۸۹ درصد درآمد وزارت ارتباطات از محل فروش اینترنت است

1326_20862

مدت زیادی از حکم جدید رهبر معظم انقلاب برای دور دوم از فعالیت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی نمی‌گذرد. نخستین‌بار اواخر سال 90 بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای طی حکمی دستور تشکیل این شورای‌عالی را صادر کردند. از ترکیب اعضای این شورا که سران هر سه قوه و عالی‌ترین مقام‌های نظام را در خود جا داده است می‌توان به اهمیت شورای‌عالی فضای‌مجازی و مأموریت‌های آن پی برد؛ مأموریت‌هایی که این شورا نتوانست در سه سال و نیم نخست فعالیتش آن‌ها را به سرانجام برساند. این در حالی است که بنا به تأکید رهبر انقلاب اهمیت فضای‌مجازی به اندازه اهمیت انقلاب است همچنآن‌که ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: اگر رهبر نبودم مسئولیت فضای‌مجازی را به عهده می‌گرفتم؛ اما چرا شورای‌عالی و فرا قوه‌ای که با دستور مستقیم عالی‌ترین مقام کشور یعنی رهبر انقلاب تشکیل‌شده و مصوباتش لازم‌الاجرا و در حکم قانون است نتوانست به اهداف و چشم‌اندازهایش دست یابد و بنا به تعبیر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دچار انفعال شد؟ این‌ها سؤالاتی است که برای پاسخ به آن به سراغ روح‌الله مؤمن‌نسب، کارشناس فضای‌مجازی رفته و با وی به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
آقای مؤمن‌نسب! از نگاه شما آیا شورای‌عالی فضای‌مجازی در طول این سه سال و نیم فعالیتش توانست به وظایفی که از سوی مقام معظم رهبری برای آن تعیین شده بود دست یابد و مأموریت‌های خود را به سرانجام برساند؟
حضرت آقا 17 اسفند سال 90 طی حکمی رسماً تشکیل شورای‌عالی فضای‌مجازی را به مسئولان ارشد کشور که عضو این شورا هستند ابلاغ کردند. یکی از وظایف این شورا سرمایه‌گذاری وسیع و هدفمند جهت بهره‌گیری حداکثری از فرصت‌های ناشی از فضای‌مجازی، ارائه خدمات گسترده و مفید به اقشار گوناگون مردم است. این بدین معناست که در کشور سرویس‌هایی طراحی و این سرویس‌های داخلی در اختیار مردم قرار داده شود که در این حوزه خیلی ضعیف عمل شد و نرم‌افزارهایی هم که طراحی‌شده، ربطی به شورای‌عالی فضای‌مجازی نداشته و بخش خصوصی ورود پیدا کرده است. مسئله بعدی ضرورت برنامه‌ریزی و هماهنگی مستمر به‌منظور صیانت از آسیب‌های ناشی از اینترنت بود اما از سال 90 تا الآن آسیب‌های فضای‌مجازی ده‌ها و صدها برابر شده هم از نظر دامنه و هم از نظر کیفیت ماجرا.
مثلاً چه آسیب‌هایی به این حوزه واردشده؟ کمی مصداقی‌تر توضیح می‌دهید؟
به‌طور مثال حدود 10 سال پیش قانون جرائم رایانه‌ای در کشور تدوین شد و این قانون سال 88 تصویب و ابلاغ شد. از آن سال تاکنون چند نسل مخابراتی عوض‌شده و از نسل دوم به سوم و هم‌اکنون به نسل چهارم رسیده‌ایم. از سوی دیگر انواع OTT ها یا شبکه‌های‌اجتماعی و پورت‌های مختلف آن زمان نبود. الآن خیلی چیزهای جدید وارد کشور شده و این قانون توانایی بررسی و برخورد با موارد جدید را ندارد و باید تغییر پیدا کند و اصلاح شود.
از سوی دیگر رهبری تأکید کرده‌اند تا شورای‌عالی فضای‌مجازی نقطه کانونی متمرکزی برای سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و هماهنگی در فضای‌مجازی کشور باشد. این نکته‌ای است که در حکم جدید هم دوباره بر آن تأکید شده است اما شورای‌عالی فضای‌مجازی به‌هیچ‌عنوان نه در سیاست‌گذاری، نه در تصمیم‌گیری و نه حتی هماهنگی نتوانست این نقش را ایفا کند. تمامی نهادهایی که قبلاً فعالیت می‌کردند همان فعالیت‌های قبلی خودشان را ادامه دادند. شورای‌عالی فضای‌مجازی در سال‌های اول درگیر حواشی بسیار گسترده شد و بعدازآن‌هم اصلاً جلسه‌ای تشکیل نداند مثلاً در سال گذشته تنها دو جلسه کاری در این شورا تشکیل‌شده و در سه سال و نیم گذشته فقط سه مصوبه داشته که از این سه مصوبه هیچ‌کدام اجرا نشده است و در عمل می‌توان گفت هیچ کاری در شورای‌عالی فضای‌مجازی انجام نشده است.
باوجودآنکه این شورا فرا قوه‌ای بوده و عالی‌ترین مقام هر سه قوه عضو آن هستند، چرا این شورا نتوانسته به وظایف خود عمل کند؟
مهم‌ترین مانعی که بر سر راه شورای‌عالی فضای‌مجازی وجود داشته به نظر من همان چیزی است که حضرت آقا به‌درستی به آن اشاره داشتند و در حکم جدید برای آن تدبیر هم کرده‌اند. رهبر انقلاب در حکم جدید بر مفاد حکم اولیه و پیوست آن‌که شامل 40 دستور بود تأکید داشته‌اند که همین تأکید هم نشان می‌دهد هیچ‌کدام از مصوبات قبلی اجرا نشده است؛ اما موانعی را که شورای‌عالی فضای‌مجازی داشت، می‌توان در 10 دستوری که در حکم جدید رهبری آمده به‌طور خلاصه مشاهده کرد. نخستین مورد انحلال شوراها و مراکز موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی است.
در حال حاضر چند شورای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی داریم و این شوراها کدم‌اند؟
در حال حاضر ما هشت شورای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی داریم. یکی شورای‌عالی فناوری اطلاعات است که سال 86 تشکیل شد و در 22 اردیبهشت امسال با تصویب مجلس منحل شد ولی ظاهراً دولت هنوز این مصوبه مجلس را اجرا نکرده و وزیر ارتباطات چند روز پیش از احتمال انحلال این شورا خبر داد. شورای‌عالی فناوری اطلاعات سالانه 4 هزار میلیارد تومان بودجه و امکانات و تجهیزات زیادی دارد اما بر اساس حکم رهبری باید این بودجه و امکانات به شورای‌عالی فضای‌مجازی انتقال یابد. دومین شورا، شورای‌عالی اطلاع‌رسانی است که با مصوبه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در سال 77 به‌وجود آمد و هنوز دبیرخانه آن فعال است. سومین شورا کمیسیون فاوای دولت و کارگروه فاواست که سال 89 به تصویب هیئت‌وزیران رسید. بعدی شورای‌عالی افت است که آن‌هم با مصوبه هیئت‌وزیران در سال 82 تشکیل شد. شورای‌عالی انفورماتیک شورای موازی دیگری است که با حکم رهبری باید منحل شود.
مورد بعدی شورای‌عالی فضایی است. سازمان فضایی کشور قبلاً مستقل بود اما بعد با دستور رئیس‌جمهور زیرمجموعه وزارت ارتباطات قرار گرفت زیرا بیشتر استفاده تجهیزات ماهواره‌ای در ایران و در جهان برای کارهای مخابراتی و تبادل داده است. شورای‌عالی فضایی تمام مأموریت‌هایش در جهت فناوری اطلاعات است. این شورا در بهمن 83 با تصویب هیئت‌وزیران ایجاد شد. ستاد توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات هم مورد دیگری است که به نحوه شورایی اداره می‌شود. سال 88 معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری این شورا را تأسیس کرد و اختیارات موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی دارد. کمیسیون تنظیم مقررات رادیویی نیز به‌تنهایی تمام اختیارات شورای‌عالی فضای‌مجازی را دارد و می‌تواند به‌طور کامل شورای‌عالی فضای‌مجازی را از دور تصمیم‌گیری خارج کند. این کمیسیون در 2/2/86 با تصویب هیئت‌وزیران تشکیل‌شده است. از این هشت مورد یکی با تصویب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی بوده و در حالت نیمه‌تعطیل هم است ولی بقیه با تصویب دستگاه‌های دولتی یا اعضای هیئت‌وزیران بوده و اگر این شوراها منحل نشوند شورای‌عالی فضای‌مجازی هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد چراکه از او قطع ید شده و تمام اختیارات شورای‌عالی فضای‌مجازی را این شوراها دارند. از سوی دیگر اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق اعضای این شوراها در شورای‌عالی فضای‌مجازی هم هستند و نمی‌توانند بهانه‌ای داشته باشند چراکه هم عضو مشترک‌اند و هم اختیاراتشان همپوشانی دارد. پس منطقی نیست که یک شورای فرا قوه‌ای به نام شورای‌عالی فضای‌مجازی با هشت شورای دیگر اختیارات مشترک داشته باشد و موازی‌کاری شود.
چرا این شوراها مانع انجام مأموریت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی محسوب می‌شوند و باوجوداین همه شورا چرا همچنان هیچ کاری در این حوزه صورت نگرفته است؟
ببینید یکی از موانع بخش خصوصی برای پیشرفت در حوزه فناوری اطلاعات تعدد همین شوراهاست. به‌طور مثال هرکس در هر مناقصه و پروژه‌ای بخواهد شرکت کند و تجهیزات کامپیوتری تولید کند باید از شورای‌عالی انفورماتیک مجوز بگیرد. درحالی‌که ترکیب اعضای شورا نشان می‌دهد یک حرکت مافیایی شکل‌گرفته و تعدادی از افراد ذی‌نفع عضو این شورا هستند و اجازه نمی‌دهند بقیه پیشرفت کنند. اختیارات این شورا هم خیلی مهم و وسیع است. سیاست‌گذاری و هماهنگ‌سازی و نظارت از اختیارات این شورا و در عمل همان مواردی است که رهبری به‌عنوان وظایف شورای‌عالی فضای‌مجازی عنوان کرده‌اند.
انحلال شوراهای عالی موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی و به‌خصوص کمیسیون تنظیم مقررات یعنی پایان فعالیت مافیای مخابراتی در کشور. راه‌اندازی شورای‌عالی فضای‌مجازی می‌تواند با برچیدن نظام بوروکراتیکی که در این حوزه وجود دارد، پیشرفت در فناوری اطلاعات را فراهم کند. در این صورت مردم از یکجا برای فعالیت در این حوزه باید مجوز بگیرند و سیاست‌های کشور در حوزه فناوری اطلاعات را یکجا تعیین می‌کند. درحال حاضر تعدد این سازمان‌ها موجب شده است تا یک نفر از چند سازمان بودجه بگیرد و کاری از پیش نبرد و در مقابل افراد دیگری به‌رغم انجام کارهای خوب اما نمی‌توانند از هیچ کجا بودجه‌ای جذب کنند.
با قرار گرفتن انحلال شوراهای موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی به‌عنوان نخستین مورد از 10 فرمان رهبری در ارتباط با وظایف شورای‌عالی فضای‌مجازی در حکم جدید نیز می‌توان به اهمیت این موضوع پی برد. این‌طور نیست؟
دقیقاً همین‌طور است. در دیدار اعضای شورای‌عالی فضای‌مجازی با رهبر می‌بینیم که ایشان دوباره روی این موضوع تأکید و تصریح می‌کنند از انفعال خارج شوید. یکی از نشانه‌های انفعال شورای‌عالی فضای‌مجازی این بود که در لاک دفاعی فرورفت و درنهایت نتوانست ظرفیت‌های قبلی و فعلی را نه هماهنگ و نه ادغام کند اما الآن با دستور رهبر انقلاب این مسئله حل شد و رهبری بر اساس اصل 110 قانون اساسی تمام این هشت شورا را منحل کرده‌اند و فعالیت آن‌ها در کشور صددرصد غیرقانونی است. اگر خلاف این مسئله صورت بگیرد دیوان عدالت اداری بر اساس وظیفه ذاتی خود باید ورود یافته و مصوبات و شوراها را منحل کند و متخلفان را مورد پیگرد قضایی قرار دهد.
به حاشیه‌هایی اشاره داشتید که شورای‌عالی فضای‌مجازی در آغاز فعالیت خود به آن دچار شده و نتوانست هیچ خروجی قابل‌توجهی داشته باشد. این حواشی چه چیزهایی بود؟
مهم‌ترین حاشیه شورای‌عالی فضای‌مجازی از ناحیه قوانینی بود که قبل از تشکیل شورای‌عالی فضای‌مجازی تدوین شده بود؛ مانند همین شوراهای عالی و اختیارات وسیعی که داشتند. به‌طور نمونه کمیسیون تنظیم مقررات اختیاراتش از شورای‌عالی فضای‌مجازی بیشتر است، آن‌هم با وجود عضویت 25 نفر از ارکان جمهوری اسلامی ازجمله رؤسای سه قوه در شورای‌عالی فضای‌مجازی. درواقع یکی از موانع بزرگ بر سر راه فعالیت‌های شورای‌عالی فضای‌مجازی همین کمیسیون بود. به‌طور مثال این کمیسیون تصمیم گرفت تا نسل سوم اینترنت را وارد کشور کند آن‌هم بدون دریافت هیچ مجوزی از شورای‌عالی فضای‌مجازی یا تصمیم گرفت تجهیزات مخابراتی تغییر پیدا کند یا تجهیزات مخابراتی جدیدی وارد کشور شود که همه این تصمیمات مغایر با مصالح کشور بود و در یک گروه چندنفره انجام شده بود. ما در شورای‌عالی فضای‌مجازی هم کمیسیون تنظیم مقررات رادیویی داریم. همچنین به‌کارگیری مدیران ضعیف در مجموعه شورای‌عالی فضای‌مجازی یعنی افرادی که یا برای این سمت تجربه کافی نداشتند یا آنکه نتوانستند خود را با پیشرفت فناوری هماهنگ کنند یکی از موانع جدی فعالیت این شورا بود. این افراد قبلاً هم مدیران وزارت ارتباطات بودند و طبیعی است که این افراد نمی‌توانند ناظران مناسبی بر عملکرد وزارت ارتباطات باشند. سومین مورد این بود که دولت زیر بار کار حاکمیتی نرفت.
