلام

جبهه انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی

«پیشرفت» در «مصرف» و «وابستگی» نیست

باوجود افزایش چندین برابری واردات پهنای باند بین‌الملل در دو سال اخیر، چرا ایران در تخصیص پهنای باند به کاربران جزو ۲۰ کشور آخر دنیا است و هر چه پهنای باند اینترنت آمریکایی در ایران افزایش پیدا می‌کند، رتبه ایران تنزل می‌یابد؟!
چرا علیرغم افزایش هشتاد برابری تعداد کاربران اینترنت تلفن همراه در دو سال اخیر، رتبه پهنای باند اینترنت همراه ایران در جهان، ۱۲۴ شد؟!
گوشی‌های تلفن همراه در ایران ارزان به فروش می‌رسد و ما بیست و سومین کشور جهان از این نظر هستیم… پس علت عقب‌افتادگی کشور در حوزه سخت‌افزار چیست؟
چرا درحالی‌که ضریب نفوذ تلفن همراه ایران ۱۰۵% است، ولی پوشش موبایل در ایران جایگاه ۹۷ را از آنِ ما کرده است؟
چرا با اینکه بیش از چهل‌وهشت میلیون کاربر ایرانی اینترنت با احساس امنیت، تمام اطلاعات خود را به دست وزارت ارتباطات می‌سپارند، در زمینهٔ امنیت اطلاعات، ایران رتبه ۱۲۴ را از میان ۱۴۳ کشور جهان به دست آورده است؟
چرا باوجود افزایش چشم‌گیر واردات گوشی تلفن همراه در دو سال اخیر و استفاده فراگیر آخرین‌مدل‌های روز موبایل توسط مردم، ایران درزمینهٔ بهره‌مندی از آخرین فناوری‌های روز در جایگاه ۱۲۲ قرار دارد؟!
چرا باوجوداینکه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات با تمام توان مشغول توسعه همه‌جانبه اینترنت و محصولات فناوری اطلاعات در کشور است و برنامه‌های بلندمدت و توافقات گسترده‌ای برای واردات گوشی و تبلت به کشور انجام داده است و برنامه‌های مفصلی برای آلوده کردن حتی کودکان به اینترنت ناایمن را نیز اعلام نموده، شاخص چشم‌اندازهای آتی دولت ایران نشان می‌دهد که کشورمان جایگاه ۱۱۱ را از بین ۱۴۳ کشور جهان دارد؛ یا به عبارتی با اجرایی شدن تمامی برنامه‌های دولت در این عرصه بازهم تغییر شگرفی در توسعه ICT کشور ایجاد نخواهد شد؟!
چرا با اینکه ایرانیان در «استفاده» از رسانه‌های تعاملی (شبکه‌های به‌اصطلاح اجتماعی موبایل و OTTها) و سرویس‌های آنلاین جز ده کشور اول جهان هستند، ایران در بخش ارائه سرویس‌های آنلاین در جایگاه ۸۴ جهان قرار دارد؟
چرا باوجود تبلیغات شبانه‌روزی در تلویزیون و سطح شهر و نقطه‌نقطه کشور برای استفاده تمام سنین از «اینترنت»، ایران درزمینهٔ تشویق مردم به استفاده از «فناوری اطلاعات» جایگاه ۱۰۸ را دارد؟
چرا باوجوداینکه بیش از چهارده میلیون دانش‌آموز ایرانی بیشتر وقت خود را در اینترنت می‌گذرانند و همین عامل باعث شده است که معدل ۸۰ درصد دانش‌آموزان ایرانی در سال تحصیلی گذشته زیر ۱۴ باشد، بازهم رتبه دسترسی مدارس ایران به اینترنت طبق این ارزیابی، ۱۲۶ از میان ۱۴۳ کشور جهان است؟
چرا باوجود توسعه بی‌حساب استفاده از اینترنت در ایران و اعلام راه‌اندازی دولت الکترونیک و توسعه بی‌حساب اینترنت در روستاها و نقاط دورافتاده کشور به همین بهانه، میزان دسترسی مردم کشورمان برای استفاده از فناوری اطلاعات در سرویس‌های پایه مانند سلامت، آموزش و سرویس‌های مالی، رتبه ۱۰۶ را به‌دست آورده است؟
