فیس‌بوک، اقیانوسَکِ نَجِس

امروز، روز که رنگ باخت و شب جایش را گرفت، میهمانِ شبکهٔ دوِ سیما شدم برای شرکت در برنامهٔ زندهٔ برخطِ شبکه آموزش!

در زمانِ پخشِ برنامه، وقتی از سوابقِ مدیرِ صهیونیستِ شرکتِ آمریکاییِ فیسبوک سخن می‌گفتم، چیزی ذهنم را سیخک می‌زد و حرفی با سرِ زبانم بازی می‌کرد، ولی جسارتِ بیانش را نداشتم.

می‌ترسیدم این حرف چون نَقلی است از امام خمینی (ره) و نَقل هایِ عده‌ای این روزها شده است نقاله‌ای برای کسبِ شهرت و مشروعیت، در بیانِ آن رعایت دقت را نکنم.

اشکالی ندارد، از رسانه خودم استفاده می‌کنم و نَقل را عیناً نَقل می‌کنم، بی نگرانی.

امام در جایی می‌فرمایند… :«اگر اسرائیل انگشتش را به بحرِ محیط (اقیانوس) بزند، نَجِس می‌شود»

حالا شما خودتان کلاهتان را قاضی کنید و ببینید اسرائیل آیا به اقیانوسکِ مجازیِ فیس‌بوک انگشت زده است یا آن را بر روی انگشتش می‌چرخاند؟!

ویکیِ آقایِ «زوک» پاسخ می‌دهد:

In 2011, Zuckerberg ranked first on the list of the “Most Influential Jews in the World” by The Jerusalem Post and has since consistently topped the list every year as of 2013.

سرِ نخ را می‌گیرم و تا تهِ نخ می‌روم. منبعِِ اصلی پیدا شد! سه نفرِ اولِ لیستِ ده نفرهٔ تأثیرگذارترین صهیونیست های جهان را ببینید:

1. MARK ZUCKERBERG
Facebook CEO

2. BINYAMIN NETANYAHU
Prime minister

3. SHERYL SANDBERG
Chief Operating Officer, Facebook

فارسی‌اش می‌شود اینکه صهیونیست‌ها بنیان‌گذار و رئیسِ فیس‌بوک را از نخست‌وزیرِ رژیمِ صهیونیستی، صهیونیست تر می‌دانند و البته سومین صهیونیستِ تأثیرگذارِ جهان هم کسی نیست جز نفرِ دومِ فیس‌بوک!!!

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

جمعه آسمانی

امام خمینی

آسمان را به نور خدائی خورشید شناختیم و ستاره هایش را با نور ولایی ماه دیدیم.

السلام علیک یا حضرت آسمان

درود بر روح خدا، حضرت خورشید و سلام بر نور خدا، حضرت ماه

  • در جمعه تاریخی (چهاردهم خرداد ماه 1389)، زیر سایه حضرت آسمان، در جوار حضرت خورشید، به امامت حضرت ماه، با صدای رسا تکبیرت الاحرام می گوییم: اللَّه أَكْبَر و نماز می بندیم به شکرانه جماعتی به عظمت دریا و شکر می کنیم این اتحاد عظمای ایرانیان را و از عمق وجودمان از خدا می خواهیم: آسمان را به زمین آور که اینجا همه آماده ایم…
  • رفتیم و صدای اللَّه أَكْبَر ما را جهان شنید…
  • صدای ماه را :بشنوید

جام زهر 2 ؟


مردم به هوش، مردم به گوش!

می خواهند “امام” جام زهر بنوشد؛

و جنگمان جنگ نباشد، تا “پیروزی”.

تا نابودی “فقر و فساد” راهی نمانده است؛

مباد “هشت ماه دفاع مقدسمان” را با قلع نامه ای، قمع کنند…

لیگ هاشمی

در سال 84 احمدی نژاد لیگ هاشمی را تبدیل به جام حذفی کرد و هاشمی رفسنجانی حذف شد!

در سال 88 هاشمی رفسنجانی با کمک سرمربیان داخلی و خارجی و تیم های تقویت شده به میدان جام حذفی آمد و همه تیم هایش حذف شدند!

آیا هاشمی رفسنجانی هنوز به دنبال لیگ است؟

  • توضیح!:

آقای هاشمی رفسنجانی، گویا علاقه زیادی به لیگ برتر دارد.

ایشان بعد از ارتحال حضرت امام خمینی (ره) و همزمان با ریاست جمهوریش ابتدا افرادی را به عنوان وزیر انتخاب می کرد.

برخی از آنها همزمان برای ایجاد گروه ها و باشگاه های سیاسی (احزاب) با گرایشهای مختلف مامور می شدند.

این باشگاه ها، تیم هایی را به عرصه سیاست وارد می کردند و با محوریت خود آقای هاشمی مسابقاتی در دسته یک (انتخابات مجلس) و لیگ برتر سیاسی (انتخابات ریاست جمهوری) برگزار می شد.

شورای نگهبان نیز به مثابه کمیته انضباطی، برخی تیم ها و افراد را از دسته یک یا لیگ هاشمی محروم می کرد، اما در تمام مواقع تیم های اصلی از این فیلتر هم عبور می کردند.

در هفتمین انتخابات ریاست جمهوری عملا اولین فصل از لیگ هاشمی شروع شد.