چرا دولت نباید زیر بار کار حاکمیتی برود؟ آیا در این میان دست‌های پنهانی وجود دارد یا به خاطر برخی منافع است؟
بر اساس قانون باید هر سه هفته یک‌بار جلسه شورای‌عالی فضای‌مجازی تشکیل شود. 89 درصد درآمد وزارت ارتباطات از محل دلالی فروش اینترنت در کشور تأمین می‌شود و درواقع دومین درآمد دولت بعد از مالیات از این محل تأمین می‌شود؛ بنابراین دولت نمی‌خواهد این درآمد هنگفت را از دست بدهد چون اگر این کار زیرمجموعه شورای‌عالی فضای‌مجازی بیاید این پول دیگر بلاتکلیف نیست و در غالب حاکمیت برای آن تصمیم‌گیری می‌شود. مافیاهایی در کشور وجود دارند که از این رهگذر به درآمدهای کلانی می‌رسند و واردات و توزیع اینترنت مافیایی شکل‌گرفته است. نمونه آن را می‌توان در تصمیم سال گذشته کمیسیون تنظیم مقررات دید که مجوز بیش از 700 شرکت ای اس پی را تمدید نکرد و درواقع منحلشان کرد تا توزیع اینترنت در چند شرکت خصوصی خاص خلاصه شود. این کارها نشان می‌دهد که در بدنه وزارت ارتباطات متأسفانه یکسری کارهای غیرقانونی و خارج از مصالح ملی صورت می‌گیرد درنتیجه اجازه فعالیت به شورای‌عالی فضای‌مجازی داده نمی‌شود.
دومین تأکید مقام معظم رهبری بر تثبیت جایگاه مرکز ملی است. ارزیابی شما از این مرکز و فعالیت‌های آن طی سه سال اخیر چگونه است؟ آیا این مرکز توانسته با وجود انفعال شورای‌عالی به وظایف ذاتی‌اش عمل کند؟
مرکز ملی فضای‌مجازی دو وظیفه کلی دارد، این مرکز چشم و بازوی اجرایی شورای‌عالی فضا مجازی است. این شورا وظیفه تحقیق، تحلیل و تعلیل یا علت‌یابی را دارد و باید تمام فضای‌مجازی را بررسی و پایش کند و به شورای‌عالی فضای‌مجازی خوراک بدهد. دومین وظیفه این مرکز اجرای مصوبات شورای‌عالی فضای‌مجازی است که حکم قانون دارد و در روزنامه رسمی منتشر می‌شود و باید اجرا شود. اگر مرکز ملی فضای‌مجازی رصد فضای‌مجازی را به‌درستی انجام ندهد، داده‌های غلط وارد شورای‌عالی فضای‌مجازی می‌شود درنتیجه بصیرت این شورا پایین آمده و روی تصمیمات آن تأثیر منفی می‌گذارد. درواقع این شورا باید مسائل را رصد و درباره آن تحقیق کند بعد علت‌یابی کند و درنهایت برای آن تدبیر کند و مصوبات مربوط را به شورای‌عالی فضای‌مجازی ارائه دهد. وظیفه دیگر این مرکز هماهنگی و هم‌افزایی میان سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها و نهادهای مختلف را در همه ابعاد برعهده دارد. این مرکز در دوره قبل در بعد هماهنگی بسیار ضعیف عمل کرد و در بعد بازوی اجرایی اصلاً عملیاتی نداشت. در تمام این سه سال و نیم مرکز فقط سه مصوبه داشته که اصلاً اجرا نشد.
این مصوبات چه بود؟
یکی الزامات شبکه ملی اطلاعات بود که این الزامات چندگانه‌ای که تصویب شد هیچ‌کدام اجرا نشد و حتی وزارت ارتباطات طرحش را هم به شورای‌عالی ارائه نداد. بحث تولید ترافیک در کشور موضوع دیگری بود که آن‌هم متأسفانه اجرا نشد. سومی هم پیامک‌های تبلیغاتی بود و درنهایت به این نتیجه رسیدند که پیامک‌ها باید بر اساس قانون ارسال شوند که این هم عملاً اجرایی نشد. موضوع دیگر اینترنت سالم و درواقع سالم‌سازی محتوای اینترنت بود. این مسئله هم همچنان‌که می‌بینیم به‌هیچ‌وجه اجرایی نشده و شبکه‌های‌اجتماعی پر است از محتواهای ناسالم و غیراخلاقی.
شبکه ملی اطلاعات یکی از الزامات قانون برنامه پنجم توسعه است و بر اساس آن دولت مکلف بود در سال نخست این برنامه آن را اجرایی کند اما هم‌اکنون با پایان برنامه پنجم توسعه هنوز این تکلیف اجرا نشده است. از نگاه شما چه موانعی بر سر راه اجرای شبکه ملی اطلاعات وجود دارد؟
شبکه ملی اطلاعات مصوبه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در 10 سال پیش است و در ماده 46 برنامه پنجم توسعه به تکلیف قانونی تبدیل شد. بر اساس این مصوبه وزارت ارتباطات باید ظرف یک سال شبکه ملی اطلاعات را راه‌اندازی کند؛ اما این وزارتخانه وقتش را روی افزایش اینترنت وارداتی و توسعه نرم‌افزارهای خارجی گذاشت که مخالف چشم‌اندازهای شبکه ملی اطلاعات است و فرصت این کار به پاورپوینت‌سازی و ایجاد گزارش‌های بیهوده و بی‌محتوا گذاشت. به همین خاطر هم است که در حکم جدید رهبری برای شورای‌عالی فضای‌مجازی در بند پنجم بر راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات پس از تصویب در شورای‌عالی تأکید شده است. این نشان می‌دهد کاری که تاکنون به نام راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات انجام شده باید متوقف شود و خارج از چارچوب منافع نظام نباشد. در حال حاضر به نام شبکه ملی اطلاعات سالانه 4 هزار میلیارد تومان از خزانه برداشت می‌شود اما هنوز هم این شبکه راه‌اندازی نشده است. همچنین در حکم رهبری مرکز ملی فضای‌مجازی باید نظارت مستمر و مؤثر روی شبکه ملی اطلاعات داشته باشد که تاکنون مرکز ملی فضای‌مجازی هیچ دخالتی در شبکه ملی اطلاعات نداشته تا حدی که رئیس مرکز شورای مجازی کشور به عملکرد وزارت ارتباطات در رابطه با تشکیل شبکه ملی اطلاعات اعتراض کرد و گفت هیچ گزارشی در این رابطه به ما ارائه نشده است.
در حال حاضر چه راهکاری برای راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات پیش رو داریم؟
بهترین راه برای اجرای شبکه ملی اطلاعات این است که شورای‌عالی فضای‌مجازی راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات را از انحصار وزارت ارتباطات خارج کند و بر اساس اصل 44 قانون اساسی آن را به بخش خصوصی و مردمی واگذار کند. در این صورت به‌سرعت کاری که 10 سال است هزینه می‌برد انجام می‌شود چون سود خوبی هم در این زمینه وجود دارد. در ضمن اینکه در حکم رهبری برای تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات هیچ اشاره‌ای به لزوم اجرای این طرح توسط وزارت ارتباطات نشده است. قطعاً منافع ملی در این است که برای تسریع در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و رقابت در ارائه کیفیت، اجرای این طرح به شرکت‌های خصوصی و دولتی واگذار شود و از انحصار وزارت ارتباطات دربیاید.
در این صورت به نظر شما این طرح ظرف چه مدت‌زمانی راه‌اندازی خواهد شد؟
اگر چنین اتفاقی بیفتد ظرف کمتر از سه ماه شبکه ملی اطلاعات در ایران راه‌اندازی و به الگویی برای مدیریت اینترنت در سراسر جهان تبدیل می‌شود.
یکی از دلایلی که مسئولان امر برای تأخیر در راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات ذکر می‌کنند فقدان زیرساخت‌های لازم است. در این صورت چطور می‌شود کاری که 10 ساله انجام نشده را سه‌ماهه به سرانجام رساند؟
ببینید ما همه زیرساخت‌های لازم برای این کار را داریم. راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات فقط نیاز به هماهنگی نقاط اتصال یا IXP ها دارد که این هماهنگی باید در ایران مانند همه نقاط دنیا از انحصار دولت خارج شود و به‌دست خود شرکت‌ها داده شود. 10 سال پیش که طرح شبکه ملی اطلاعات ارائه شد، اینترنت جهان به مدل استار اداره می‌شد و مرکز اینترنت جهان امریکا بود. در طرح شبکه ملی اطلاعات ما مدل استار امریکا را شکستیم. طرح مشابه شبکه ملی اطلاعات ما در خیلی از کشورهای اروپایی مثل بلژیک، آلمان و کشورهای حوزه شنگن، چین و کره‌جنوبی اجرا شد. هم‌اکنون کره‌جنوبی در حوزه فناوری اطلاعات به خاطر آنکه زیرساخت‌های داخلی‌اش را بر اساس شبکه ملی اطلاعات پایه‌گذاری کرد توانست رتبه اول جهان را به‌دست آورد و امریکا که اول دنیا بود حال رتبه 16 شده است. ایران اما 157 دنیاست.
کمی مصداقی‌تر توضیح می‌دهید چگونه می‌توان این شبکه را راه‌اندازی کرد؟
شرکت مخابرات ایران 32 مخابرات استانی دارد و یک مخابرات سیار که همراه اول است. این شرکت به‌تنهایی می‌تواند شبکه ملی اطلاعات را راه‌اندازی کند. همچنین ما 12 pap در کشور داریم که همه این pap ها زیرساخت‌های کابلی را برای راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات را دارند. اپراتورهای مخابراتی هم می‌توانند شبکه ملی اطلاعات را در سطح اپراتور خود راه بیندازند. کافی است ما در شورای‌عالی فضای‌مجازی تصویب کنیم تا کنسرسیومی از سازمان‌هایی که آمادگی راه‌اندازی این طرح را دارند تشکیل شود یا هرکس آمادگی دارد این آمادگی را به شورای‌عالی فضای‌مجازی اعلام کند و با طرحی که در شورای‌عالی فضای‌مجازی تصویب می‌شود اجرای این کار را به بخش خصوصی یا مردمی واگذار کنند.
شایعاتی در رابطه با قطع استفاده از اینترنت یا کاهش سرعت آن مطرح است. آیا چنین شایعاتی حقیقت دارد؟ با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات چه اتفاقی برای اینترنت می‌افتد؟
شبکه ملی اطلاعات پنج ویژگی کلی دارد اول اینکه اینترنت است نه اینترانت یعنی ما می‌توانیم با سراسر جهان ارتباط داشته باشیم اما نظام‌مند. دوم اینکه اینترنت سلامت ارائه دهد نه به این معنا که هیچ آلودگی ندارد اما وضعیت کلی آن قابل‌قبول باشد. در حال حاضر بر اساس اعتراف آمریکایی‌ها اینترنت سالم نیست. مؤسسه «کاوننت آیز» امریکا می‌گوید 90 درصد افراد زیر 18 سالی که از اینترنت استفاده می‌کنند حتماً فیلم پورنوگرافی دیده‌اند که موجب بلوغ زودرس می‌شود. بر اساس آمار مؤسسه خانواده امن امریکا، 89 درصد ارتباطات شکل‌گرفته در اینترنت غیراخلاقی بوده است. مطابق تحقیقات مؤسسه «کاوننت آیز» 68 درصد از طلاق‌های ثبت‌شده در 150 کشور دنیا به خاطر ارتباط یکی از طرفین با جنس مخالف از طریق همین شبکه‌ها بوده است. در روز حدود 2 میلیارد و 500 میلیون ایمیل غیراخلاقی و پورنوگرافی ارسال می‌شود و سالی بیش از 420 میلیون صفحه پورنوگرافی به اینترنت اضافه می‌شود؛ بنابراین اینترنت ما سالم نیست. از سوی دیگر اینترنت ما در حال حاضر سریع هم نیست درحالی‌که طی یک سال گذشته واردات اینترنت دو برابر شده و با وجود افزایش کاربران اینترنت نسل سوم از 250 هزار به 20 میلیون نفر رسید اما رتبه ما در فناوری اطلاعات شش پله سقوط کرد. این در حالی است که کف سرعت در شبکه ملی اطلاعات باید 20 مگابایت باشد. از سوی دیگر اینترنت باید امن باشد و مردم با امنیت خاطر بتوانند در این فضا فعالیت کنند. وقتی گوشی اندروید را می‌خریم و از اینترنت آمریکایی استفاده می‌کنیم و تمام پورت‌های آن را مخابرات برای امریکا باز می‌گذارد درنتیجه با نصب یک نرم‌افزار ott با بررسی بخش تنظیمات این نرم‌افزار متوجه می‌شویم که این نرم‌افزار به تمام اطلاعات موجود درگوشی شما دسترسی دارد و می‌تواند آن‌ها را از کشور خارج کند؛ این یعنی نقض حریم‌خصوصی.
از سوی دیگر یکی از اسناد اسنودن می‌گوید در یک ماه 14 میلیارد بسته اطلاعاتی از ایرانی‌ها سرقت شده که این در دنیا بی‌سابقه است و بر این اساس ایران رتبه نخست ناامن‌ترین اینترنت جهان را دارد. علاوه بر این اینترنت باید ارزان باشد اما در حال حاضر گاهی تا 20 برابر و نسبت به برخی کشورهای دیگر تا 2 هزار برابر است و این به خاطر وجود 15 واسطه‌ای است که در مسیر فروش اینترنت وجود دارد. شبکه ملی اطلاعات این معضلات را حل می‌کند و اینترنت سریع، سالم، ایمن و ارزان را ارائه می‌دهد. برخلاف جوسازی‌های برخی رسانه‌های بیگانه که با راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات فیلترینگ قوی‌تری اعمال می‌شود اصلاً فیلترینگ در قانون شبکه ملی اطلاعات وجود ندارد. در مقابل انگلستان مدعی تحت قانون اینترنت خانواده‌پسند سایت‌های اینترنتی زیان رسان به نظام خانواده را در کشورش فیلتر کرد./998/د 102/س