چرا با اینکه ایران دومین کشور آسیای غربی بود که به اینترنت متصل شد و توسعه بی‌وقفه اینترنت را نیز در کشور تجربه کرده‌ایم و بیشترین سرمایه‌گذاری را هم در این رابطه داشته‌ایم و تنها فناوری‌ای که شوراهای عالی و وزارت خانه اختصاصی دارد «فناوری اطلاعات» است، جایگاه ایران در این زمینه با ۶ پله سقوط در یک سال گذشته، به جایگاه ۱۶۴ جهان تنزل پیدا کرده است؟!
جواب همه این سؤالات را می‌توان در یک جمله داد: پیشرفت در مصرف و وابستگی نیست!
همه‌چیز از یک مغالطه تاریخی آغاز شد؛ مغالطه‌ای که به‌سرعت به یک فرهنگ غلط تبدیل شده است. مغالطه‌ای که ما ایرانی‌ها را به مصرف‌زدگی و آسان‌پسندی سوق می‌دهد و می‌خواهد به ما تلقین کند که ترقی و پیشرفت در تجمل و مصرف نهفته است و بجای آموختن علم فناوری، بهتر است از محصولات این علم که توسط دیگران تولید شده است استفاده کنیم… و این تصور غلط باعث شده است ما ایرانی‌ها همیشه برای پیشرفته‌تر شدن، مصرف‌گراتر شویم و برای بروز ماندن، آخرین‌مدل محصولات فناوری را بخریم و هرگز به فکر تولید نمونه‌های داخلی نباشیم.
درنتیجه بر اساس استاندارد پیشرفت در جهان که کشورهای دارای علم فناوری را پیشرفته می‌دانند و کشورهای مصرف‌کننده محصولات فناوری را عقب‌افتاده… و با توجه به اینکه ایران درزمینهٔ محصولات فناوری اطلاعات، کشوری صرفاً مصرف‌کننده است و از پروتکل‌ها تا موس و کی‌برد و مانیتور و پهنای باند و حتی فرهنگ استفاده از محصولات فناوری نیز واردکننده است، باعث شده کشور عزیزمان به کشوری عقب‌افتاده در حوزه فناوری اطلاعات تبدیل شود!
گذشته از گذشته، بر مبنای عقل، تدبیر و منطق، بهتر است در این برهه حساس تاریخی مقامات سنتی و مادام‌العمر وزارت ارتباطات و مخابراتی‌ها، یک‌بار بایستند، به مسیر پشت سر و وضع زار حال نگاهی بیندازند و تجربه بگیرند و با تغییر مسیر غلط فعلی، اراده کنند کشور را از مصرف‌کننده به تولیدکننده تبدیل کرده و بجای تنظیم مقررات کشور با قوانین بیگانگان، تعیین‌کننده و تدوین‌کننده مقررات باشند و بجای رایزنی برای افزایش واردات تجهیزات مخابراتی به کشور، به دنبال دستیابی به فنّاوری ساخت تجهیزات مخابراتی باشند و با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و فراهم کردن زیرساخت‌های لازم برای توسعه و پیشرفت کشور، جایگاه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را از دلالی ترافیک اینترنت به تولیدکننده و صادرکننده ترافیک در جهان ارتقاء دهند.
آنگاه خواهیم دید جمهوری اسلامی ایران مانند فناوری‌های فضایی، هسته‌ای، نانو، پزشکی و… در فناوری اطلاعات نیز در جهان سرآمد خواهد شد و بجای دیدن افت جایگاه و تحقیر کشور در شاخص‌های پیشرفت در حوزه فناوری اطلاعات، ایران عزیز الگوی توسعه درون‌زا و دسترسی به اینترنت سالم، سریع، امن و ارزان برای ملت‌های و دولت‌های جهان خواهد شد.

منتشر شده در شماره نخست ماهنامه «نسل چهارم»