تیم هایی چون تیم آقای علی اکبر ناطق نوری و آقای سید محمد خاتمی (وزیر ارشاد دولت هاشمی) نقش محوری داشتند و بقیه باشگاه ها به نوعی حامی این دو تیم بودند. البته تیم هایی هم به عنوان سیاهی لشکر در کنار این دو تیم بازی می کردند.

در فصل اول و دوم لیگ هاشمی، باشگاه اصلاحات با همکاری مستقیم سازمان لیگ، ببخشید، مجمع تشخیص مصلحت و شخص آقای هاشمی رفسنجانی بدون هیچ مانعی به اصطلاح قهرمان شد!

این روال اما در دهمین انتخابات ریاست جمهوری برهم می خورد؛ و این را آقای هاشمی به خوبی فهمید.

لذا ایشان شخصا با استفاده از تمام ظرفیت تیم های خود وارد میدان شد تا لیگ را نجات دهد، بی خبر از اینکه آقای احمدی نژاد لیگ هاشمی را تبدیل به جام حذفی کرده است!

در جام حذفی فقط یک تیم سعود می کند و تیم مقابل حذف خواهد شد؛ در نتیجه هاشمی و تیم هایش و به عبارتی لیگ هاشمی حذف شد.

چهار سال با تمام وجود باشگاه های دسته یک تلاش کردند تا لیگ را دوباره راه اندازی کنند، اما این بار بخش بزرگی از اهرم های قدرت  در دست سازمان لیگ هاشمی نبود! و این سازمان ضعیف و ضعیف تر می شد…

این پیر سیاست به آسیب شناسی پرداخت و فهمید بزرگترین عامل پیروزی تیمهایش در فصل اول و دوم لیگ، مشخص نبودن دامنه حضور شخص او و بزرگترین اشتباهش نیز در فصل سوم، حضور مستقیمش در مسابقه بوده است، لذا تصمیم گرفت از فرصت چهار ساله استفاده کند و با کمک سرمربیان خبره داخلی و خارجی تیم هایش را برای پیروزی در جام حذفی احمدی نژاد آماده کند.

همه چیز خوب پیش می رفت تا روز مناظره!

مناظره به مثابه برنامه نود، در انتخابات نقش مهمی داشت.

مهمترین و تاثیر گذارترین اتفاق در برنامه نود انتخاباتی هم، پرده برداری دکتر احمدی نژاد از پشت صحنه تیم های حاضر در مسابقه بود.

همه فهمیدند که سه تیم دیگر با سرمایه گذاری سازمان لیگ، که حالا تبدیل به یک باشگاه ثروتمند شده بود، با یک هدف واحد به میدان آمده اند.

دهمین انتخابات یا جام حذفی احمدی نژاد دوباره اتفاق افتاد و پیروز این بازی سرنوشت ساز هم کسی نبود جز دکتر محمود احمدی نژاد.

این مهم را آقای هاشمی قبل از مناظره هم می دانست، اما حماقت بزرگ آقای موسوی با شرکت در مناظره باعث شد سه امتیاز حیاتی این بازی به دکتر احمدی نژاد برسد.

در روزهای نزدیک به فینال، آقای هاشمی که شکست ابدی را بی منازعه می دید، خود وارد صحنه شد و خواست اشتباهات تیم هایش را با نامه ای توهین آمیز به امام خامنه ای جبران کند.

گویا او انتظار داشت برای نجات لیگش همه بسیج شوند و از اجرای قانون ناراحت بود.

اما زیرکی دکتر احمدی نژاد و حمایتهای الهی از ایشان که به واسطه دعای دوستداران انقلاب و مستضعفان بود، باعث شد نامه آقای هاشمی مهر تاییدی شود بر افشاگری آقای احمدی نژاد در مناظره و مردم نقش آقای هاشمی را به وضوح ببینند.

طبق دستور جدید سازمان لیگ هاشمی، تیم های حذف شده به جر زنی پرداختند و اینبار قانون را نیز زیر پا گذاشتند و حرمتی باقی نگذاشتند.

این چماق ها اما برای اجبار حاکمیت به پذیرش هویجی فاسد در آینده ای نزدیک بود.

آینده ای که با گذشت شش ماه از انتخابات نرسید تا حرمت شکنی عاشورا و راهپیمایی 9 دي.

در این راهپیمایی همه سیاست ها و نقشه های تیم هاشمی نقش بر آب شد.

اکنون اما او دوباره با سیاستی جدید وارد میدان شده است.

این بار دستور جدید آقای هاشمی این است:

تیم منتخب سیاسی / به هم پاس بدهید!

طبق این دستور ظاهرا تیم حجومی و پر کارت قرمز (کروبی)، مهار مي شود و تیم پرطرفدارتر موسوی بیانیه صادر می کند و محترمانه توبه می کند و آقاي رضایی هم از پشت حمایت می کند و حتما امثال آقای مطهری و لاریجانی هم در بوق “لا حکم الا هاشمی” و “وحدت مصلحتی” خواهند دمید!

دست بر قضا! اینبار هم اگر دقت کنیم همه بر سر یک دشمن واحد به توافق رسیده اند، گرچه از اول هم اختلافی نبود!

تیم منتخب هاشمی با بازیکنانی چون موسوی در نوک حمله، خاتمی در پست هافبک نفوذی، رضایی در دفاع، کروبی به عنوان ذخیره، صانعی به عنوان مربی بدنسازی و هاشمی هم به عنوان سرمربی، دروازه بان و کاپیتان تیم آیا باز هم از تیم تک نفره احمدی نژاد با میلیون ها هوادار شکست خواهد خورد؟

باید تماشا کرد و دید…