منبع: روزنامه جوان – شنبه، 4/7/1394 – شماره 4635 – صفحه 9
گزارش از زهرا چیذری

انهدام سنگرهای مافیای فضای‌مجازی / ۸ شورایی که به‌ فرمان رهبر انقلاب منحل شدند

شوراهای-موازی-با-شورای-عالی-فضای-مجازی

«گسترش فزاینده فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی به‌ویژه شبکهٔ جهانی اینترنت و آثار چشمگیر آن در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، و لزوم سرمایه‌گذاری وسیع و هدفمند در جهت بهره‌گیری حداکثری از فرصت‌های ناشی از آن در جهت پیشرفت همه‌جانبه کشور و ارائه خدمات گسترده و مفید به اقشار گوناگون مردم و همچنین ضرورت برنامه‌ریزی و هماهنگی مستمر به‌منظور صیانت از آسیب‌های ناشی از آن» باعث شد که امام خامنه‌ای بر مبنای اصل ۱۱۰ قانون اساسی شورایی را بنا کنند «که نقطهٔ کانونی متمرکزی برای سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و هماهنگی در فضای‌مجازی کشور» باشد. «به این مناسبت شورای‌عالی فضای‌مجازی کشور با اختیارات کافی» تشکیل شده و مقرر شد «به کلیهٔ مصوبات آن ترتیب آثار قانونی داده شود».
این شورا از ۱۷ اسفندماه سال ۱۳۹۰ مأمور شد ۴۰ مأموریت بسیار مهم داخلی و جهانی را انجام داده و برای «مواجهه فعال و مبتکرانه با فضای‌مجازی» تدبیر کند.
اما متأسفانه به دلیل اینکه دولت‌ها عموماً از تن دادن به کارهای شورایی و فرا قوه‌ای سرباز می‌زنند و با وجود به کارشکنی‌های افراد و باند مافیایی در بدنه وزارت ارتباطات که از محل بی‌تدبیری‌ها و آشفتگی‌های موجود ارتزاق می‌کنند، این شورا در بیش از سه سال فعالیت، تنها سه مصوبه داشت! که البته هیچ‌یک از این مصوبات نیز اجرا نشد و رییس‌جمهور به‌عنوان رییس شورا و رییس مجلس و رییس قوه‌قضاییه به‌عنوان ناِب رییس اول و دوم شورا، حتی در تشکیل جلسات این شورای بسیار مهم راهبردی، تعلل کردند به‌نحوی‌که دولت آقای روحانی در سال گذشته تنها سه جلسه برگزار کرد که یکی از جلسات حتی دستور جلسه هم نداشته است!
بررسی عوامل متعدد این بی‌تدبیری‌ها و نافرمانی‌های که به نظر می‌رسد همچنان ادامه داشته باشد، زمان زیادی لازم دارد اما یکی از مهم‌ترین موانع، وجود شوراها و مراکز تصمیم گیر متعدد در کشور بود که این شوراها با مزاحمت‌های گاه و بی گاه خود شورای‌عالی فضای‌مجازی را از دور تصمیم‌گیری خارج می‌کردند.
امام خامنه‌ای ضمن تأکید بر پرهیز از موازی کاری، در اولین بند از ده فرمان جدید خود، فرمان «انحلال شوراهای عالی مصوب در گذشته که موازی این شورا هستند، به‌منظور تحکیم جایگاه فرا قوه‌ای و موقعیت محوری و کانونی شورای‌عالی و نیز انتقال وظایف آن شوراها به شورای‌عالی فضای‌مجازی» به تمام قوای کشور ابلاغ فرمودند.
از تاریخ ابلاغ فرمان تأسیس دومین دور شورای‌عالی فضای‌مجازی، این هشت شورا و مجموعه که بزرگ‌ترین پناهگاه‌ها برای مافیای فتنه مجازی بودند، به تدبیر نائب امام عصر (عج) منحل شدند و باید دولت سریعاً گزارش انتقال بودجه، امکانات و اختیارات آن‌ها به شورای‌عالی فضای‌مجازی را منتشر کند. لیست شوراهای موردنظر، دامنه اختیارات آن‌ها، تاریخ تأسیس و مرجع تصویب ایجاد این شوراها به این شرح است:
۱٫ «شورای‌عالی فناوری اطلاعات» در سال ۱۳۸۶ تأسیس شده و ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ یعنی ۱۶ هفته پیش با تصویب مجلس شورای اسلامی منحل شد ولی ظاهراً وزیر ارتباطات از انحلال این شورا اطلاع نداشته است! زیرا در مصاحبه مورخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۴ می‌گوید: «احتمال انحلال شورای‌عالی فناوری اطلاعات وجود دارد!».
وظایف این شورا که باید به شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود:
۱٫ تعیین اهداف و راهبردهای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات.
۲٫ سیاست‌گذاری، تعیین اولویت‌ها، برنامه‌ریزی، حمایت و نظارت بر فعالیت‌ها و امور مرتبط با فراوری و مبادله اطلاعات.
۳٫ بررسی، تعیین و تصویب استانداردها، ضوابط، مقررات و کلیه مستندات مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات.
۴٫ تدوین طرح جامع توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطاتی در چارچوب نظام.
۵٫ هدایت و نظارت بر اجرای طرح‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در چارچوب طرح جامع فناوری اطلاعات و ارتباطات.
۶٫ ایجاد زمینه‌های لازم برای ظرفیت‌سازی خدماتی، تولیدی، فنی و مهندسی، پژوهشی و علمی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات.
۷٫ تصویب پروژه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات و تأمین اعتبارات لازم.
۸٫ دستیابی به اهداف و شاخص‌های توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات.
۹٫ ارائه راهکار برای ارتقا کمی و کیفی نیروی انسانی متخصص فناوری اطلاعات و ارتباطات.
۱۰٫ تعریف توقعات، خدمات و فعالیت‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر اساس الگوهای موفق.
۲٫ «شورای‌عالی اطلاع‌رسانی» که به‌منظور سیاست‌گذاری در امر اطلاع‌رسانی و هدایت شبکه‌ها و مراکز اطلاعاتی و هماهنگی فعالیت آن‌ها و هم‌چنین تدوین برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت درزمینهٔ تحقیقات بنیادی، توسعه‌ای و کاربردی اطلاع‌رسانی در قالب نظام اطلاع‌رسانی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۷ با تصویب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد.
این شورا دارای ۴ کارگروه است که عبارت‌اند از: «آموزش و علم الکترونیکی»، «بازی و سرگرمی‌های الکترونیکی»، «خط و زبان فارسی در محیط رایانه‌ای» و «مالکیت معنوی».
شورای‌عالی اطلاع‌رسانی شانزده عضو دارد که بیشتر آن‌ها با شورای‌عالی فضای‌مجازی مشترک هستند.
اعضای این شورا: «رئیس‌جمهور (رئیس شورا)»، «وزیر فرهنگ و آموزش عالی»، «وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی»، «وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات»، «وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی»، «وزیر آموزش‌وپرورش»، «وزیر صنعت، معدن و تجارت»، «رئیس سازمان صداوسیما»، «رئیس سازمان مدیریت برنامه‌ریزی کشور»، «رئیس کتابخانه ملی»، «رئیس مؤسسه ملی استاندارد»، «یک نفر از علمای حوزوی با معرفی شورای مدیریت حوزه علمیه قم»، «حداکثر سه نفر از متخصصان اطلاع‌رسانی به انتخاب و حکم رئیس‌جمهور که یکی از آنان از حوزه علمیه خواهد بود»، «وزیر اطلاعات»، «وزیر خارجه» و «وزیر دفاع».
وظایف این شورا که باید به شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود:
۱٫ سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، هدایت و حمایت درزمینهٔ تولید، پالایش و مبادله اطلاعات و نظارت بر امر اطلاع‌رسانی سراسر کشور در چارچوب سیاست‌های کلی نظام در ارتباط با امور فرهنگی، اجتماعی، دینی و اخلاقی.
۲٫ تدوین و تصویب اصول نظام جامع (فرهنگی، اجتماعی، دینی و اخلاقی) اطلاع‌رسانی کشور.
۳٫ ایجاد شرایط لازم برای تسهیل و تسریع تولید، ذخیره‌سازی، ساماندهی، توزیع، گسترش و به‌کارگیری اطلاعات در بخش‌های مختلف فرهنگی، علمی، اجتماعی، دینی و اخلاقی در چارچوب ضوابط مصوب.
۴٫ هماهنگ کردن فعالیت‌های بخش دولتی و غیردولتی بر اساس نظام جامع اطلاع‌رسانی در قلمرو امور فرهنگی، اجتماعی، دینی و اخلاقی.
۵٫ تدوین و تصویب مفاهیم، تعاریف، مقررات، آیین‌نامه‌ها، قواعد و معیارهای اطلاع‌رسانی موردنیاز نظام جامع اطلاع‌رسانی کشور.
۶٫ تنظیم مقررات فرهنگی، اخلاقی و دینی مربوط به چگونگی بهره‌گیری از شبکه‌های بین‌المللی اطلاع‌رسانی و تصویب آن یا پیشنهاد تصویب به مراجع ذی‌ربط.
۷٫ ایجاد هماهنگی در تحقیقات بنیادی و توسعه‌ای و نیز سیاست‌های بهره‌گیری از فناوری‌های نوین اطلاعاتی در قلمرو امور فرهنگی، اجتماعی، دینی و اخلاقی.
۸٫ بررسی وضعیت موجود و آینده‌نگری با استفاده از روش‌های علمی و پژوهشی در قلمرو امور فرهنگی، اجتماعی، دینی و اخلاقی ایجاد زمینه‌های لازم برای اعتلای دانش و فرهنگ عمومی جامعه درزمینهٔ اطلاع‌رسانی.
۹٫ ایجاد زمینه‌های لازم برای اعتلای دانش و فرهنگ عمومی جامعه درزمینهٔ اطلاع‌رسانی.
۱۰٫ ارزیابی فعالیت‌های بخش‌های اصلی اطلاع‌رسانی به‌منظور حصول اطمینان از صحت انطباق فعالیت‌ها با نظام جامع اطلاع‌رسانی.
۱۱٫ داوری نهایی درباره فعالیت‌های اصلی مراکز اطلاع‌رسانی جهت رفع اختلاف‌های احتمالی میان مراکز در موارد غیر قضایی در قلمرو امور فرهنگی، اجتماعی، دینی و اخلاق.
۳٫ «کمیسیون فاوا دولت و کارگروه فاوا» که با تصویب هیئت‌وزیران در سال ۱۳۸۹ تأسیس شد.
اعضاء این شورا عبارت‌اند از: «وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات (رئیس)»، «وزارت اطلاعات»، «وزارت امور اقتصادی و دارایی»، «وزارت صنعت و معدن و تجارت»، «وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح»، «وزارت کشور»، «بانک مرکزی»، «قوه‌قضاییه»، «مجلس شورای اسلامی»، «مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات نهاد ریاست جمهوری (دبیر)»، «سازمان فناوری اطلاعات ایران (عضو و قائم‌مقام دبیر)» و «روسای کمیته‌های تخصصی».
وظایف این شورا که باید به شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود:
۱٫ تعریف وظایف کمیته‌های تخصصی، همکاری و ایجاد هماهنگی بین آن‌ها
۲٫ ارائه گزارش عملکرد کمیسیون، کمیته‌های تخصصی و فعالیت‌های دستگاه‌های اجرایی مرتبط با موضوع به‌صورت ادواری به کارگروه مدیریت فاوا
۳٫ جمع‌آوری و مستندسازی اقدامات کمیته‌های تخصصی و نگهداری و انتشار آن‌ها
۴٫ اطلاع‌رسانی فعالیت‌ها و برنامه‌های مورد تأیید و مصوب در رسانه‌های گروهی از طریق واحد اطلاع‌رسانی دبیرخانه کمیسیون تخصصی.
۵٫ هدایت و راهبری محتوایی و پایش اهداف تدوین‌شده پروژه‌های مصوب به‌ویژه از محل اعتبار کارگروه مدیریت فاوا
۶٫ تعریف و تدوین پژوهش‌های کلان و پروژه‌های تحقیقاتی موردنیاز.
۷٫ بهره‌برداری از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل مراکز آموزشی، علمی، فرهنگی، تحقیقاتی و دانشگاهی.
۸٫ ایجاد سامانه‌های کاربردی مرتبط (نظیر سامانه مدیریت پروژه‌های ملی حوزه فاوا، بانک اطلاعات متخصصین، سامانه دریافت پیشنهادها و طرح‌های اشخاص حقیقی و حقوقی، سامانه ارزیابی فاوا کشور و …)
۹٫ شناسایی اشخاص حقیقی و حقوقی فعال در حوزه فاوا در داخل و خارج کشور و برنامه‌ریزی به‌منظور استفاده بهینه و حداکثری از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های بالقوه و بالفعل آن‌ها
۱۰٫ بررسی و اعلام نظر در خصوص مصوبات سفرهای استانی ریاست محترم جمهوری در حوزه فاوا
۱۱٫ تعیین و پیش‌بینی محل اعتبار بودجه دبیرخانه کمیسیون و تعیین نحوه پرداخت جبران خدمات
۱۲٫ تصویب تشکیل کمیته‌های تخصصی و آیین‌نامه‌های مربوطه جهت دستیابی به اهداف و مأموریت‌های کارگروه
۱۳٫ تأیید و تصویب طرح‌ها و برنامه‌های تدوین‌شده توسط کمیته‌های تخصصی جهت ارائه به کارگروه
۱۴٫ مدیریت کلان، سازمان‌دهی و پیش‌بینی منابع مالی پروژه‌های ملی و راهبردی فاوا
۱۵٫ پیگیری اجرای مصوبات، برنامه‌ها و اولویت‌های تصویب‌شده در کارگروه مدیریت فاوا
۱۶٫ ایجاد هماهنگی بین فعالیت دستگاه‌های اجرایی، تبیین نقش دستگاه‌ها در توسعه فاوا و نظارت و ارزیابی فعالیت آن‌ها در این حوزه
۱۷٫ ایجاد هماهنگی بین فعالیت کارگروه‌های فناوری اطلاعات استان‌ها و نظارت و ارزیابی فعالیت آن‌ها در این حوزه
۱۸٫ بررسی و اعلام نظر در خصوص پیشنهادهای دستگاه‌های اجرایی در حوزه فاوا
۱۹٫ انجام سایر امور محوله از سوی کارگروه
۲۰٫ تهیه پیش‌نویس برنامه‌ها و گزارش‌های کارشناسی جهت ارائه به کارگروه مدیریت فناوری اطلاعات و امنیت کشور؛
۲۱٫ مدیریت کلان پروژه‌های ملی و راهبردی فاوا؛
۲۲٫ مدیریت، سازمان‌دهی و تأمین منابع مالی موردنیاز پروژه‌های ملی و راهبردی فاوا
۲۳٫ پیگیری جهت اجرای برنامه‌های کارگروه فاوا؛
۲۴٫ ایجاد و هدایت کمیته‌های تخصصی اجرایی به‌منظور هماهنگی و یکپارچه‌سازی برنامه‌ها؛
۲۵٫ هماهنگی میان کلیه مدیران عالی فاوا و نظارت و ارزیابی بر اجرای برنامه‌های مربوطه به دستگاه‌های اجرایی کشور.
۲۶٫ هماهنگی و همکاری با کمیسیون تخصصی مدیریت فاوا در قالب ارائه پیشنهاد و یا انجام اموری ارجاعی
۲۷٫ همکاری با سایر کمیته‌های تخصصی نظیر کمیته‌های مشترک و تلفیقی
۲۸٫ شناسایی افراد فعال و نخبگانِ حوزه تخصصی در داخل و خارج کشور
۲۹٫ شناسایی سازمان‌ها، نهادها، انجمن‌ها، اتحادیه‌ها و شرکت‌ها اعم از دولتی و غیردولتی حوزه تخصصی
۳۰٫ دریافت و بررسی درخواست‌ها و پیشنهادها
۳۱٫ بررسی کلیه پروژه‌های اجراشده، در دست اقدام و یا در حال تعریف
۳۲٫ ایجاد سامانه‌های کاربردی
۳۳٫ مستندسازی
۳۴٫ اطلاع‌رسانی از فعالیت‌ها و برنامه‌های آتی
۴٫ «شورای‌عالی افتا» که در تاریخ ۱۳/۱۲/۱۳۸۲ با تصویب هیئت‌وزیران تشکیل شد.
اعضاء این شورا عبارت‌اند از: «معاون اول رئیس‌جمهور (رئیس شورای‌عالی)»، «رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور»، «وزیر اطلاعات»، «وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح»، «وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات»، «وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی»، «دبیر شورای‌عالی اطلاع‌رسانی»، «رئیس مرکز فناوری اطلاعات نهاد ریاست جمهوری (دبیر شورای‌عالی)»، «دو نفر متخصص درزمینهٔ امنیت فضای تبادل اطلاعات به انتخاب رئیس شورای‌عالی»، «رؤسای دستگاه‌های اجرایی برحسب مورد با حق رأی».
این شورا متشکل است از کارگروه‌های «امنیت فضای تبادل اطلاعات در امور دفاعی و امنیتی»، «امنیت فضای تبادل اطلاعات خدماتی»، «امنیت فضای تبادل اطلاعات اقتصادی و تجارتی»، «امنیت ارتباطات و اطلاعات فضای تبادل اطلاعات عمومی».
وظایف این شورا که باید به شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود:
الف‌ـ بررسی طرح‌های کلان ملی درزمینهٔ امنیت فضای تبادل اطلاعات.
ب ـ تدوین نظام ملی امنیت فضای تبادل اطلاعات کشور.
پ ـ بررسی استانداردهای پیشنهادی کمیته‌های تخصصی.
ت ـ تدوین اسناد راهبردی ملی و ارائه به مراجع قانونی.
ث ـ تدوین سیاست‌های مربوط به همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی.
ج ـ تدوین لوایح تنظیمی جهت ارائه به هیئت‌وزیران.
دـ بررسی ضوابط نظام‌دهی تحقیقات در حوزه امنیت قضایی تبادل اطلاعات.
هـ ـ بررسی و پیشنهاد اعتبار موردنیاز جهت اجرای سیاست‌های موضوع این آیین‌نامه و ارائه آن به مراجع ذی‌ربط.
و ـ سیاست‌گذاری، هماهنگی و نظارت بر اجرای سیاست‌های امنیت فضایی تبادل اطلاعات کشور.
۵٫ «شورای‌عالی انفورماتیک» با تصویب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تأسیس شد و اعضاء آن عبارت‌اند از: «رئیس شورای‌عالی انفورماتیک کشور به پیشنهاد معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه‌وبودجه»، «نماینده رئیس سازمان برنامه‌وبودجه (دبیر)»، «نماینده مرکز آمار ایران»، «نماینده وزیر فرهنگ و آموزش عالی»، «سه نفر نماینده وزیر صنعت و معدن و تجارت»، «نماینده سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف صنایع الکترونیک کشور»، «نماینده شرکت‌های کامپیوتری»، «نماینده شورای‌عالی بانک‌ها» و «دو نفر متخصص در امور کامپیوتری و نظام‌های اطلاعاتی و رشته‌های مشابه به پیشنهاد رئیس شورا و تصویب معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور».
وظایف این شورا که باید به شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود:
الف- سیاست‌گذاری و هماهنگ‌سازی فعالیت‌های پژوهشی در جهت خودکفا سازی کشور درزمینهٔ تأمین افزارگان و دستورگآن‌های موردنیاز با همکاری مؤسسات علمی و پژوهشی و صنعتی.
ز- هماهنگی و نظارت بر امور شرکت‌ها و سازمان‌های کامپیوتری به‌ویژه درزمینهٔ چگونگی تأمین قطعات یدکی و تعمیر و نگهداری تجهیزات کامپیوتری.
ح- انجام بررسی‌های لازم برای وحدت امور و انفورماتیک کشور.
ب- بررسی مداوم به‌منظور تعیین نظام کلی انفورماتیک کشور.
ج- تعیین خط‌مشی و سیاست‌های کامپیوتری به‌منظور رفع مشکلات و تحول وضع موجود در جهت نیل به نظام مطلوب کامپیوتری کشور.
د- بررسی و تأیید طرح‌ها و فعالیت‌های انفورماتیک کشور.
ه- بررسی و شناخت سیاست‌های تأمین نیروی انسانی موردنیاز امور انفورماتیک کشور با همکاری و مشارکت مؤسسات آموزشی، کامپیوتری و سایر ارگان‌های ذی‌ربط.
۶٫ «شورای‌عالی فضایی» که در تاریخ ۲۵ بهمن ۸۳ با تصویب هیئت‌وزیران ایجاد شد.
اعضاء این شورا عبارت‌اند از: «رئیس‌جمهور (رئیس)»، «وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات»، «وزیر علوم، تحقیقات و فناوری»، «وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح»، «وزیر امور خارجه»، «وزیر صنعت و معدن و تجارت»، «وزیر راه و شهرسازی»، «رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور»، «رئیس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران»، «رئیس سازمان فضایی ایران (دبیر)»، «سه نفر از افراد متخصص در زمینه‌های مختلف علوم و فنون فضایی».
به نظر می‌رسد با توجه به اینکه سازمان فضایی کشور زیرمجموعه وزارت ارتباطات قرار گرفته است و اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق اعضاء آن نیز با شورای‌عالی فضای‌مجازی یکی است، ضروری است که منحل شده و مأموریت‌ها و وظایف این شورا به شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود:
الف – سیاست‌گذاری برای استفاده از فناوری‌های فضایی در بخش‌های امنیتی و استفاده صلح‌آمیز از فضای ماورای جو در چارچوب سیاست‌های کلی نظام با رعایت قوانین و مقررات کشور.
ب – سیاست‌گذاری ساخت، پرتاب و استفاده از ماهواره‌های ملی تحقیقاتی در چارچوب سیاست‌های کلی نظام با رعایت قوانین و مقررات کشور.
پ – ایجاد هماهنگی لازم میان کلیه دستگاه‌های ذی‌ربط.
ت – ارائه پیشنهاد و تدوین برنامه‌های بلندمدت و میان‌مدت مربوط به امور فضایی به دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی برای طی مراحل قانونی.
ث – تصویب برنامه‌های بلندمدت و میان‌مدت در بخش فضایی کشور.
ج – هدایت و حمایت از فعالیت‌های بخش خصوصی و تعاونی در امر استفاده بهینه از فضا.
چ – ارائه پیشنهاد در خصوص خط‌مشی همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در مسائل فضایی و تعیین مواضع دولت جمهوری اسلامی ایران در مجامع یادشده به هیئت‌وزیران جهت طی مراحل قانونی و در چارچوب سیاست‌های کلی نظام.
۷٫ «ستاد توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات» در سال ۱۳۸۸ توسط معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری تأسیس شده و زیر نظر همین معاونت فعالیت می‌کند.
معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری عضو جدید شورای‌عالی فضای‌مجازی است.
وظایف این شورا که باید به شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود:
۱٫ ایجاد هماهنگی میان فعالیت‌ها و نهادهای علمی، فناوری، اقتصادی و فرهنگی درزمینهٔ فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور
۲٫ بسترسازی توسعه فعالیت‌های کلان و فناورانه حوزه فاوا
۳٫ کاربردی نمودن و تجاری‌سازی نتایج تحقیقات حوزه فاوا
۴٫ بررسی و تصویب طرح‌های پیشنهادی کلان و ملی در چارچوب برنامه‌های حوزه فاوا
۵٫ نظارت بر اجرای طرح‌های کلان و ملی مصوب در ستاد و همکاری در پیشبرد اجرای طرح‌های حوزه فاوا توسط سایر دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی
۶٫ استفاده از ظرفیت موجود کارشناسی دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی کشور به‌منظور بحث و تبادل‌نظر و ارائه طریق پیرامون مسائل اساسی حوزه فاوا به دستگاه‌های اجرایی و دولت و نهادهای تصمیم گیر کشور
۸٫ «کمیسیون تنظیم مقررات رادیویی» در تاریخ ۲/۲/۱۳۸۶ به تصویب هیئت‌وزیران راه‌اندازی شد.
سه نفر عضو این شورا با حکم رییس‌جمهور منصوب می‌شوند و اصلی‌ترین عامل مشکلات کشور در حوزه فضای‌مجازی و شکل‌گیری مافیاها و انحصارهای دولتی، همین کمیسیون بوده است. سه عضو فعلی و رییس این کمیسیون از اعضاء حزب منحله مشارکت هستند و جزء اصلاح‌طلبان مشهور و مدیران دولت خاتمی محسوب می‌شوند.
لازم و ضروری است این کمیسیون منحل شده و اختیارات آن به کمیسیون عالی تنظیم مقررات در شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود.
وظایف این شورا که باید به شورای‌عالی فضای‌مجازی منتقل شود:
۱٫ تعیین اهداف و راهبردهای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان
۲٫ سیاست‌گذاری، تعیین اولویت‌ها، برنامه‌ریزی، حمایت و نظارت بر فعالیت‌ها و امور مرتبط با فراوری و مبادله اطلاعات در سازمان
۳٫ بررسی، تعیین و تصویب استانداردها، ضوابط، مقررات و کلیه مستندات مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات
۴٫ تدوین طرح جامع توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطاتی سازمان در چارچوب نظام
۵٫ هدایت و نظارت بر اجرای طرح‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان در چارچوب طرح جامع فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان
۶٫ ایجاد زمینه‌های لازم برای ظرفیت‌سازی خدماتی، تولیدی، فنی و مهندسی، پژوهشی و علمی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات
۷٫ تصویب پروژه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان و تأمین اعتبارات لازم
۸٫ همکاری و هماهنگی با دبیرخانه شورای‌عالی فناوری اطلاعات کشور برای دستیابی به اهداف و شاخص‌های توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان
۹٫ ارائه راهکار برای ارتقا کمی و کیفی نیروی انسانی متخصص فناوری اطلاعات و ارتباطات
۱۰٫ تعریف توقعات، خدمات و فعالیت‌های مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در سازمان بر اساس الگوهای موفق
۱۱٫ بازنگری ادواری آیین‌نامه‌ها و مقررات مرتبط با وظایف شورا و انجام اصلاحات لازم برحسب مورد
در پایان تأکید می‌شود که این هشت شورای سابق دیگر حق تشکیل جلسه ندارند و اگر مصوبه‌ای به نام این شوراهای غیرقانونی اعلام و ابلاغ شد، رسماً در حکم کارشکنی و مخالفت با امر ولی‌فقیه است و باید با متخلفین به‌صورت جدی برخورد شود و دیوان عدالت اداری نیز مصوبات هیئت دولت که مغایر با فرامین امام خامنه‌ای است را باید بدون فوت وقت ملغی کند.
بدیهی است مردم انقلابی ایران عملکرد دولت را زیر نظر خواهند داشت تا خدای‌ناکرده عده‌ای با بی‌تدبیری، خوداجتهادی و خودرایی، ضمن حفظ این نظام بروکراتیک بیهوده و مضر برای منافع کشور، بیش از این جلو پیشرفت کشور در حوزه فناوری اطلاعات را نگیرند و فعالان و نخبگان فضای‌مجازی از سردرگمی در میان شوراهای بی‌خاصیت نجات پیدا کنند و «شورای‌عالی فضای‌مجازی» به «نقطه کانونی مواجههٔ هوشمندانه و مقتدرانه با تحولات پرشتاب» و دریچه واحد اتصال و ارتباط حکومت با مردم در فضای‌مجازی تبدیل شود.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دانا

