دستور جلسه اخیر شورای‌عالی فضای‌مجازی قابل دفاع نیست

«روح‌الله مؤمن‌نسب» در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری سیتنا با انتقاد از موضوعات مطروحه در جلسهٔ اخیر شورای‌عالی فضای‌مجازی، گفت: در دستور جلسات شورای‌عالی فناوری اطلاعات که یک شورای کوچک و محدود دولتی است، شاهدیم که موضوعات مهمی چون دولت الکترونیک، شبکهٔ ملی اطلاعات و دیگر مسائل مهم کشور مورد بحث و تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد.
وی در ادامه افزود: اعضای شورای‌عالی فناوری اطلاعات، رییس‌جمهور و وزرای بهداشت، ارتباطات، آموزش‌وپرورش، دفاع و صنایع و معادن هستند؛ درحالی‌که شورای‌عالی فضای‌مجازی بسیار عظیم و مهم‌تر از شورای‌عالی فناوری اطلاعات است و 24 عضو شامل رأس همه قوای کشور در آن عضویت دارند که عملاً شورای فناوری اطلاعات بخشی از شورای‌عالی فضای‌مجازی محسوب می‌شود.
این کارشناس فضای‌مجازی با مقایسهٔ مصوبات شوراهای سطح میانه با شورای‌عالی فضای‌مجازی، خاطرنشان کرد: در کمیسیون تنظیم مقررات و سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی دربارهٔ تغییر نسل مخابرات صحبت و قانون‌گذاری می‌شود و موضوعاتی مانند تجمیع و تعطیلی 750 شرکت ISP و جایگزینی پنج شرکت بجای آن‌ها که موجب از بین رفتن رقابت و تثبیت انحصار می‌شود، مطرح می‌گردد.
مؤمن‌نسب در ادامه تصریح کرد: شورای‌عالی فضای‌مجازی با این ترکیب عظیم و جایگاه بالایی که در کشور دارد، دستور جلسهٔ خود را به موضوع دست چندمی پیامک، آن‌هم پیامک تبلیغاتی و باز نه کل پیامک‌های تبلیغاتی بلکه دربارهٔ اینکه جزییات تبلیغات به چه شکل باشد، می‌پردازد.
وی با بیان غافلگیری از انتخاب این موضوع در جلسهٔ اخیر شورای‌عالی فضای‌مجازی بعد از پنج ماه، گفت: دستور جلسهٔ شنبه‌شب با توجه به مسائلی مانند وضعیت شبکه‌های اجتماعی، نسل سوم و بالاتر اینترنت همراه، شبکهٔ ملی اطلاعات، پیوست‌های اجرانشدهٔ فرهنگی و پروژه‌های بدون پیوست‌فرهنگی و … به یک موضوع بسیار سطحی و دست پایین پرداخت.
معاون فناوری اطلاعات و رسانه‌های نوین مرکز فضای‌مجازی بسیج کشور در ادامه افزود: با توجه به این مسائل، دستور جلسهٔ اخیر شورای‌عالی فضای‌مجازی قابل دفاع نیست.
وی در ادامه تأکید کرد: اگر آقایان واقعاً نمی‌دانند چه مسائل مهمی در فضای‌مجازی مطرح است، می‌توان لیست بلند بالایی از این مباحث را تهیه کرد که به‌عنوان دستور جلسه موردبررسی قرار گیرد و اگر اطلاعات آنان در این حوزه مکفی و کامل است، توضیح دهند که چرا این موضوع سطح پایین انتخاب شد؟!/.

A nice entry

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Aenean commodo ligula eget dolor. Aenean massa. Cum sociis natoque penatibus et magnis dis parturient montes, nascetur ridiculus mus. Donec quam felis, ultricies nec, pellentesque eu, pretium quis, sem.

Nulla consequat massa quis enim. Donec pede justo, fringilla vel, aliquet nec, vulputate eget, arcu. In enim justo, rhoncus ut, imperdiet a, venenatis vitae, justo. Nullam dictum felis eu pede mollis pretium. Integer tincidunt. Cras dapibus. Vivamus elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae, eleifend ac, enim.

ادامه خواندن A nice entry

Entry with Audio

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Aenean commodo ligula eget dolor. Aenean massa. Cum sociis natoque penatibus et magnis dis parturient montes, nascetur ridiculus mus. Donec quam felis, ultricies nec, pellentesque eu, pretium quis, sem.

Nulla consequat massa quis enim. Donec pede justo, fringilla vel, aliquet nec, vulputate eget, arcu. In enim justo, rhoncus ut, imperdiet a, venenatis vitae, justo. Nullam dictum felis eu pede mollis pretium. Integer.

  • Donec posuere vulputate arcu.
  • Phasellus accumsan cursus velit.
  • Vestibulum ante ipsum primis in faucibus orci luctus et ultrices posuere cubilia Curae;
  • Sed aliquam, nisi quis porttitor congue

ادامه خواندن Entry with Audio

Lorem ipsum

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Aenean commodo ligula eget dolor. Aenean massa. Cum sociis natoque penatibus et magnis dis parturient montes, nascetur ridiculus mus. Donec quam felis, ultricies nec, pellentesque eu, pretium quis, sem.