شبکه‌های‌ضداجتماعی را فیلتر نمی‌کنند تا مردم به موضوعات اساسی کشور نیندیشند

momennبه گزارش گل رامیان، پیش از ظهر امروز همایش آسیب‌ها و چالش‌های فضای‌مجازی با حضور عضو کمیته بین‌الملل شورای‌عالی فضای‌مجازی، فرمانده سپاه، سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیر موسسه ترنم نور رامیان در سالن اجتماعات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان برگزار شد.
«روح‌الله مومن‌نسب» معاون سابق مرکز رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: گوشی‌های تلفن همراه یکی از محصولات فناوری اطلاعات است و چک کردن صفحه‌های موبایل به مهم‌ترین کار این روزهای کاربران تبدیل شده است.
فردگرایی؛ نتیجه عکس‌های سلفی
عضو کمیته بین‌الملل شورای‌عالی فضای‌مجازی بابیان اینکه عکس‌های سلفی فردگرایی را به وجود می‌آورد، افزود: در شبکه‌های‌اجتماعی سکولاریسم، فردگرایی، لذت‌گرایی و سودگرایی حاکم است.
مومن‌نسب، وضعیت فضای‌مجازی را اسف‌بار دانست و گفت: در حاشیه مناظره‌هایی که داشتیم برخی دولتمردان اذعان کردند علت عدم فیلترینگ شبکه‌های مجازی اندروید این است که ترجیح می‌دهند مردم به خودشان مشغول باشند و به وعده‌های دولت و علت گرانی‌ها و… فکر نکنند.
وی افزود: برخی برای جمع‌کردن رأی، مصالح کشور و امنیت ملی را نادیده می‌گیرند و خانواده‌ها را دچار ازهم‌گسیختگی و در معرض متلاشی شدن قرار می‌دهند.
تعطیل شدن شورای فضای‌مجازی بی‌ارتباط با انتخابات نیست
این پژوهشگر فضای‌مجازی گفت: تعطیل شدن شورای‌عالی فضای‌مجازی توسط این افراد هم ریشه در استبداد رأی و مخالفت آن‌ها با کارهای شورایی و ترس آن‌ها از تصمیمات مبتنی بر منافع ملی و مخالف منافع جناحی است و بنده این را بی‌ارتباط با انتخابات نمی‌دانم.
استفاده از نرم‌افزارهای اندروید رایگان نیست
وی بابیان اینکه استفاده از نرم‌افزارهای اندروید رایگان نیست، بیان کرد: داشتن گوشی هوشمند و اینترنت، پیش‌نیاز استفاده از نرم‌افزارهای موبایلی، رسانه‌های تعاملی و به‌اصطلاح شبکه‌های‌اجتماعی است و به‌طور متوسط برای استفاده از این نرم‌افزارها ماهیانه 70 هزار تومان خرج می‌کنیم که بیشتر این پول به شکل ارز از کشور خارج‌شده و به اقتصاد کشور صدمات جدی می‌زند.
معاون سابق مرکز رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: نیازسنجی، طراحی سرویس، ایجاد وابستگی و دل‌بستگی، معیار سازی، نیاز سازی، مدیریت نیاز و کنترل انسان با روش مشهور به قورباغه پخته، باهدف تسخیر افکار تا تغییر رفتار، از سیاست‌های دشمن برای توسعه استفاده از شبکه‌های مجازی در کشور است.
450 سؤال از کاربر اندروید پرسیده می‌شود
وی عنوان کرد: مرحله پروفایلینگ یا پرونده‌سازی در شبکه‌های موبایل از طریق بازجویی کاربران توسط سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام می‌شود که از این طریق بیش از ۴۵۰ سؤال به‌صورت مستقیم در حین نصب نرم‌افزار و یا تعدادی سؤال در طول هفته اول از طریق بررسی رفتار و شخصیت کاربر و تجزیه اطلاعات او از وی پرسیده می‌شود و البته بسیاری از سؤالات را هم از دوستان فرد درباره او پرسیده می‌شود.
مومن‌نسب با اشاره به آسیب‌های بازی‌های رایانه‌ای افزود: دربازی‌های آنلاین و آفلاین انواع سرقت و کشتار و جعل و جنایت را به فرزندانمان آموزش می‌دهند و متأسفانه والدین بجای اینکه به فکر همبازی برای فرزندشان باشند، او را با انواع تلفن همراه و تبلت و … سرگرم می‌کنند و این‌گونه است که تربیت و سبک زندگی کودکشان تغییر کرده و آسیب آن در خانواده‌ها مشهود و نگران‌کننده است.

منبع – گزارش از خانم بای

ناگفته‌هایی درباره فضای رها شده مجازی

یالثارات

اشاره: شبکه‌های ضداجتماعی، موقعیتی را فراهم می‌آورند تا تهدیدات پیچیده و فرهنگ محور دشمن را بسترسازی کنند، ازآنجایی‌که فضای‌مجازی و شبکه‌های ضداجتماعی با سرعت بسیاری در حال رشد و توسعه می‌باشند، تمام شئون زندگی بشر را می‌توانند تسخیر کنند و غفلت از این موضوع می‌تواند تأثیرات بسیاری بر امنیت اخلاقی و اجتماعی و درنهایت امنیتی عمومی جامعه داشته باشد. یله و رها بودن این حوزه در ایران باوجود پیش‌بینی سازوکارهای مختلف و بازی در پازل استکبار، دغدغه‌ای است که بسیاری از دلسوزان آن را فریاد می‌زنند. تا جایی که سه‌سال پیش مقام معظم رهبری شورای‌عالی فضای‌مجازی را جهت فرماندهی «انقلاب در فضای‌مجازی» تشکیل دادند؛ اما کم‌کاری‌ها کار را به‌جایی رساند که حتی این شورا که سران سه قوه را در خود جایی داده است، راه به‌جایی نبرد و امروز مهیاسازی بستر فساد و انهدام بنیان خانواده تا جاسوسی و فراخوان اغتشاش رهاورد این فضایی است که دشمن برای ما جنگ با ما آماده کرده است و فرزندان ایران اسلامی با حمایت‌های دولتی مشغول درو محصولات آلوده آمریکایی در این شبکه‌هایند!! اینکه چه کسانی پشت این نابسامانی‌ها هستند و چه کسانی کم‌کاری کرده‌اند و… مطالبی بود که در گفت‌وگو با روح‌الله مومن‌نسب مطرح و در شماره گذشته نشریه منتشر کردیم، در این مجال برخی ناگفته‌هایی که تکمیل‌کننده مباحث گذشته است را از زبان این کارشناس خبره فضای‌مجازی مرور می‌کنیم:

پیوست‌فرهنگی در محاق

بر اساس ماده یک سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه هر پروژه و طرح مهمی در کشور باید با پیوست‌فرهنگی ارائه شود که در همین راستا کمیسیون پیوست‌فرهنگی در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد و حالا چهار سال و تقریباً هشت ماه از آن گذشته است و در این مدت فقط یک طرح در کشور پیوست‌فرهنگی داشته است و آن‌هم رایتل بوده و جالب اینکه پیوست‌فرهنگی این شرکت نیز یک صفحه سفید است که بالای آن نوشته‌شده پیوست‌فرهنگی و پائین این صفحه سفید را مقامات مربوطه امضا کرده‌اند!! یعنی به خاطر اینکه بتوانند مجوز بگیرند یک صفحه سفید را به‌عنوان پیوست‌فرهنگی ارائه داده‌اند! و همه هم آن را امضاء می‌کنند. خوب این‌گونه دهن‌کجی به قانون را کجا می‌توان پیدا کرد؟

گروه سه‌نفره‌ای که شورای‌عالی مجازی را دور می‌زند

ببینید نسل سوم مخابرات اصلاً پیوست‌فرهنگی ندارد. دبیر شورای‌عالی فضای‌مجازی اعلام کرد که غیرقانونی است. اعضای شورای‌عالی فضای‌مجازی گفتند غیرقانونی است. 59 نفر از نماینده‌های مجلس و دادستان کل کشور گفتند که غیرقانونی است. برخی از مراجع تقلید مثل آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله علوی گرگانی فتوای حرمت داده‌اند. حضرت آقا به جد گفته‌اند که پیش از راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات و پروژه‌های اقماری آن، این کار خلاف قانون انجام نشود، حتی با وعده‌های بی‌جا، انتظارات کاذب هم ایجاد نشود. با همه این مخالفت‌ها می‌بینیم وزارت ارتباطات مجوز نسل سوم و بالاتر را صادر می‌کند و متأسفانه رسانه‌ملی که رییس آن تنها عضو حقیقی و حقوقی شورای‌عالی فضای‌مجازی است، تبلیغات این کار خلاف قانون و خلاف شرع را انجام را پخش می‌کند. جالب است بدانیم در وزارت ارتباطات یک کمیسیونی است به اسم تنظیم مقررات که سه عضو آن را دولت منصوب می‌کند و هر سه عضو آن از اصلاح‌طلبان معروف و وابسته به حزب منحله مشارکت هستند. آن‌وقت این شاخه مشارکت بود که تصویب کرد نسل مخابرات عوض شود! یعنی این‌گونه شورای‌عالی فضای‌مجازی را از گردونه تصمیم‌گیری در این عرصه مهم خارج کردند. شورای‌عالی فضای‌مجازی که سران سه قوه، رئوس 12 وزارتخانه و نهاد مهم کشور ازجمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی و صداوسیما و کارشناسان این حوزه به انتخاب امام خامنه‌ای را در خود جای داده است، به‌راحتی توسط یک گروه کوچک دولتی دور زده می‌شود و صدای هیچ‌کس هم در نمی‌آید.

پیچ‌درپیچ‌های یک وزارتخانه

به‌عنوان نمونه در وزارت ارتباطات معاونت تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و در شورای‌عالی فضای‌مجازی معاونت تنظیم مقررات مرکز ملی، کمیسیون عالی تنظیم مقررات و دبیرخانه تنظیم مقررات، تماماً یک مأموریت دارند! آقای جهانگرد که قبلاً از سوابقش در فتنه‌ها و سمت‌ها و عناوین پرشمارش در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات گفته بودیم و ردش در همه جای وزارت ارتباطات دیده می‌شود، خود را یک بوروکرات می‌داند و بوروکرات‌ها معتقدند که آن‌قدر سازوکار ببند و در این پیچ‌درپیچ‌ها هر کاری می‌خواهی انجام بده. مافیاهای متعدد واردات پهنای باند و دلالان اطلاعات و کاسبان تجهیزات مخابراتی و دکان‌های عده‌ای در دامین و آی پی فروشی و کاسبی‌های تحریم و اهالی زد و زد و بندهای حاشیه WSIS و ICANN و درآمد تجار فیلترشکن‌ها و قاچاقچی‌های پهنای باند همکار OTTهای صهیونیستی و مجوز فروش‌ها و حق‌السهم بندی‌ها و مدیری که کارتابل خود را در خانه‌اش در آمریکا امضا می‌کند و ده‌ها راز مگوی دیگر حضرات هم بماند برای مجالی دیگر، به‌شرط حیات.

وزارتخانه‌ای با اختیارات سه قوه!

تنها به این بسنده کنم که وزارت ارتباطات یک پدیده است! این وزارتخانه هم اختیار قانون‌گذاری دارد، هم در بسیاری از حوزه‌ها انحصار در اجرا دارد و هم باید بر حسن انجام مأموریت‌های خودش نظارت کند! یعنی مثل مجلس قانون می‌گذارد، خلاف اصل 44 در دولت انحصار اجرا دارد و مثل قوه‌قضاییه اختیار نظارت و حتی صدور حکم هم دارد و به قول رییس‌جمهور وقتی همه این اختیارات یکجا جمع شود، فساد می‌شود!

اختیارات وسیع پنج‌تایی‌ها

در وزارت ارتباطات یک جایی است به نام شورای‌عالی فناوری اطلاعات که اختیارات آن از شورای‌عالی فضای‌مجازی هم بسیار بیشتر است. باز در جای دیگر جایی است به نام شورای‌عالی انفورماتیک که اختیارات بسیار زیادی دارد. شورای‌عالی اطلاع‌رسانی و شورای‌عالی افتا و… حدود پنج‌تا شورای‌عالی وجود دارد که با مصوبات مجلس یا مصوبه هیئت دولت، اختیاراتشان در بسیار از حوزه‌های فضای‌مجازی به‌مراتب از شورای‌عالی فضای‌مجازی بیشتر است. شورای‌عالی فضای‌مجازی که توسط حضرت آقا راه‌اندازی شده و سران سه قوه و تمام نهادهای کشور هم از اعضای آن هستند را ببینید تا چه حد تضعیف کرده‌اند…

مجلسی‌ها هم کم گذاشتند

مجلس می‌بایست یک کارگروه تشکیل می‌داد و تمامی قوانین مغایر و یا موازی با شورای‌عالی فضای‌مجازی را ملغی می‌کرد و یا به نفع شورای‌عالی فضای‌مجازی تغییر می‌داد. باید بدانیم که این خواست رهبر انقلاب بوده است و نقل است که امام در جلسات پیش از تشکیل شورای‌عالی فضای‌مجازی خطاب به آقای لاریجانی گفته بودند که شما در رابطه با این شورا قانون‌گذاری کنید و مشکلات و موانع آن را برطرف کنید ولی متأسفانه می‌بینیم که مجلس حتی یک ماده‌قانونی دراین‌باره تصویب نکرده است و سال گذشته با تصویب اعطای بودجه 2500 میلیارد تومانی برای شورای‌عالی فناوری اطلاعات، عملاً شورای‌عالی فضای‌مجازی را ازنظر مالی به زیر زیرمجموعه دولت تنزل داد! این شگفت‌انگیزترین کار مجلس اصول‌گرا بود!

یک نفر کابل بکشد 24 نفر فکر محتوا باشند

25 نفر عضو شورا هستند که فقط یک نفر آن‌ها فنی است که آن‌هم اگر بپذیریم آدم فنی است! فقط وزیر ارتباطات است و مابقی اعضا، محتوایی هستند. پیام این چینش حضرت آقا چیست؟ یعنی مباحث فنی اهمیت آن نسبت به مباحث محتوایی یک بیست‌وپنجم است؛ یعنی یک نفر کابل بکشد و 24 نفر فکر کنند که از این کابل چه محتوایی عبور کند. آن‌وقت ببینید در وزارت ارتباطات چه خبر است. انواع رانت‌ها و مافیاهای پیچیده که برخی از آن‌ها را می‌توان به اسم‌ورسم نام برد جولان می‌دهند و برای زیرساخت تا محتوا تصمیم می‌گیرند! و این مثل آن است که مسئول خدماتی یک ساختمان، اداره تمام ساختمان و ترددها و تملک‌ها را به اختیار بگیرد!

پیام عدم حضور مدعیان

حتی عدم حضور برخی افراد مدعی در این حوزه در بین 25 نفر خود نیز دارای پیام است. چرا اسم فردی که خود را پدر اینترنت ایران می‌دانند در بین این افراد نیست؟ یا نام آن دیگری که خود را مغز متفکر فناوری اطلاعات در ایران می‌داند و یا آن‌یکی که می‌گوید توپولوژی شبکه و تمام تجهیزات بکار رفته در حوزه فناوری اطلاعات با نظر و تائید من خریداری و نصب شده است یا آن‌کسی که مدعی است تمام مدیران این حوزه دانشجویان او بوده‌اند و… در جمع اعضای شورای‌عالی فضای‌مجازی دیده نمی‌شود؟ به نظر می‌رسد پیام امام از عدم انتخاب این افراد این بوده است که باوجود و حضور برخی تفکرات پوسیده و وابسته نمی‌توان در فضای‌مجازی انقلاب کرد.

انقلاب اینترنتی آغاز می‌شود

اینکه حضرت آقا می‌گویند باید در فضای‌مجازی انقلاب صورت بگیرد دارای مفهوم است. به نظرم در یک تطبیق با انقلاب اسلامی، شورای‌عالی فضای‌مجازی در مرحله قبل از 15 خرداد سال 1342 است! امام چهل دستور در رابطه با فضای‌مجازی به همه اعضای این شورا از سپاه و ناجا گرفته تا مجلس و دولت داده‌اند؛ که اگر این دستورات اجرایی می‌شد، اینترنت ایران و جهان متحول می‌شد ولی متأسفانه امروز بعد از گذشت حدود سه‌سال هیچ‌یک از آن‌ها اجرایی نشده است و برخی را دقیقاً مخالف عمل کرده‌اند که شرح آن‌ها بماند برای زمان دیگر؛ یعنی حضرت آقا با این دستورات یک اتمام‌حجت با مسئولین و خواص کرده‌اند و احتمالاً در سال آینده خود ایشان مستقیماً به موضوع ورود پیدا کنند. این می‌شود مرحله‌ای که حضرت امام در آن دوران مفهوم پیچیده کاپیتولاسیون را خیلی ساده و عامیانه توضیح دادند؛ که انقلاب نیز از همان نقطه شروع شد. الآن هم در فضای‌مجازی کاپیتولاسیون داریم؛ یعنی قوانین و مقررات کشور به نفع خارجی‌ها و کاملاً علیه مردم است.

چهل دستور برای یک انقلاب

انقلاب در فضای‌مجازی هم باید با همان شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی اتفاق بی افتد؛ یعنی اول باید ما استقلال داشته باشیم و بعد به آزادی برسیم تا بتوانیم یک مردم‌سالاری مبتنی بر آموزه‌های دین مبین اسلام ایجاد بکنیم که آن چهل دستور رهبر انقلاب نیز بر همین اساس پی‌ریزی شده است.

شورایی که خوابیده شد!

شورا به چند دلیل نتوانست کار بکند اول اینکه کسانی که از در بیرونشان کرده بودند از پنجره آمدند داخل و گردنه‌های اصلی مدیریتی شورا را گرفتند و اجازه برگزاری جلسات باکیفیت و اثرگذاری مطلوب را ندادند؛ یعنی در آخرین جلسه این شورا که قرار بوده ماهی یک‌بار انجام شود، تازه پس از سه‌سال به بیستمین جلسه رسیده است به کیفیت ارسال پیامک‌های تبلیغاتی پرداخته می‌شود و بعد از چند جلسه تصویب می‌شود که محتوای پیامک‌های تبلیغاتی باید قانونی باشد! دلیل دیگرش قوانین موازی و وجود شوراهایی با مأموریت‌ها مشابه و اختیارات قانونی فراتر از این شورا است. بعد می‌بینیم یک شورا با یک ساختمان عریض و طویل و نیروی انسانی فراوان، عملاً خروجی ندارد.

مأموریت اندرویدی اوباما

اوباما در اسفند سال 89 در کنگره سخنرانی می‌کند که از او سؤال شده بود که بودجه کلان جنگ نرم علیه ایران را کجا خرج کرده‌اید. اوباما در بند اول گزارش خود به کنگره می‌گوید با بودجه جنگ نرم علیه مردم ایران، اندروید را وارد ایران کرده‌ام. بعد نگاه می‌کنیم می‌بینیم اسمارت فون ها اولین بار به‌صورت انحصاری توسط شرکت گسترش انفورماتیک ایران وارد کشور شدند که یک شرکت صددرصد دولتی است.

وقتی واردات اینترنت آمریکایی ده برابر می‌شود

وقتی اسنودن می‌گوید 14میلیارد بسته اطلاعاتی طی یک ماه از ایران سرقت شده، معنی آن چیست؟ و نهادهای مسئول چه‌کار می‌کردند. در همان ماه که از ما 14 میلیارد بسته اطلاعاتی سرقت شد از فرانسه که ازنظر وسعت و جمعیت اندازه کشور ماست، 70 میلیون قطعه-داده سرقت شده که عکس‌العمل‌ها به آن را دیدیم. از آلمان که این‌همه سروصدا شد 140میلیون سرقت شده است بر اساس همان سند، می‌بینیم در آلمان چه قانون‌هایی تصویب کردند. پارلمان آلمان قانونی تصویب کردند که حتی یک رأی منفی نداشت که خودشان گفتند این رأی بالا به یک قانون، در تاریخ آلمان بی‌سابقه است در این قانون بیان‌شده است که باید ما تمام حوزه شینگل را از اینترنت آمریکا جدا بکنیم. در اتحادیه اروپا قانون مشابهی تصویب می‌شود. در بلژیک و برزیل تصویب کردند که باید اینترنت آمریکایی را قطع کنیم. آن‌وقت در ایران تصویب کردند که اینترنت آمریکایی را ده برابرش بکنیم!