  1. Nulla consequat massa quis enim.
  2. Donec pede justo, fringilla vel, aliquet nec, vulputate eget, arcu.
  3. In enim justo, rhoncus ut, imperdiet a, venenatis vitae, justo.

Nullam dictum felis eu pede mollis pretium. Integer tincidunt. Cras dapibus. Vivamus elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae, eleifend ac, enim. Aliquam lorem ante, dapibus in, viverra quis, feugiat a, tellus.

ادامه خواندن Lorem ipsum

همه‌اش را که نمی‌شود گفت!

13901007120711_PhotoL

1، 2، 3، 4، 5، … شمارشِ گل‌های قالی تمام شد و شرمِ حضورِ من ناتمام ماند!

از روزِ دوازدهِ ده، ساعت پانزده  می‌گویم که خودم را به وبلاگ نویسانِ دعوت‌شده چسباندم، تا به حرمتِ پاکیِ آن‌ها به خانه یکی از شهدای فتنه راهم دهند…

جایی نزدیکی های در، جا شدم، به سختی نشستم و تلاش می‌کردم در میانِ گل‌های قالیِ خانه شهید ذوالعلی، جایِ پایِ رئیس‌جمهور را پیدا کنم و در همان حال با خودم می‌گفتم: مگر می‌شود آقای روحانی که به شهادتِ رسانه ملی، هر هفته به ملاقاتِ خانواده شهدا و جانبازان می‌رود و با مناسبت و بی‌مناسبت به ایتام و کودکانِ نیازمند سرکشی می‌کند، در سالروز 9 دی، خانواده شهدای فتنه را فراموش کند؟ شهدایی که اگر رشادت های آن‌ها نبود، چیزی از مردم‌سالاری باقی نمانده بود تا برآیندش شود دولتِ تدبیر و امید! و مگر می‌شود باور کرد رئیس‌جمهور بر سرِ یتیم های آسایشگاه فلان دست بکشد و واژه‌های یتیمِ دفترِ جوانِ شهیدِ شهر را فراموش کند؟ دفتری که به شهادتِ پدرِ شهید، قلمِ صاحبش تا «بسم رب الشهدا و الصدیقین» را نمی نوشت، راه نمی‌افتاد!

شاید رئیس‌جمهور هم مثلِ من شرمِ حضور داشتند زیرا ممکن نیست کسی بتواند به چشم های خانواده ذوالعلی زل بزند و گونه‌های خیسشان را به فراموشی حواله کند! و آن‌ها حق دارند حتی ساکتان فتنه را فراموش نکنند چه رسد به رأس و سم و دم و زیرِ دمِ فتنه را که عطشِ قدرتشان انگار فقط با طعمِ خونِ جوانانِ سرزمین من رفع می‌شد، که نشد!

هوای تهران کثیف بود آن روز، ولی حال و هوای خانه ذوالعلی، بارانی! و من نمی‌دانم چرا بدنم از سوزِ سرمایِ سکوتِ بی‌پایان برخی خواص می‌لرزید و قطراتِ بارانِ چشمِ آن خانواده وقتی روی گلبرگ های گل هایِ قالی می‌افتاد، گاهی سرم را بلند می‌کردم و لب لرزان پدر و پسر و هق هقِ صدای مادر شهید، دوباره چشمم را به زمین می‌چسباند و زیر لب می‌گفتم: لعنت بر جنبش قهوه‌ای و جنبنده‌های آن، که دندانِ براقِ «گرگ اوباما» و «هو هوِ نتانیاهو» را به ما نمایاند، درحالی‌که آب از دهانشان می‌ریخت و زوزه می‌کشیدند و می‌خندیدند به حالِ زارِ ملتِ بهت‌زده از بی‌حیایی عده‌ای معدود که شکم های ورقلمبیده شان پُر بود از پولِ بیت‌المال و وزن سنگینشان را بر رویِ آبرویِ ایرانِ ما آوار کرده بودند تا نفس بُر کنند انقلاب را، ولی نفسشان را امتِ 9 دی بُرید؛ به حمدالله.

آقای روحانی را اگر از معدود اطرافیانش که هنوز راهِ بستنِ نفسِ شهر را در باز کردن فیس بوک و توئیتر می‌دانند، جدا کنیم، برای ما تومانی صد نار با «خخخخخخخخ»ها تفاوت دارد که دریدگی‌شان را از صدقه سرِ رأفت حکومتِ اسلامی، این روزها چند چندان کرده‌اند.

با این حال، حال و هوای من هنوز ابری است و مدام رعدی هوایِ فکرم را مشوش می‌کند که چرا نه رئیس‌جمهور و نه رؤسای دو قوه دیگر در میانِ ما نبودند آن روز، که شاید اگر می‌بودند، این بار برادرِ «شهید امیر حسام ذوالعلی» هر چه دلِ تنگش می‌خواست با آن حیای مثال زدنی‌اش می‌گفت؛ همه‌اش را… البته درِ گوششان… شاید/.