بر اساس زیرساخت‌های موجود و توسعه بدون برنامه آن الآن رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند دولت الکترونیک ما را قطع کند. چراکه «کیل سوئیچ اینترنت» زیردست اوباماست؛ یعنی اختیار دولت الکترونیک ما در دست رئیس‌جمهور دولتی است که با ایران اسلامی سر تخاصم و دشمنی دارد و وزیر ارتباطات ما دلال پهنای باند اینترنت و نماینده آژانس امنیت ملی آمریکا در ایران شده است و بجای سیاست‌های کلی نظام، در جمهوری اسلامی ایران سیاست‌ها رسمی آمریکا اعمال می‌شود.

شاید اگر مردم ما این چیزها را بدانند و مطالبه کنند، ویروس‌های خطرناک وابستگی، سخت‌تر و محدودتر رشد کنند و این اطلاع‌رسانی و ایجاد مطالبه وظیفه رسانه‌ها و به طریق اولاً رسانه‌های حزب‌اللهی است.

منتشر شده در هفته نامه یالثارات الحسین (ع) / شماره ۷۸۳ / مورخ چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۳

توی دهن دولتی می‌زنیم که به دنبال حاکمیت دوگانه باشد

گویا نشانه‌های «انقلاب اسلامی در فضای‌مجازی» به رهبری امام خامنه ای یکی‌یکی دارد رخ می‌نمایاند.
از وضعیت کاپیتولاسیونی اینترنت آمریکایی موجود و هشدارهای جدی ولی امر گرفته تا تلاش برای ایجاد حاکمیت دوگانه توسط عده معدودی در دولت، شباهت غیرقابل‌انکاری با جریانات پیش از انقلاب تا انقلاب اسلامی در 22 بهمن‌ماه 57 دارد.
پیش‌تر به بازخوانی سخنرانی مقتدرانه بت‌شکن انقلاب پرداختیم، آنجا که در اعتراض به کاپیتولاسیون در خرداد 1342 فرمودند: «… عزت ما پای‌کوب شد، عظمت ایران از بین رفت… مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌هایشان، با کارمندهای فنی‌شان با کارمندان اداری‌شان، با خدمه‌شان… از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند. ملت ایران را از سگ‌های آمریکا پست‌تر کردند. چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد مؤاخذه از او می‌کنند. چنان چه یک آشپز آمریکایی… بزرگ‌ترین مقام را زیر بگیرد، هیچ‌کس حق تعرض ندارد… من اعلام‌خطر می‌کنم… ای سیاسیون ایران من اعلام‌خطر می‌کنم… والله گناهکار است کسی که فریاد نکند. ای سران اسلام به داد اسلام برسید… ای علمای قم به داد اسلام برسید…»
اکنون نیز بعد از گذشت ۵۰ سال از سخنرانی انقلابی امام عظیم‌الشأن (ره)، متأسفانه کار به‌جایی رسیده که در فضای‌مجازی و شبکه‌های ضداجتماعی صهیونیستی-آمریکایی به‌راحتی آیات الهی، پیامبران و نبی مکرم اسلام (ص) و معصومین (ع) مورد وهن و وقیحانه‌ترین جسارت‌ها قرار می‌گیرد، فعالیت‌های تروریستی علیه ملت ایران تبلیغ و سازمان‌دهی می‌شود، امنیت اخلاقی مردم ایران مورد تجاوز و تعرض قرار می‌گیرد، حریم شخصی و حقوق شهروندی ایرانیان نادیده گرفته می‌شود، همه قوانین جمهوری اسلامی ایران در خاک ایران توسط این شرکت‌های آمریکایی نه‌تنها اجرا نمی‌شود که با گستاخی تمام زیر پا گذاشته می‌شود و تمام این موارد و موارد بسیار دیگر، نقض آشکار حقوق بشر نیز هست و به نظر می‌رسد تنها چون این کمپانی‌ها آمریکایی هستند، از قانون مستثنا شده‌اند! و اجازه دارند با حمایت برخی از دولت‌مردان ایرانی، عربده بکشند و آزادانه جنایت کنند.

indexروز گذشته نیز وقتی خبر «صدور حکم غیرقانونی عضویت وزیر ورزش در شورای‌عالی فضای‌مجازی توسط رییس‌جمهور» را در خیبرآنلاین خواندم، ناگاه سخنان امام در مواجهه با تلاش برای بقای حاکمیت دوگانه توسط بختیار بعد از تأسیس حکومت اسلامی را به یاد آوردم، آنجا که در اولین سخنرانی بعد از ورودشان به کشور عزیزمان می‌فرمایند: «من تو دهن این دولت می‌زنم»… و با بنی صدر نیز که همین رویه را در پیش گرفته بود، همانگونه برخورد کردند.
شورای‌عالی فضای‌مجازی در 17 اسفند 1390 طبق اصل 110 قانون اساسی، به دستور امام خامنه‌ای تأسیس و اعضاء حقوقی و حقیقی آن منسوب می‌شوند.
در نزدیک به سه سال گذشته، بنا به صلاحدید معظم له، دو شخصیت حقوقی یعنی وزیر دفاع و دادستان کل کشور و همچنین سه شخصیت حقیقی یعنی آقایان تقی‌پور، اخوان و اخیراً ضرغامی نیز با حکم مستقل و مستقیم امام امت به جمع اعضاء اضافه شدند.
ایشان «وظایف شورای‌عالی و مرکز ملّی فضای‌مجازی» را نیز به‌عنوان پیوست حکم، در 40 بند «با تأکید بر توجه جدّی به آن» به تک‌تک اعضاء ابلاغ می‌فرمایند.
یکی از اعضاء حقوقی منصوب‌شده از سوی رهبر عزیز انقلاب، رییس‌جمهور است که سمت رئیس شورای‌عالی نیز به وی داده می‌شود.
بر اساس ماده 7 آیین‌نامه داخلی شورا که به تأیید امام خامنه‌ای رسیده و در روزنامه رسمی نیز منتشر شده و قانون محسوب می‌شود، وظایف و اختیارات رئیس شورا عبارت است از: صدور حکم انتصاب و عزل دبیر شورا مطابق ماده ۲؛ ریاست و اداره جلسات شورا مطابق ماده ۵ و سایر مواد آیین‌نامه؛ تشکیل جلسه فوق‌العاده مطابق ماده ۶؛ ملاحظه مصوبات شورای‌عالی قبل از ارائه جهت استحضار مقام معظم رهبری مطابق ماده ۱۱؛ تأیید دستور جلسات شورای‌عالی مطابق ماده ۱۳.
درنتیجه کاملاً شفاف و واضح است که رییس‌جمهور حقوقدان به‌عنوان یک عضو، قانوناً حق نصب، عزل و اضافه و کم کردن اعضاء شورای‌عالی فضای‌مجازی را ندارد و دبیر شورا که همزمان ریاست مرکز ملی فضای‌مجازی را نیز به عهده دارد، بر اساس ماده 2 همین قانون «با پیشنهاد رییس شورا و بر اساس نظر موافق اکثریت مطلق اعضای شورا، به مقام معظم رهبری پیشنهاد و پس از تصویب معظم له با حکم رییس شورا منصوب» می‌شود.
حال این قوانین را بگذارید کنار خبر منتشر شده تا مفهوم القای حاکمیت دوگانه را درک کنید:
«به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان، دکتر نهاوندیان رئیس دفتر رئیس‌جمهور در نامه به دبیر شورای‌عالی و رئیس مرکز ملی فضای‌مجازی، موافقت دکتر حسن روحانی را با عضویت وزیر ورزش و جوانان در این شورا اعلام کرد.»
در ادامه این خبر مشکوک، رهبر فرزانه انقلاب نیز با لفظ عجیب «رهبرمعظمی ایران» خطاب می‌شوند و با حذف یکی از سران قوا و اکثر اعضاء غیردولتی ازجمله فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده نیروی انتظامی، رییس سازمان تبلیغات اسلامی، دادستان کل کشور و ده عضو حقیقی، اعضاء این شورا «سران دو قوه، رئیس سازمان صداوسیما، وزرای ارتباطات و فناوری اطلاعات، فرهنگ و ارشاد اسلامی، علوم و تحقیقات و فناوری، اطلاعات» اعلام می‌شود!
لذا در صورت صحت این خبر و با فرض اینکه رییس دفتر رییس جمهور از جایگاه خود سوء استفاده نکرده باشد و آقای روحانی صحت این خبر را تأیید کند، انتظار می‌رود:
– اعضاء حقوقی و حقیقی شورا به‌صورت جدی به این انتصاب غیرقانونی اعتراض کنند.
– دیوان عدالت اداری این حکم غیرقانونی را به قید فوریت ابطال کند.
– شورای نگهبان قانون اساسی علیه رییس‌جمهور به دلیل نقض آشکار قانون اساسی و دخالت در امور مرتبط با جایگاه ولایت‌فقیه و تلاش برای ایجاد حاکمیت دوگانه، اعلام‌جرم کند.
– نمایندگان مجلس ضمن محکوم کردن این بدعت خطرناک، طرح سؤال از رییس‌جمهور را در دستور کار قرار دهند.
– صداوسیما و رسانه‌های مکتوب و مجازی و خبرگزاری‌ها موضوع را با اولویت پیگیری کنند.
– دستگاه‌های امنیتی و قضایی فتنه‌گران نفوذ کرده در بدنه دولت را که با مشاوره‌های احمقانه خود این تصمیم غیرقانونی را ترسیم کرده‌اند، تحت تعقیب جدی قرار دهند.

و اما ازآنجاکه خبر کذایی مزبور از پایگاه رسمی وزارت ورزش و جوانان حذف شده است، به نظر می‌رسد بازهم می‌توان رد نفوذی‌های فتنه‌گر را در این ماجرا یافت، آن‌هایی که باز به مخفیگاه‌های خود خواهند خزید تا در فرصتی دیگر با مشاوره‌ها و اقدامات حساب‌شده خود برای کشور مزاحمت ایجاد کرده و بی‌تدبیری دولت را مضحکه عام و خاص کنند؛ لذا ازآنجاکه علی‌الظاهر بازهم شیطان‌صفتان به بیت ساده‌لوحان نفوذ کرده‌اند تا آبروی آن‌ها را به بازی بگیرند، به نظر می رسد پیش از آنکه دیر شود، دستگاه‌های امنیتی، انتظامی و قضایی بهتر است که انتشاردهندگان این‌گونه مطالب و مشاوران منحرف برخی مسئولین را شناسایی کرده و با آن‌ها برخورد جدی نمایند تا خدای‌ناکرده شاهد هزینه سازی بیشتر توسط آن‌ها نباشیم.

پ. ن: امید می رود پیش از آنکه گمانه زنی در مورد این اقدام عجیب و شک برانگیز دولت تبدیل به یقین شود، آقایان مسئول خودشان با تدبیر به پاسخگویی بدون خرج، این دندان لق را کنده و بیرون اندازند تا لازم نشود جوانان مومن و انقلابی با مشت محکم قبول زحمت کرده و باعث شوند حضرات مجبور به انجام عمل فک و صورت شوند!

دستور جلسه اخیر شورای‌عالی فضای‌مجازی قابل دفاع نیست

«روح‌الله مؤمن‌نسب» در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری سیتنا با انتقاد از موضوعات مطروحه در جلسهٔ اخیر شورای‌عالی فضای‌مجازی، گفت: در دستور جلسات شورای‌عالی فناوری اطلاعات که یک شورای کوچک و محدود دولتی است، شاهدیم که موضوعات مهمی چون دولت الکترونیک، شبکهٔ ملی اطلاعات و دیگر مسائل مهم کشور مورد بحث و تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد.
وی در ادامه افزود: اعضای شورای‌عالی فناوری اطلاعات، رییس‌جمهور و وزرای بهداشت، ارتباطات، آموزش‌وپرورش، دفاع و صنایع و معادن هستند؛ درحالی‌که شورای‌عالی فضای‌مجازی بسیار عظیم و مهم‌تر از شورای‌عالی فناوری اطلاعات است و 24 عضو شامل رأس همه قوای کشور در آن عضویت دارند که عملاً شورای فناوری اطلاعات بخشی از شورای‌عالی فضای‌مجازی محسوب می‌شود.
این کارشناس فضای‌مجازی با مقایسهٔ مصوبات شوراهای سطح میانه با شورای‌عالی فضای‌مجازی، خاطرنشان کرد: در کمیسیون تنظیم مقررات و سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی دربارهٔ تغییر نسل مخابرات صحبت و قانون‌گذاری می‌شود و موضوعاتی مانند تجمیع و تعطیلی 750 شرکت ISP و جایگزینی پنج شرکت بجای آن‌ها که موجب از بین رفتن رقابت و تثبیت انحصار می‌شود، مطرح می‌گردد.
مؤمن‌نسب در ادامه تصریح کرد: شورای‌عالی فضای‌مجازی با این ترکیب عظیم و جایگاه بالایی که در کشور دارد، دستور جلسهٔ خود را به موضوع دست چندمی پیامک، آن‌هم پیامک تبلیغاتی و باز نه کل پیامک‌های تبلیغاتی بلکه دربارهٔ اینکه جزییات تبلیغات به چه شکل باشد، می‌پردازد.
وی با بیان غافلگیری از انتخاب این موضوع در جلسهٔ اخیر شورای‌عالی فضای‌مجازی بعد از پنج ماه، گفت: دستور جلسهٔ شنبه‌شب با توجه به مسائلی مانند وضعیت شبکه‌های اجتماعی، نسل سوم و بالاتر اینترنت همراه، شبکهٔ ملی اطلاعات، پیوست‌های اجرانشدهٔ فرهنگی و پروژه‌های بدون پیوست‌فرهنگی و … به یک موضوع بسیار سطحی و دست پایین پرداخت.
معاون فناوری اطلاعات و رسانه‌های نوین مرکز فضای‌مجازی بسیج کشور در ادامه افزود: با توجه به این مسائل، دستور جلسهٔ اخیر شورای‌عالی فضای‌مجازی قابل دفاع نیست.
وی در ادامه تأکید کرد: اگر آقایان واقعاً نمی‌دانند چه مسائل مهمی در فضای‌مجازی مطرح است، می‌توان لیست بلند بالایی از این مباحث را تهیه کرد که به‌عنوان دستور جلسه موردبررسی قرار گیرد و اگر اطلاعات آنان در این حوزه مکفی و کامل است، توضیح دهند که چرا این موضوع سطح پایین انتخاب شد؟!/.