شرحِ متن و حواشیِ آن روز را در «جلبک ستیز» بخوانید.

Entry with Post Format “Video”

http://vimeo.com/groups/stockfootage/videos/41629603

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Aenean commodo ligula eget dolor. Aenean massa. Cum sociis natoque penatibus et magnis dis parturient montes, nascetur ridiculus mus. Donec quam felis, ultricies nec, pellentesque eu, pretium quis, sem. Nulla consequat massa quis enim. Donec pede justo, fringilla vel, aliquet nec, vulputate eget, arcu. In enim justo, rhoncus ut, imperdiet a, venenatis vitae, justo.

Nullam dictum felis eu pede mollis pretium. Integer tincidunt. Cras dapibus. Vivamus elementum semper nisi. Aenean vulputate eleifend tellus. Aenean leo ligula, porttitor eu, consequat vitae, eleifend ac, enim. Aliquam lorem ante, dapibus in, viverra quis, feugiat a, tellus.

 

ادامه خواندن Entry with Post Format “Video”

موضعِ امیرالمؤمنین (ع) در مواجهه با اجدادِ فیس‌بوک بازها و امثالِ فیس‌بوک

برای کسی چون بنده، که گنج‌ها را برای گنجه می‌ستانم و معرفتم به کسب معرفتی از معارف هم نمی‌رسد، تفأل راهگشاترین راه است!

از ضبط مناظرۀ «به‌روز» که برگشتم، حال و هوایِ حواشیِ آن و چیزهایی که از میلِ برخی دوستان به فیسبوکِ آمریکایی شنیده بودم، احوالم را کمی مشوش کرده بود و تلاش می‌کردم آنچه گوش‌هایم شنیده است را در زودپز مغزم، زود بپزم! اما آن‌قدر ناپز بود که ناچارم کرد گنجی را از گنجه بیرون کشم و راهگشاترین راه را پی گیرم.

نتیجه تفألِ مشترک با شریکِ زندگی‌ام به گنج، شد خطبه 34 نهج‌البلاغه که با عبارتِ «اُف بر شما» آغازشده و هنوز رنگِ خونِ دل‌هایِ امیرِ مؤمنان را به چشمانِ بی‌بصیرتِ امثالِ من نیز نمایان می‌کرد و اشک را جاری و تن را از ترسِ غضبِ خدا، لرزان…

امیر عاشقان در بخشی از خطبه آتشینِ خود، با ذوالفقار برّان زبانشان فرمان خدا را این‌گونه بر گوشِ خفتگان می‌نوازند:

وَاللّهِ اِنَّ امْرَءاً یُمَکِّنُ عَدُوَّهُ مِنْ نَفْسِهِ یَعْرُقُ لَحْمَهُ، وَ یَهْشِمُ عَظْمَهُ، وَ یَفْری جِلْدَهُ، لَعَظیمٌ عَجْزُهُ، ضَعیفٌ ما ضُمَّتْ عَلَیْهِ جَوانِحُ صَدْرِهِ. اَنْتَ فَکُنْ ذاکَ اِنْ شِئْتَ، فَاَمّا اَنَا فَوَاللّهِ دونان اُعْطِیَ ذلِکَ ضَرْبٌ بِالْمَشْرَفِیَّةِ تَطیرُ مِنْهُ فَراشُ الْهامِ، وَ تَطیحُ السَّواعِدُ وَ الاقْدامُ، وَ یَفْعَلُ اللّهُ بَعْدَ ذلِکَ ما یَشاءُ.
سوگند به حق، کسی که زمینۀ سلطۀ دشمن را بر خود فراهم کند تا دشمن گوشتش را بخورد و استخوانش را بشکند و پوستش را بکَند، عجز و بی غیرتیش بزرگ است و دلش که در قفسه سینه‌اش جای دارد، ناتوان و ضعیف!
تو اگر می‌خواهی این‌گونه باش، اما من به خدا قسم قبل از آنکه فرصتِ سلطه به دشمن بدهم، با شمشیرِ مَشرَفی چنان بزنم که استخوان ریزه‌هایِ سرش بپرد و بازو و قدمش قطع شـود و بعد از آن خداونـد هر چـه را خواهـد انجام دهـد.

بگذارید نتیجه‌گیری از بیانِ فصیحِ مولا را همچون مناظرۀ قیچی کاری شدۀ پخش‌شده، به عهده خود شما بگذارم، در پاسخ به اینکه:

آیا فیس‌بوک «زمینۀ سلطۀ دشمن» بر ما را فراهم می‌کند؟ و در صورت حضور جسم امام در میان ما، موضعِ امیرالمؤمنین (ع) در رابطه با امثال فیس‌بوک چه می‌بود؟

– شمشیرِ مَشرَفی، منصوب به «مَشرَف» یکی از شهرهای یمن است که شمشیرهای آبدیده اش، معروف بوده است.