زخم تکنولوژی

ramim_ir
آنچه پیش‌رو دارید بخش نخست گفت‌وگوی سیاست روز با روح‌الله مومن‌نسب از کارشناسان فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی است. در این گفت‌وگو ضمن بررسی گسترش این شبکه‌ها، بایدها و نبایدهای ورود به آنها را مورد بحث قرار داده‌ایم/قسمت اول/

شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی به شکل قابل‌توجهی در جامعه ما گسترش ‌یافته‌اند و نمی‌شود فقط بگوییم مختص جوان‌هاست. این روزها همه اقشار شاید جوان‌ترها قدری بیشتر از سنین دیگر درگیر فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی شده‌اند. برای این که حضور ما در این شبکه‌ها و فضاها مطابق با فرهنگ اسلامی- ایرانی‌مان باشد چه باید کرد؟
فناوری و تکنولوژی قرار است به کمک انسان بیاید و باید دقت کنیم که اگر فناوری‌ای وارد کشورمان می‌شود، باید تمام نیازهای ما را تأمین کند، ضمن این که کمترین آسیب را هم به ما برساند. مثلاً ماحصل فناوری ارتباطات شبکه‌های اجتماعی شده است که از ارتباطات انسان‌ها با همدیگر یک اجتماع را تشکیل داده‌اند یا قرار است شکل بدهند که اسم آن را اجتماع یا جامعه مجازی گذاشته‌ایم. وقتی انسان‌ها وارد این جامعه می‌شوند با هم تبادل دیدگاه دارند و ارتباط برقرار می‌کنند. قطعاً شبکه‌های اجتماعی خودمان را لازم داریم. ضمن این که شبکه‌های اجتماعی خارجی که الان وجود دارند و از آنها استفاده می‌شود، اغلب شبکه‌های اجتماعی‌ای هستند که customize یا ساخته یا شخصی‌سازی شده‌اند.

برای چه کسانی؟
برای کشورهای تولیدکننده آن و این شبکه‌ها بر‌اساس فرهنگ و باورهای آنها ایجاد شده‌اند. مثلاً خیلی چیزها که در کشور ما ارزش است، شاید در آنجا ضد ارزش باشد…

یا برعکس…
همین‌طور است. ضد ارزش‌هایی که هست و آنجا به عنوان ارزش یا امری معمولی تلقی می‌شود، مثلاً تصاویر، حجاب خانم‌ها، برهنگی، خانواده، اصل خانواده و…. حداقلش این است که تعاریف در جامعه ما و آن جوامع در تضاد با هم هستند. آنها فرهنگ خودشان را دارند و ما هم فرهنگ ایرانی- اسلامی خودمان را داریم. بعد می‌بینیم فرهنگ ما خیلی غنی‌تر هم هست، فرهنگ چند هزار ساله‌ای که ما ایرانی‌ها به آن افتخار می‌کنیم، واقعاً نمی‌تواند در فرهنگ حداکثر چند صد ساله آنها هضم شود. این در واقع نشان‌دهنده پتانسیل عظیم و برتری ما نسبت به فرهنگ و تمدن غرب است. وقتی وارد چرخ‌گوشت مجازی شبکه‌های اجتماعی می‌شویم می‌بینیم زمانی که فرهنگ ما وارد آن می‌شود چیز دیگری بیرون می‌آید. بیش از ۱۲ میلیون نفر از کاربران اینترنت در ایران زیر هجده سال سن دارند و اینها آسیب‌پذیر و در سنینی هستند که شخصیت فرهنگی‌شان دارد شکل می‌گیرد. پس باید مراقبت کنیم.

چه باید کرد؟ آیا از فناوری استفاده نکنیم؟
خیر! این‌طور نیست، می‌توانیم از فناوری استفاده کنیم. فناوری یا تکنولوژی محصولاتی دارد. این محصول لزوماً نباید غربی باشد، می‌تواند ایرانی باشد، مثل خودروسازی که یک تکنولوژی است و محصولش خودرو می‌شود که می‌تواند ایرانی باشد. فضا جوری طراحی شده است که احساس می‌شود یک محصول یک تکنولوژی است. تا اسم شبکه اجتماعی می‌آید ذهنمان سراغ Facebook یا شبکه‌های اجتماعی غربی می‌رود. در صورتی که آن یک محصول از یک تکنولوژی است. تکنولوژی‌ای که هر کسی می‌تواند محصول خودش را بر‌اساس باورها، قوانین و مقررات داخلی و یک فضای منظم و قابل استفاده از آن بیرون بیاورد. بنابراین بهترین حالت این است که از این تکنولوژی برای خودمان محصولاتی تولید کنیم که این محصولات آفت‌های محصول غربی را نداشته و محاسنش را داشته باشد که اغلب محاسن اینها از ارتباطات شروع و به فعالیت‌های اجتماعی ختم می‌شود. طبق آماری که بنده گرفتم در ایران بیش از ۷۰۰ شبکه اجتماعی داریم، نظیر شبکه‌های اجتماعی مدارس. نباید بزرگی را به حجم ببینیم…

یعنی چیزی شبیه Facebook؟
بله، چیزی شبیه Facebook در یک مدرسه. آن مدرسه به نسبت خیلی بیشتر از Facebook و دیگر شبکه‌های اجتماعی هم عضو دارد یا برای دانشگاه و شاید نفوذش از بقیه شبکه‌های اجتماعی بیشتر باشد. شبکه‌های اجتماعی موضوعی مثلاً در مورد هنرمندان و مهندسین که در اینترنت زیادند. ضمن این که عبارت قانونی شبکه‌های اجتماعی را رسانه‌های کاربرمحور می‌گویند. کاربرمحور یعنی چه؟ یعنی وقتی کاربر را از آن بگیرید هیچ مزیت دیگری ندارد و یک اسکلت می‌ماند. کاربرمحورها دسته‌های مختلفی هستند و platformهایی برایشان تعریف شده است، مثلاً شبکه‌های اجتماعی، Micro blogها، Blog serviceها، Forumها و… که حدوداً ده تا هستند.
Micro blogها متن‌های کوتاه هستند، مثل Twitter، افسران. Link Sharing لینک و Video Sharing ویدئو را به اشتراک می‌گذارند، مثل آپارات. تعریف شبکه‌های اجتماعی هم مشخص است. Blog Service سرویس‌دهنده‌های وبلاگ هستند. Forumها انجمن‌های موجود در اینترنت است. جالب است، طی یک کار مطالعاتی برخلاف آنچه که همه فکر می‌کنند که بیشترین تولید محتوایی را Blog serviceها یا شبکه‌های اجتماعی انجام می‌دهند، متوجه شدیم Forumها یا انجمن‌ها بیشترین تولید محتوایی را دارند و در عرض یک سال انجمن‌ها ۵۰۰ میلیون صفحه جدید فارسی به اینترنت ایران اضافه کرده بودند.

در کشور ما انجمن‌های زیادی وجود دارد.
انجمن‌های تخصصی هم هستند. جالب این است که قاطبه انجمن‌ها تخصصی‌اند…

از علمی و اندیشه‌ای تا موسیقی و موسیقی‌های دلخواه و مانند اینها.
همین‌طور است. ایرانی‌ها به تبادل‌های فکری میل بیشتری نشان داده‌اند. تفریح یا به قول غربی‌ها fun یک بحث است، ولی وبلاگ‌نویسی در ایران خیلی زود رشد کرد و هنوز هم رونق خودش را از دست نداده‌ است. منِ نوعی وبلاگی دارم که هنوز دارم به‌روزش می‌کنم. چرا؟ چون فرد با هویت خودش به آنجا می‌آید محتوا تولید می‌کند. وبلاگ یعنی تولید محتوا نه بازنشر آن. معمولاً شبکه‌های اجتماعی بازنشر محتوا هستند.

بیشتر بازنشر محتوا هستند.
همین‌طور است. وبلاگ تولید محتوا می‌کند و سپس به تبادل نظر می‌گذارد و تعامل شکل می‌گیرد. این مسئله بسیار مهمی است، یعنی ما ایرانی‌ها بیشتر به مسائل فکری سوق پیدا کرده‌ایم. نباید به تبلیغات زیاد توجه کرد. به نظر من وبلاگ‌ها هنوز جایگاهشان را از دست نداده‌اند و حتی محتوای خیلی از شبکه‌های اجتماعی از همین وبلاگ‌ها تأمین می‌شود و در واقع وبلاگ‌ها زیربنایی‌تر هستند. Forumها یا انجمن‌ها هم رونق و کاربر زیادی دارند و کاربرها در آنجا در حال تعامل با همدیگر هستند. در انجمن پست یا مطلبی که یا تولیدی است یا از جای دیگری گرفته‌اید می‌گذارید و افراد مختلف دیدگاهشان را در باره آن می‌گویند. این فضا، فضای تبادل نظر و مناظره‌ای است. رونق خیلی خوبی هم دارد. پس بهترین حالت این است که از نمونه‌های ایرانی استفاده کنیم، حتی چیزهایی مثل اینستاگرام (Instagram) نمونه ایرانی دارد، لنزور (Lenzor) نمونه ایرانی خوبی هم هست…

ولی بخواهیم صریح بگوییم جذابیت آن را ندارد.
جذابیت آن به کاربرها و فعالیت‌هایشان بستگی دارد، یعنی در همان نمونه‌های خارجی‌شان Platform که تفاوتی ندارد. در اینجا نقدی وارد هست. نباید صرفاً مصرف‌کننده و ترجمه‌کننده باشیم. در حوزه علوم انسانی و تکنولوژی هم همین طور است. باید خلاقیت و نوآوری داشته باشیم. دستور حضرت آقا هم مواجهه فعال و مبتکرانه با فضای مجازی است. فعال و مبتکرانه دو مفهومی است که در فضای مجازی ما گم شده است. بخش خصوصی در جاهایی که فعال بوده خیلی موفق عمل کرده، اما در بعضی حوزه‌ها هنوز زیاد فعال نشده است. در فضای مجازی فقط کپی‌کاری دارد انجام می‌شود که این اشکال بزرگی است و هیچ خلاقیتی در آن دیده نمی‌شود و عیناً یک مطلب خارجی را برداشته و به فارسی ترجمه کرده و گذاشته است. البته همین که احساس مسئولیت کرده و مطلب را به زبان فارسی گذاشته کار ارزشمند و قابل تقدیری است.
ضمن اینکه می‌توانیم برتری‌های بزرگی داشته باشیم. یک نمونه‌اش را به دوستان طراح شبکه اجتماعی می‌گفتم که مثلاً شجره‌نامه در تاریخ ما بسیار مهم بوده است. الان در سایت‌هایتان شجره‌نامه را بازسازی کنید. هر کسی عضو می‌شود و جایش را در این درخت مشخص می‌کند و بعد ارتباطات شکل می‌گیرد و صله‌رحمی که دنبالش هستیم تقویت می‌شود. مباحث زیادی در این‌باره وجود دارند، مثلاً برتری‌هایی در شبکه از نظر زیرساخت داریم. سایتی که Serverاش در امریکا یا کشور دیگری هست، وقتی می‌خواهید آن را ببینید باید دنیا را دور بزنید تا ببینید. چند کشور را باید رد کنید تا به Server آن برسید، باید همه هزینه‌ها را بدهید و همه اطلاعاتتان را به اشتراک بگذارید تا بتوانید همین را ببینید، منتهی اگر سایت ایران باشد سرعت بالا می‌رود، به عنوان مثال در سایت آپارات سرعت load فیلم خیلی بیش از نمونه‌های خارجی است. چرا؟ چون در ایران است. عبارت فنی‌اش Cloud است و می‌تواند از Cloud (ابرهای اطلاعاتی) استفاده کند.
پس مزیت‌های زیرساختی هم داریم که می‌تواند کیفیت کار ما را بالا ببرد. دلیلش چیست که از نمونه‌های خارجی استفاده کنیم؟ تکنولوژی انحصار را شکسته است. هر سایتی را جلوی یک برنامه‌نویس بگذارید می‌تواند عین آن سایت را برایتان تولید کند. مراحل کارخانه و تشکیلات این چنینی که ندارد، یک کدنویس است، زیربنای قضیه را می‌داند، کد را می‌کشد و برایتان بازتولید می‌کند، پس انحصار ندارد. مزیت دیگرش چیست؟ کاربرانش. تلاش کنیم کاربر ایرانی که زبانش فارسی است جذب آن کنیم. اگر نتوانیم کاربر فارسی‌زبان ایرانی را جذب خودمان کنیم خیلی فاجعه است و با این کار اجازه می‌دهیم این بازار بزرگ کلیک ایران در اختیار خارج از کشور قرار بگیرد و همین باعث می‌شود رقم بزرگ سنگینی ارز از کشور خارج شود.

از همین طریق؟
بله، هر کلیک هفت سنت ارز از کشور خارج می‌کند.
اگر بخواهیم مصداقی صحبت کنیم، حدوداً ده سال پیش سایت www.cloob.com که یکی از شبکه‌های اجتماعی فارسی‌زبان در کشور ایجاد شد که هم‌اکنون هم فعال است…
حتی قبل از Facebook و جالب است که قبل از کلوب یک شبکه اجتماعی داشتیم به نام شبکه اجتماعی پارسیان یا پارس‌دیار که چند جوان قمی راه انداخته بودند و هنوز هم فعال است. اینها خیلی زودتر از Facebook در کشور به زبان فارسی راه افتادند و عضو و طرفداران زیادی دارند. چرا الان شرایط جوری است که به شبکه‌ اجتماعی‌ای مثل Facebook بیشتر توجه می‌شود و حساسیت نسبت به آن بیشتر است؟ اگرچه بعد از یک‌سری بحث‌ها و نظرها خیلی از وزرای ما از Facebook به cloob.com نقل مکان کردند. ما در برندسازی و مدل توسعه اشکال داریم. نه فقط درباره فضای مجازی، بلکه به هر کالایی که در کشور نگاه می‌کنیم دچار این مشکل هست و این فرصت را به نمونه‌های خارجی می‌دهد که خیلی سریع خودشان را نشان بدهند و بازارمان را تصاحب کنند.

شاید یک خودرو آن قدر آسیب برای ما نداشته باشد.
همین‌طور است. آنها به ‌خوبی می‌توانند برندسازی کنند، حتی می‌توانند معایبشان را به عنوان ویژگی و مزیت جلوه بدهند و بسته‌بندی شکیل کنند و تحویل ما بدهند و ما هم با علاقه آن را بگیریم، ولی ما نمی‌توانیم ویژگی‌ها و مزیت‌هایمان را خوب present یا ارائه کنیم. این باعث می‌شود فضا برای کسان دیگری که بیایند و بازار را به دست بگیرند آماده شود. این قدر بازار ITM آشفته است که هر کشوری که یک نرم‌افزار تولید کرده است در اینجا بازار دارد! نرم‌افزارهای اجتماعی که در موبایل‌ها هستند و خیلی ارتباطات و زیرساخت‌ها مهم است و مزیت زیرساخت با ماست، ساخت کشورهای دیگرند، نظیر ژاپنی، چینی، امریکایی، کره‌ای و کانادایی و می‌بینیم هر کشوری یک نرم‌افزار تولید کرده و در ایران ریخته و گرفته و این خیلی بد است.
مثلاً چه نرم‌افزارهایی؟
اگر اشتباه نکنم Tango ژاپنی، Wechat چینی، Viber متعلق به رژیم صهیونیستی است و یک افسر درجه‌دار این رژیم رئیس آن است، Instagram و whatsapp متعلق به شرکت‌های امریکایی و Facebook هستند، Instagram سرویس عکس Facebook و whatsapp سرویس موبایل Facebook است که مدیرعامل هر دوی اینها تأثیرگذارترین صهیونیست جهان است. ببینید چگونه در کشور ما وارد شده‌اند. نمونه‌های دیگر بسیارند.

قطعاً با هدف وارد شده‌اند.
همین‌طور است. پس سود اینها چیست؟ اگر فکر کنیم متوجه می‌شویم آنها در سایت‌هایشان تبلیغات که ندارند…

دنبال آن چند سنت نیستند.
اولاً دارند پهنای باند ما را خارج می‌کنند، ثانیاً خودشان اقرار می‌کنند بیشترین درآمدشان از فروش اطلاعات است. اطلاعات در عصر اطلاعات سرمایه اصلی است، مثل نفت در عصر نفت. در این میان ما اطلاعاتمان را به رایگان داریم می‌دهیم. اجازه بدهید داستان کوتاهی از یک اتفاق تاریخی برایتان بگویم. صد و خرده‌ای سال پیش در یک‌سری از شهرهای جنوبی ما مایع سیاه و بدبویی از زمین بیرون می‌زد و باعث شده بود این شهرها خالی از سکنه شوند و مردم از آن بدشان می‌آمد، زندگی‌شان را مختل و زمین‌هایشان را خراب کرده بود و کوچ می‌کردند. انگلیسی‌ها که دلشان برای دنیا می‌سوزد و هر جا ببینند مشکلی به وجود آمده است، سریع پیدایشان می‌شود تا مشکل را حل کنند! آمدند و گفتند ما مشکل شما را حل می‌کنیم. یک‌سری دستگاه آوردند و مایع سیاه را از زمین استخراج می‌کردند و با کشتی می‌بردند. مدت‌ها گذشت تا این که صدای یکی در آمد که این کار یعنی چه؟ دلسوزی هم حدی دارد، شب و روز دارند کار می‌کنند و دائم نیرو می‌فرستند. دلیلش چیست؟ چرا همین جا منهدمش نمی‌کنند و بلایی سرش نمی‌آورند؟! اینها دیدند دارد در ذهن مردم سئوال مطرح می‌شود، پول سیاهی به ما دادند و گفتند این هم پول همان روغن بدبوی سیاه فاضلابتان که داریم برایتان می‌بریم. مدت‌ها گذشت فهمیدیم این نفت است و کلی گذشت تا آن را ملی کردیم و تا امروز. همین امروز آیا هنوز ارزش نفت را می‌دانیم؟ نمی‌دانیم. چرا؟ چون داریم نفت‌فروشی می‌کنیم. انگلیسی‌ها با استعمار چه کردند؟ لغت استعمار یعنی آبادانی. اینها با اسم استعمار وارد کشورها می‌شدند و مردم روی سر اینها گل می‌ریختند. مستعمره یعنی جایی که آباد می‌شود، استعمارگر یعنی کسی که آباد می‌کند، عمران‌آور! الان هم به اسم سرویس دارند همین بلا را سر ما می‌آورند. کلمه سرویس را در نرم‌افزارهای فارسی به فارسی جستجو کردم، به این رسیدم: نوکری، چاکری! یعنی به نام نوکری وارد کشور می‌شوند و ما هم اصلاً فکر نمی‌کنیم چه دلیلی دارد به منِ ایرانی سرویس بدهد؟ بیمار ما را روی تخت بیمارستان و یک سرنگ پلاستیکی را تحریم و مریضمان را دچار مشکل کرد، بیمار یعنی کسی که همه دنیا او را خارج از جنگ می‌دانند.
چگونه است در اینجا دارد برایم نوکری می‌کند و سرویس ایجاد کرده است؟ سرویسی که تبلیغات هم ندارد. پس دارد از من کسب درآمد، از اطلاعاتم، افکار و ارتباطاتم استفاده و از من سوءاستفاده می‌کند. در جریان اسناد اسنودن که منتشر شد، دادگاهی در امریکا تشکیل دادند و مثلاً محاکمه کردند، فکر کنم سایت گوگل بود. وکیل سایت می‌گوید ما سرمایه‌گذاری کردیم، اطلاعات افراد را به دست آوردیم، پس این اطلاعات، اطلاعات کاربران گوگل جزو سرمایه من است و می‌توانم با آن هر معامله‌ای بکنم و به هر جا پول بیشتری دادند بفروشم. بخشی از اطلاعات فرد را که دوست دارم به او نمایش بدهم، نشان می‌دهم، ولی مالک اصل اطلاعات من هستم، یعنی حتی خود فرد هم نمی‌تواند ادعایی داشته باشد. بر‌اساس قوانین خودشان ادعایش را ثابت کردند و چه بسا برایش کف زدند و هورا کشیدند و تبرئه و تمام شد.
الان قیمت نفت و ارز را با اطلاعات و جابه‌جایی اطلاعات دارند تغییر می‌دهند. در مقابل ما با اطلاعاتمان چه کار می‌کنیم؟ بی‌ارزش‌ترین چیزی که مد‌نظرمان هست مثل همان نفتی که فکر می‌کردیم باید از شرش خلاص شویم اطلاعات است. اطلاعاتمان را دو دستی تقدیم می‌کنیم، پول هم رویش می‌گذاریم و خواهش می‌کنیم اطلاعات ما را ببرند. نمونه‌اش خرید پهنای باند بین‌المللی است. پهنای باند بین‌المللی یعنی چه؟ یعنی وقتی از پهنای باند بین‌المللی استفاده می‌کنید، برای دیدن سایت sanjesh.org هم باید از امریکا رد شوید. این چه منطقی دارد؟ مثل این است که می‌خواهم با شما مکالمه کنم، ۰۰۱ را بگیرم. منطقش چیست؟ آیا کیفیت صدا پایین می‌آید؟ می‌گویند قیمت اینترنت بالاست. معلوم است قیمت اینترنت بالا می‌رود، چون باید به چند شرکت پول بدهید تا این مسیر را برود و بیاید، باید هزینه‌ کابل‌های زیردریایی و شرکت‌های واسطه را که الی ماشاءالله زیاد هم هستند بپردازیم. آن وقت می‌گوید نه! چون ایران تحریم است، مستقیم به ایران نمی‌فروشم. ایران باید پهنای باند را از کشورهای اطراف بگیرد. دوباره از کشورهای اطراف خواهش می‌کنیم واسطه ما و امریکا شوند، بروند پهنای باند امریکایی را بیاورند و با پول خودمان اطلاعات ما را به امریکا بدهند!

در حالی که می‌توانیم داخل کشور این پهنای باند را داشته باشیم.
ببینید این قضیه تا کجاها پیشرفت کرده است.

درباره شبکه Viber که اشاره شد متعلق به رژیم صهیونیستی است، ظاهراً ژاپن آن را خریده است.
همان‌طور که عرض شد نرم‌افزارها با یک هدف ساخته، پرداخته و توسعه داده شده‌اند.

اول بفرمایید، آیا ژاپن Viber را خریده است؟
در اخبار مطالبی شنیدم، ولی از صحت خبر مطمئن نیستم و باید در این‌باره بیشتر تحقیق کرد، منتهی این معاملات سرمایه و بورسی است، یعنی با مدیر و تشکیلاتش جابه‌جا می‌شود و هیچ تفاوتی نمی‌کند. ممکن است کشوری در کشور دیگری سرمایه‌گذاری کند و این اتفاق بارها در تجارت افتاده است. آنچه اهمیت دارد هدف تشکیلات است. وقتی IPهای نرم‌افزار را ردیابی (trace) کردیم البته نه در فضای واقعی، بلکه در فضای مجازی که هر کسی می‌تواند این کار را در اینترنت انجام بدهد به خاک سرزمین‌های اشغالی رسیدیم، یعنی محل serverهای اطلاعاتی این نرم‌افزار در رژیم صهیونیستی است. نمونه‌های دیگری هم هستند، مثل whatsapp. صهیونیست‌ها لیست ده نفره‌ای از تأثیرگذارترین صهیونیست‌های جهان دارند. نفر اولش که رئیس  whatsapp، Facebook و Instagram است، زاکربرگ، نفر دوم بنیامین نتانیاهو و نفر سوم قائم‌مقام زاکربرگ است. یعنی در این لیست از سه نفر اول دو نفرشان دست‌اندرکاران اصلی همین شبکه‌های اجتماعی هستند.

به‌واسطه مدیریتشان در این شبکه‌های اجتماعی تأثیرگذارترینند؟
بله. دقیقاً همین‌طور است. وقتی گستره اینها را در نظر بگیرید، می‌بینید این آدم خیلی بهتر از حتی شیمون پرز و بنیامین نتانیاهو می‌تواند حرف رژیم صهیونیستی را به دنیا برساند. شیمون پرز که به خاطر سن زیادش هیچ وقت مسافرت نمی‌رود به امریکا رفت و سه روز مهمان شرکت Facebook و نرم‌افزارهایش بود و در آنجا گفت: «گزارش خبرنگار نیویورک‌تایمز را که می‌خواندم، نوشته بود شرکت Facebook بهترین ابزار برای گسترش صلح به سبک صهیونیستی است». می‌گفت: «تعجب می‌کردم و بلافاصله بعد از آن گفت ایران بزرگ‌ترین خطر برای جامعه بشری است». با این توصیفات باید به چه پیامی برسیم؟ مگر می‌شود باور کرد آنها دلسوز ما هستند؟ قطعات مسافربری را ممنوع کردند.

و حالا یک سئوال؟ تا به حال فکر کرده‌اید، در اوج به قول خودشان تحریم‌های فلج‌کننده که به شورای امنیت بردند و همه چیز ما را تحریم کردند و حتی پرنده‌ای که می‌خواستیم صادر کنیم، شامل تحریم می‌شد چرا در بحث فناوری اطلاعات نه‌تنها تحریم نشدیم که تکنولوژی اطلاعات گسترش هم یافت؟! نرم‌افزارهایی که اسم بردیم، همه در زمان تحریم ایجاد شده‌اند و نرم‌افزارهای جدیدی هستند و نهایتاً عمرشان سه چهار سال است. سئوال این است که اگر ما تحریم هستیم، چرا دارید پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌تان را به ما می‌دهید؟ و حالا که دادید، چرا گسترشش می‌دهید؟ مثلاً اوباما در کنگره گزارش می‌دهد بودجه جنگ نرم علیه ایران را چگونه خرج کرده است. بند اول گزارشش راجع به چیست؟ می‌گوید اندروید را وارد ایران کردیم. فیلمش هم در اینترنت موجود هست. بدبین نیستم، ولی باید روی این موضوعات فکر کنیم. یعنی بودجه جنگ نرم علیه ایران را داده‌ و اندروید وارد ایران کرده‌ای؟ اندروید پیشرفته‌ترین سیستم توست. یعنی ایران را پیشرفته و متمدن کنی؟

درباره فیلترینگ آماری بدهید و بحث را جمع‌بندی کنیم.
در باره فیلترینگ هوچی‌گری و تبلیغات زیاد می‌شود، مخصوصاً از تریبون‌های غربی داخلی و خارجی. یک سال و نیم دو سال پیش یک تحقیق مطالعاتی انجام دادیم. در حال حاضر فیلترینگ در غرب خیلی جدی‌تر از سال‌های گذشته شده است.

در ایران؟
همان روال قبلی‌اش را دارد. یعنی همان قانون جرایم رایانه‌ای مصوب سال ۸۸ در حال حاضر اجرا می‌شود. آمار فیلترینگ ایران را از خود ایران گرفتم، منتهی آمار رژیم صهیونیستی، انگلستان، فرانسه و امریکا را از گزارش‌های بین‌المللی در آورده‌ام. از پنج هزار سایت اول جهان، ۴۸۶۸ تایش در رژیم صهیونیستی فیلتر است، یعنی ۹۷ درصد.

یعنی خود رژیم صهیونیستی بیشترین میزان فیلترینگ را دارد.
دقیقاً همین‌طور است. جست‌وجو کردم ببینم دلیلش چیست؟ متوجه شدم اینها دو قانون اصلی دارند که به استناد آن سایت‌ها را فیلتر کرده‌اند؛ اول این که هر کس از مردمم درآمد دارد باید مالیاتش را بدهد. کلیک درآمد است و باید مالیات کلیکش را بدهد. خیلی از سایت‌ها را به این دلیل بسته است مثلاً سایت‌هایی که نمایندگی نداشتند. دوم این که باید حاکمیت صد در صدی بر اطلاعات مردمم داشته باشم. البته در قانون اساسی ما هم هست و در اصل سوم پنجمین وظیفه دولت این است که جلوی نفوذ اجانب به داخل کشور را بگیرد. این قانون در ایران اجرا نشد و در آنجا اجرا کردند و می‌گوید چون اینها دارند به کاربر من دسترسی پیدا می‌کنند، پس برای دفاع از کاربرم باید دسترسی آنها به کاربرم را قطع کنم. در اینجا گفته می‌شود دسترسی کاربر به فلان سایت قطع شد، در صورتی که دسترسی فلان سایت به کاربر قطع شد. آن شأن بالاتری دارد، آن به کاربر و اطلاعاتش دسترسی داشته است. دومین کشور انگلستان است که ۷۰ درصد یعنی از پنج هزار سایت ۳۵۴۵ تایش فیلتر شده است. با خودشان هم در فضای مجازی و رسانه‌هایشان بحث کردم و هیچ کدامشان دفاعی نداشتند، چون این گزارش مستدل است. فرانسه ۶۶ درصد، امریکا ۳۶ درصد و ایران ۲۰ درصد فیلترینگ دارد. می‌بینید میزان فیلترینگ ایران از همه اینها پایین‌تر است. در سال گذشته نخست‌وزیر انگلستان رسماً همه خبرنگارها را جمع کرد و گفت: «از این لحظه اینترنت خانواده‌پسند در انگلستان اجرا می‌شود، به این معنا که هر سایتی که حاوی تصاویر و محتوایی بود که برای افراد زیر هجده سال نامناسب است، در انگلستان اجازه بروز ندارد و جلویش را می‌گیرم». بعد هم اعلام کرد: «حتی برای این کار نیاز به قانون ندارم».

و اسمش را هم اینترنت خانواده‌پسند گذاشت.
چند وقت پیش دیدید، نخست‌وزیر ترکیه گفت اگر به من رأی بدهید این دو سایت امریکایی را می‌بندم و به خاطر همین هم رأی بالایی آورد.

چسب زخمی که روی لپ‌تاپتان چسباندید برای چیست؟
سئوالم این است که چند بار از دوربین‌هایی که در گوشی‌ها و لپ‌تاپمان هست استفاده کرده‌ایم؟ این چشمی است که شبانه‌روز می‌تواند مرا ببیند. شرکتی که این وسیله را ساخته است، قطعاً دسترسی دارد، منتهی نرم‌افزارهای کوچک و کم‌حجمی هم هستند که از طریق کامپیوترهایتان به صورت ایمیل ارسال می‌شوند و متوجه نمی‌شوید و ویروس هستند، وارد سیستمتان می‌شوند و دوربینتان را فعال و از آن استفاده می‌کنند. نباید در برابر این تکنولوژی‌ها تسلیم باشیم، وقتی وارد شد ببینیم چه چیز آن به درد می‌خورد. در دو سه سالی که دارم از این لپ‌تاپ استفاده می‌کنم یک ساعت هم از دوربین آن استفاده نکرده‌ام. چرا باید شبانه‌روز مرا نگاه کند؟ اسم این دوربین را گذاشته‌ام: زخم‌هایی که تکنولوژی دارد به حریم خصوصی ما می‌زند.

برای همین هم چسب زخم زده‌اید.
همین‌طور است/.

منبع: روزنامه سیاست روز (۲شنبه/۷مهر/شماره۳۷۳۳)

ادامه دارد…